جوونیم

IMG_2596

 

جوونیم:

 

هنوز آینه ی لعنتی شاهده

جوونیم پای کی از دست رف

کسی که میخواستم بمونه نموند

کسی که میگفت تا تهش هست رفت

 

خدا رو قسم داده بودم نره

ولی رفتو این عشقو از من گرفت

اونی که دلم رو سیا کرده بود

سفیدی موهامو گردن گرفت

 

منو با جوونیم تنها گذاشت

درو بستو احساسشو جا گذاشت

میخواس چی رو ثابت کنه واسه من؟

 

برام طعم دلبستنو زهر کرد

برای همیشه باهام قهر کرد

میخواس چی رو ثابت کنه واسه من؟

 

تا این چند وقت پیش واسه دیدنش

میتونستم این راهو تنها برم

نه این که حالا خسته باشم ولی

توو پیری یکم سختمه را برم

 

یه چیزی ازش توی این خونه موند

که هیچ وقت بهم حس مردن نداد

درس بیست ساله که میگم یه روز

واسه بردن قاب عکسش میاد

 

منو با جوونیم تنها گذاشت

درو بستو احساسشو جا گذاشت

میخواس چی رو ثابت کنه واسه من؟

 

برام طعم دلبستنو زهر کرد

برای همیشه باهام قهر کرد

میخواس چی رو ثابت کنه واسه من؟

 

 

((علیرضا روغنی زادگان))

۴۲۵
۱۴
۲

  • سلام کار زیبایی بود.پایدار باشید دوست عزیز

  • علیرضای عزیز
    کارتو شنیدم و ازش لذت فراوان بردم
    تبریک میگم بهت بابت این قلم توانا و قوی
    گفتنی ها حضوری گفته شده و تنها تقدیر و تشکری لازم بود و عرض ادبی
    یکی از بهترینهای ترانه آینده ای قطعا
    در اوج باشی دوست خوبم

  • درود علیرضای عزیز..شما هنوز جوونی????
    پیروز باشی❤

  • سلام بر استاد جوان و پر مایه
    جناب روغنی زادگان بسیار عزیز
    عالی بود این ترانه و بسیار با احساس وزیبا سرودین امیدوارم با اجرای عالی جزو برترینها ببینیم این کارو
    بسیار مقبول و لایک

  • کارتون روایت قوی و جذابی نداره.
    کل این کار در دو بند خلاصه میشه و بقیه تکرار مکررات هست و متاسفانه هیچ تصویرسازی خاص
    و نویی هم نیست که بگیم خب حالا اینجا درسته از لحاظ کلامی یه مفهوم رو مثل بند قبلی میرسونه
    اما تصویر نو و بکری داشت ؛ فضای متفاوتی رو خلق کرد و…..

    در این بند:
    خدا رو قسم داده بودم نره
    ولی رفتو این عشقو از من گرفت
    اونی که دلم رو سیا کرده بود
    سفیدی موهامو گردن گرفت>>> من متوجه معنای این عبارت نمیشم؟!
    خب مصراع سوم ، دلت سیاه شده ( اگه منظورتون تیره دلی باشه، نفرت باشه و…)
    خب حالا سفید شدن موهای شما ، رنج دوری و …. چه ربطی به گردن گرفتن توسط کسی که دیگه رفته.
    بله ، باعث و بانیش بوده، اما کسی که رفته و ترک کرده ؛ چرا باید گردن بگیره کاری رو که باعث و بانیش بوده؟!
    این عبارت به نظرم کارت رو کمیک میکنه ! که مطمئنا اصلا هدفت این نبوده.
    “گردن گرفتن” با “باعث و بانی بودن”، دو مقوله جدا از هم هست.

    در همون بند بالا که عرض کردم، مصراع سومت رو یک نگاه بنداز: ” اونی که دلم رو سیاه کرده بود”
    بعد مصراع های بعد از ترجیع بندت رو نگاه بکن.
    نقض روایت وجود داره ، مگه اینکه منظورتون از کلمه “سیاه” ، نفرت و انزجار نباشه و چیزی دیگه بوده باشه
    وگرنه این تغییر نگرش و ” واسه دیدنش” باید یه بند منطقی پشتش باشه! یه دفعه تغییر حال و هوا ، اونم توی یه کار
    دونفره عاشقانه که در نهایت به جدایی منجر شده خیلی زیبا و انسجام روایی لازم رو نداره.
    شاید میشد این بند رو :
    یه چیزی ازش توی این خونه موند
    که هیچ وقت بهم حس مردن نداد
    درس بیست ساله که میگم یه روز
    واسه بردن قاب عکسش میاد
    .>>>>>> بعد از ترجیع بند میاوردی و ادامه کار رو بهتر و قوی تر ادامه میدادی. و در لفافه و غیر مستقیم در ادامه کار،
    هنوز به اون دلبستگی و … اشاره میکردی .
    ولی دوباره که کارت رو خوندم، اون عبارتت خیلی داره توی ذوق میزنه باز هم روایت کارت رو و اون دلبستگی رو زیر سوال میبره:
    اونی که دلم رو سیا کرده بود!!!

    *موفق باشید*

  • دوست عزیز ، جناب روغنی زادگان
    سلام … ساعات خوش
    نوشته بالا و نظر دوستانو نا اینجا خوندم … با گفته های جناب شریفی موافقم .
    هرچند سادگی در کارتون دیده میشه و بنده هم به شخصه عاشق ساده نویسی هستم و شاید تقریبا تو همین سبک شعر میگم
    اما متاسفانه هیچ ارتباطی با نوشتتون برقرار نکردم ، اسکلت کار مشخص نیست و خواننده مکتوب بین دوراهی قرار میگیره که شمایی که از زبانش این کلمات جاری شده از طرف مقابل ناراحت و عصبانی و دلخور هستی یا عاشق و چشم به راه بازگشت معشوق ؟؟؟؟!!!!!

    ترجیع بندتون در عین اینکه در این نوشته کلا وصله ی ناجوریه ، اما بسیار زیباست ! … ای کاش در یک ترانه ی زیبا و قوی تر بکار گرفته می شد . وزن بسیار قوی و قابل تاملی داره …
    بگذریم …
    جناب روغنی زادگان عزیز … در کل باید از اینکه جرات نوشتن دارید بهتون تبریک گفت ، نه به شما ، بلکه به همه ی دوستانیکه می نویسن و برای نقد و بررسی کارشونو منتشر میکنن باید تبریک گفت … همین آزمون و خطاهاست که باعث پیشرفت میشه … امیدوارم وقت کنم و آثار قبلیتونو هم بخونم و انشالله آثار جدیدتونو
    مانا باشید

  • خیلیییی عالی بود علی جووووون