تومیتونی

تو میتونی یه ساحل شی برای این تلاطمها

یه بستر پهن و رویایی برای رامش دریا

تو میتونی که شب باشی زلال وصاف و مهتابی

یه سایه روشن زیبا واسه تسکین بی خوابی

سحر باشی پر از شبنم روگلبرگ گل مریم

یا رقص قطره ی بارون با ناز وعشوه ی نم نم

تو میتونی یه مرهم شی رو زخم قلب سردرگم

همون زخمی که میسوزه با زهر پچ پچ مردم

نمایشهای تکراری از این پرده گریزونم

دیالگهای این نقش و دیگه بی تو نمی خونم

ببین دستای خالیمو سر از پاشون نمی شناسن

برای لمس آغوشت خدای عشق و احساسن

پر از پرواز پروانه ام، تویی تندیس شمع من

فروزان شو که بسپارم به هرم شعله ات دامن

تو میتونی رها باشی از این آشفته بازاری

تو که حرفامو می فهمی توکه تنهام نمیذاری

۳۶۴