"برای خداحافظی اومدم"

چشای خیابون به من زل زده
یه حسی باهامه ولی مبهمه
گرفتار ابرای پاییزی ام
یه دریا ببارم هنوزم کمه

هوا سرخِ سرخه، افق «توو-همه»
گره خورده پیشونی آسمون
برای خداحافظی اومدم
نمیشه بگی: «شام، پیشم بمون»

توو شبگردی دورِ رؤیای تو
ببین جفتِ پاهام تاول زده
توی لیگ دیوونه ها قلب من
به بالای بالای جدول زده

توو این شهرِ آلودۀ بی نفس
عجیبه که بی تو نفس می کشم
اگه توی خوابم تو ترکم کنی
من از خواب و رؤیام دس می کشم

برای خداحافظی اومدم
چه راحت به ابروی تو باختم
برای خداحافظی اومدم
چه دامی برای خودم ساختم

توی گرگ و میش چشات گم شدم
هوای نگاهت عجب حالیه!
نمیشه کمی بیشتر دق کنم؟!
کنار تو دق کردنم عالیه

برای خداحافظی اومدم
ولی باز درگیر رؤیا شدم
نفسهات اشکامو تبخیر کرد
ببین همنشینت توو ابرا شدم

توو تکرار بی حرمت کوچه ها
چه جوری تو از عشق دل میکنی
خرابم، ولی ناامیدم نکن
بگو با منی با منی با منی

برای خداحافظی اومدم
هنوزم تبِ عشقو نشناختم
برای خداحافظی اومدم
ولی باز با تو غزل ساختم

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقاي نوري زاد ترانه زيبا و يه دستي بود.پايدار باشيد.
  • سلام کار زیبایی خوندم ازتون کار خوش وزن و روانی بود چشای خیابون به من زل زده یه حسی باهامه ولی مبهمه (یه حسی حشوه.یا یه حس یا حسی.هردوش یک معنی رو میده.دلیلی برای حضور ولی پیدا نمیکنم.یه حس باهامه که مبهمه.ولی نیاز نیست چون تقابل و تناقضی وجود نداره) گرفتار ابرای پاییزی ام یه دریا ببارم هنوزم کمه (هنوزم به نظر من کلمه ی مناسبی نیست.هنوز بیشتر بر زمان دلالت میکنه.هنوز زوده...هنوز نرفتم....هنوز یادمه...اینجا کاربرد ندارم به نظر من.ببارم هم کمه یا بازم کمه شکل صحیحشه) هوا سرخه سرخه، افق «توو-همه»(سرخ سرخه شکل صحیح نوشتاریشه.سرخه سرخه هردوش به معنی سرخ است هست.رسم صحیح نوشتنو رعایت کنیم.جای هوا و افق رو اگر عوض کنیم بهنظر من منطقی تره.حالا شاید سلیقه ای باشه) گره خورده پیشونی آسمون برای خداحافظی اومدم نمیشه بگی: «شام، پیشم بمون» توو شبگردی دورِ رؤیای تو ببین جفتِ پاهام تاول زده (تصویر و تعبیر زیبایی نبود از نظر من.بازم سلیقه ایه) توی لیگ دیوونه ها قلب من به بالای بالای جدول زده(فوتبالی نیستم!نمیدونم به بالای جدول زدن اصطلاح فوتبالیه یا نه.اما از نظر من به بالای جدول میرن منتقل میشن...نمیزنن!بازم نمیدونم اگر اصطلاح خاصیه) توو این شهرِ آلودۀ بی نفس عجیبه که بی تو نفس می کشم اگه توی خوابم تو ترکم کنی من از خواب و رؤیام دس می کشم بند زیباییه برای خداحافظی اومدم چه راحت به ابروی تو باختم (کلمه ی ابرو یه مقدار غریبه با کار.ذهن منو برد سمت شعر کلاسیک) برای خداحافظی اومدم چه دامی برای خودم ساختم توی گرگ و میش چشات گم شدم هوای نگاهت عجب حالیه! نمیشه کمی بیشتر دق کنم؟! کنار تو دق کردنم عالیه بازم بند خوبیه برای خداحافظی اومدم ولی باز درگیر رؤیا شدم نفسهات اشکامو تبخیر کرد ببین همنشینت توو ابرا شدم توو تکرار بی حرمت کوچه ها چه جوری تو از عشق دل میکنی (سختگیرانه بخوام نگاه کنم تو وزن پر کنه چون نبودنش آسیبی نمیزنه به کار) خرابم، ولی ناامیدم نکن بگو با منی با منی با منی (تکرار رو دوست داشتم) برای خداحافظی اومدم هنوزم تبِ عشقو نشناختم برای خداحافظی اومدم ولی باز با تو غزل ساختم کار خوبی بود در کل ببخشید که یه مقدار پرحرفی کردم.و اگر جسارتی صورت گرفت هم عذر میخوام. بهرحال نظر شخصیم رو گفتم براتون آرزوی موفقیت دارم دوست عزیز.
    • سلام خانم پهلوانی، واقعا عالی و حرفه ای نقد کردید ؛ اصلا من به قسمت های "هنوزم" و "یه حسی " دقت نکرده بود که حشو دارن ؛ از نقد منصفانه ی شما هم لذت بردم...
    • سرکارخانم پهلوانی سلام بر شما ابتدا تشکر میکنم از اینکه لطف کردید و وقت گذاشتید برای بررسی این تجربه. جای تقدیر داره. بخصوص اینکه اشتباه تایپی مربوط به "سرخه سرخه" رو یادآور شدید. تصحیحش میکنم. چون خودم به شدت حساسم روی تایپ، از ین بابت از شما تشکر ویژه میکنم. ترجیحم اینه که در پاسخ به ایرادها سکوت کنم و به سپاسی و تشکری بسنده کنم. و برای خودم این فرصت رو قائل بشم که ایرادها رو سبک سنگین کنم. اما در محافلی مثل آکادمی ترانه که بنا بر انتقال تجارب و شناخت و دانسته هاست، فکر میکنم صحبت کردن در مورد ایرادهای وارده، چنانچه به نیت باز کردن فضای گفت و گویی دوستانه باشه، نه تنها مذموم نیست بلکه میتونه در انتقال تجربه ها مفید هم باشه. در مورد حشو بودنِ "یه" در بند اول در ترکیب "یه حسی"، دچار اشتباه شدید. برای بیان منظورم نیازی به توضیح اضافی نمی بینم فقط چند مثال از طرز گویش محاورۀ روزمره میارم و قضاوت رو به خودتون میسپارم: "یه فکری به سرم زده"، "یه چیزی توو ذهنم هست"، "یه کاری باید بکنم اما"، "یه حسی بهم میگه" و ... در تمامی این موارد در بیان محاوره ای این "یه" به کار میره. اینطور ترکیب ها به همین صورت به کار میرن و من غیر از این نشنیدم. بنابراین "حشوی" اتفاق نیفتاده. "ولی" در همون مصراع (یه حسی باهامه ولی مبهمه) نقش تأکیدی داره. یعنی به جای اینکه مثلاً بگه "یه حسی باهامه که اون مبهمه" میخواد با "ولی" روی این مبهم بودن تأکید کنه و اهمیت این حس رو با شدت بیشتری به مخاطب القا کنه. گرفتار ابرای پاییزی ام/ یه دریا ببارم هنوزم کمه. بنده در زمان نوشتنِ این بیت واقف بودم که در شرایط معمول در چنین جمله ای باید از قید "باز" (بازم) استفاده بشه. و انجام این کار برای من کار سختی نبود. اما تلاش کردم که از این فرصتِ یک کلمه ای استفاده کنم و با "هنوزم" مخاطب رو بیشتر در این روند درگیر کنم. چون "گرفتار ابرای پاییزی ام" مربوط به زمان حاله. و "یه دریا ببارم" یک جملۀ شرطیه که زمان وقوعش قاعدتاً میتونه بازه ای از حال تا آینده رو دربر بگیره. از طرف دیگه "هنوز" قیدیه که بیشتر در زمان ماضی نقلی به کار میره. درواقع خواستم مخاطب، یه سیری داشته باشه از آینده در گذشته. انگار مخاطب شاهد اتفاقی بوده که اساساً قرار بوده در آینده بیفته. اینکه ممکنه در این مورد موفق نبوده باشم، دور از ذهن نیست. در این بیت: "توی لیگ دیوونه ها قلب من/ به بالای بالای جدول زده." شما گفتید که به بالای جدول میرن، منتقل میشن، نمیزنن"؛ فراموش نکنیم که ما در فضای شعر و ادبیات داریم نفس میکشیم. یکی از شاخصه های شعر و ترانه و ... اسنادهای مجازیه. در عین حال برای اینکه کلی گویی نکرده باشم براتون مثالهای میارم: "بخارات معده زده بالا" که در زندگی روزمره کاربرد داره و کنایه از هذیان گفتن و حرفهای نادرسته؛ اصطلاحِ "بزن شارژ شی" در مواقعی که میخوان خوردنِ چیزی رو به دوستی تعارف کنن. در هیچکدوم از این موارد فعل "زدن" در معنای لغتنامه ای خودش به کار نرفته. ضمن اینکه این ترکیب، ترکیب غریبی نیست: "تیم الف توی جدول از تیمهای دیگه زده بالا". مجدداً ممنونم که لطف کردید و وقت گرانمایۀ خودتون رو برای بررسی این تجربۀ شکسته-بسته صرف کردید.
  • سلام بسیار زیبا و دلنشین بود لذت بردم.
  • سلام، جز معدود ترانه هایی بود که منو به وجد آورد، واقعا زیبا و دلنواز بود، از فضاسازی فوق العـاده و یکدستی کار لذت بردم، اما یه انتقاد خیلی کوچیک من به شما این پاره هست : توو شبگردی دورِ رؤیای تو ببین جفتِ پاهام تاول زده توی لیگ دیوونه ها قلب من به بالای بالای جدول زده به نظرم این پاره با وجود اینکه تعبیر جالبی داره، اما یه جورایی وصله ی ناجور این ترانه ی حس آمیزه ؛ این ترانه داستان رو در یک غروب سرد و غم آلود پاییزی روایت می کنه ؛ اما این پاره یه دفعه فضای ذهن رو به سمت فوتبال و این جور نامربوط ها هدایت می کنه و کل فضاسازی ترانه رو به هم می ریزه و با کلیت حس و فضا و روایت ترانه هم جنس نیست ... دیگه اشکالی توی ترانه ی فوق العادتون ندیدم ؛ موفق باشید استاد...
    • سلام بر شما دوست عزیز سپاسگزارم از نظر پرمهرتون. لطف کردید که برای خوندن این تجربه وقت گذاشتید و نظرتون رو هم نوشتید. اون پاره به نظر خودم نامربوط نمیاد. چون با تکیه بر همون فضای شبونه ای که ترانه با اون آغاز میشه، به شبگردی میرسه. و چون راوی در بیت اول به تصویرسازی عجیبی دست میزنه (تاول زدن پای راوی بر اثر شبگردی به دور رؤیای معشوق!/ نه به دور خونه ش)، خودش رو دیوانه ای میبینه که از دیوانه های دیگه خیلی فراتر رفته. و برای القاء شدت این دیوانگی به مخاطب از تصویرِ لیگ و جدول استفاده میکنه. در عین حال با تشکر از شما به این مطلب بیشتر فکر میکنم. ممنونم پایدار باشید
  • سلام و درود برشما ب خاطر این کار زیبا.دومین کاری هست که افتخار دادید و گذاشتید بسیار زیبا..خوش آمدگویی منو بپذیرید.موفق باشیدو لایک
  • سلام ترانه ی زیبایی سرودید موفق باشید
  • سلام جناب نوری زاد. خواندن ترانه هاتون سعادتیه که نصیبمون میشه. ایشالا هیچ وقت برای خداحافظی نیاید.
    • سلام بر جناب بهبهانی عزیز محبت دارید. خوشحالم که تجربه های من رضایت خاطر شما رو فراهم کرده. ایشالا "خداحافظی ها" در آکادمی صرفاً برای بازگشت هرروزه و "سلامی دوباره" باشه. زنده باشید
  • سلام. سعادتی بود تا اولین بار ترانه ای از شما بخونم. بسیار بسیار زیبا و عالی. لذت بردم. با آرزوی بهترین ها
    • سلام بر خانم حفیظی گرامی برخوردار شدن از دوستان خوش ذوق ترانه سرا چون شما برای بنده نعمت بزرگیه که اون رو مرهون این آکادمی هستم. زیبایی در نگاه شماست. ممنونم که اینهمه لطف دارید به این تجربه. شادمان و کامروا باشید
  • سلام به پادشاه واژه ها.عالی بود
  • با سلام بسیار زیبا وخوندنی
  • سلام ترانه متفاوت و زیبایی بود از آشنایی با قلمتون خوشحال شدم موفق باشین
  • هوا سرخه سرخه، افق «توو-همه» گره خورده پیشونی آسمون برای خداحافظی اومدم نمیشه بگی: «شام، پیشم بمون» جناب نوری زاد ترانه بسیار زیبایی بود مخصوصا نگاه متفاوتش در بین کارهای عاشقانه.موفق باشید
  • سلام بسیار بسیار عالی و ممتاز هم زبان هم بیان هم ایده لایک هزاران بار