کودکانه

Bahman: یه روزی یه روزگار شهری بود شهری قشنگ آسمونش آبی سرزمینی رنگ رنگ گرمی و صلح و صفا هیزم اجاغامون جیک جیک گنجشک و قار قار… در ادامه بخوانید
اهای خانم کوچولو عروسکت چه ماهه چشم درشتی داره موهای اون سیاهه   خیلی اونو دوست داری موهاشو هی میبافی باهاش میری به بازی تو وقتای اضافی   شبا… در ادامه بخوانید

شعر و ترانه کودک

حیوونا کوجولوی نازنین فرشته ی رو زمین حیوونا دوستمونن حیوونا مهربونن پرنده ها جوجه ها حتی سگ و گربه ها اونا رو دوس بداریم براشون غذا بذاریم زمستون فصل… در ادامه بخوانید
خبر خبر بچه ها    رسیده فصل دیدار بهارخانوم اومده     با یه لباس گلدار   پاشیده روو دامنش   گلای رنگی رنگی سبزه… در ادامه بخوانید
۳۱۴
#۱۱۰۱۷۶

علی پاداش (بها)

  یکی خدا بود، یکی هم نبود، خورشید خانم هم، تو آسمون بود تو آسمونه، خاکستری رنگ، که پر شده بود، از غبار و دود روزای قدیم، چند تا… در ادامه بخوانید
یه وقتایی تو بازی یه بچه هایی هستن زود عصبانی میشن وقتی برنده نیستن وقتی ناراحت میشن حرفهای زشت میزنن هرچی تو دستشون هست میندازن و… در ادامه بخوانید