دی

روزای سرده دی ماهه
ولی بی وقفه میسوزم
توو سرما ارتفاع میرم
به این شهر چشم میدوزم

روزای سرده دی ماهه
یه فنجون قهوه میچسبه
دم هر کافه ای بی تو
ورود ممنوع برام نصبه

گذشته قاتلم میشه
هوای خودکشی دارم
خودمو با مروره تو
به دست مرگ میسپارم

با عطرت گاز اشک آور
میون خونه میباره
با یادت بعضی آهنگا
یه موج انفجار داره

تمومه شهرو میگردم
تا ردی از تو پیدا شه
رو این برفا قدم بردار
که سمتت جاده ای واشه

هواتو احتیاج دارم
هوای شهر آلودس
تمومه شهرو میگردم
اتاقت توو چه محدودس؟

۳۰۸
۱