ساعت عاشقی

آسمون چشمای من طوفانیه

دارم سد اشکامو می شکنم

تو رفتی فاصله قد کشید

دارم با تبر بغضمو می شکنم

تا رفتی زمستونی شد زندگیم

مث آدم برفی،برهنه س تنم

کجایی تقویم دیروز من

بیا تن پوش من، تویی پیراهنم

مثل هر روز ساعت عاشقی

میرم سمت کافه ولی نیستی

دورغ بود حرفای زن فالگیر

دیگه تو ته فنجون من نیستی

۵۴۰
۱۰