یه مدت هست

به حدی قُدّ و مغرورم
به حسی که بهم میدی
که هر آن با خودم میگم
تو از این بهترم دیدی؟

تو انقدر مهربونی که
بهم انگیزه می بخشی
به حدی جاذبه داری
که خورشید زمینم شی

همین که طرز رفتارت
فقط با شخص من خاصه
بهم این فیدبکُ می ده
که قلبت روو من حساسه

همین که خنده هات گرمه
ازم چش بر نمی داری
به من این منعکس میشه
که ربطی با دلم داری
********************************
یه مدت هست اسم تو
تمام فکرمُ پر کرده هر لحظه
یه مدت هست عکس تو
خودش با کل این دنیام هم ارزه

یه مدت هست قلب من
فقط می کوبه توو سینم برای تو
یه مدت هست خوشبختی
فقط پر می زنه تووی هوای تو
********************************
تو انقدر دیدنی هستی
مثه یه منظره، جذاب
که من محو تو می مونم
تووی بیداری و توو خواب

چه خوب و دلنشنین میشه
صدایی که تو می سازی
توو ذهنم نقش می بنده
چقدر تو خاطره سازی

تا عشقم دزدکی از دور
یه ذره از تو کم میشه
سگ چشمات نمی ذاره
دلم از عشق خالی شه

تو رو از وقتی که دیدم
چشامُ روو همه بستم
اگه قابل بدونی من
باهات تا آخرش هستم

********************************
یه مدت هست اسم تو
تمام فکرمُ پر کرده هر لحظه
یه مدت هست عکس تو
خودش با کل این دنیام هم ارزه

یه مدت هست قلب من
فقط می کوبه توو سینم برای تو
یه مدت هست خوشبختی
فقط پر می زنه تووی هوای تو
********************************

۵۱۱
۸
۳

درباره‌ی علی عزیزی

"سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت" حافظ. (برای استفاده از ترانه هام این ایمیل منه: azizi2ali@yahoo.com ، خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.)
عضویت

  • سلام علی جان..ترانه عالی و زیبایی بود.❤
    فقط تووی قافیه یه ایراداتی دیدم مثل میبخشی و زمینم شی… اما از زیبایی کار کم نمیکنه..موفق و پیروز باشی داداش

    • سلام بهزاد جان
      ممنونم دوست خوبم
      حقیقتش من تووی قافیه خیلی قائل به محدودیت شعر کلاسیک نیستم. به نظرم تووی ترانه قافیه ی آوایی کفایت می کنه.
      نکته ی جالبی که تووی حروف الفبا ذهنم رو درگیر می کنه اینه که ما گاهی به ازای یک آوا چند حرف داریم. مثلا یک تلفظ “ز” چهار حرف “ذ،ظ،ض،ز” براش وجود داره. بعضی اوقات در ترانه هام تمام این حروف رو معادل هم در نظر می گیرم. امیدوارم این طرز تفکرم فقط مختص به خودم نباشه و کسان دیگری هم باشن که حداقل به این موضوع دقت کرده باشن.

  • سلام جناب عزیزی گرامی
    ترانه تون رو خوندم قسمتهای اول رو بیش از سایر قسمتها پسندیدم فکر کنم اوزان هر قسمت متفاوت انتخاب شده بود
    خوشحالم ازتون ترانه میخونم امیدوارم ازشما هم ترانه هایی اتود بخوره و اجرابشه در کنار آثار دیگر دوستان
    برای نقد ترانه امیدوارم دوستان نقد کنند و من فقط نظر خودم رو گفتم و عرض ادب داشتم خدمتتون
    موفق باشید و لایک

    • سلام خانم ربانی
      باعث افتخار بنده است که ترانه ی بنده رو خوندید.
      من هم از اتود خوردن ترانه هام استقبال می کنم و دوست دارم متقابلا همکاری کنم.
      فعلا در حال یادگیری آهنگسازی هستم و برنامه ریزی کردم که انشالله تا یک سال آینده چند کار خوب رو با همکاری دوست خوب و عزیزم که مدت هاست با هم مشغول یادگیری هستیم عرضه کنم. برای من اصل یادگیری خیلی مهمه و دوست دارم در هر زمینه ای که فعالیت می کنم، دانش و تجربه ی لازم رو کسب کرده باشم و بتونم در گروهی که عضو هستم احساس مفید بودن بهم داشته باشم.
      ضمنا از نقد کارهام هم خوشحال میشم. هر وقت که یه نفر نقد می کنه و چیز جدیدی بهم یاد میده،حس خوبی بهم دست می ده و انگیزه و تلاشم بیشتر میشه.
      برای من هر روز یه فرصت جدید برای یاد گرفتن.

      از توجهتون ممنونم

  • کار عاشقانه خوبی ازت خوندم، هرچند میشد کوتاه تر بشه و خیلی تکرار ابیات وجود نداشته باشد و
    همچنین در بحث قافیه بیشتر وسواس به خرج داد.
    اما بند اول کارت:
    به حدی قُدّ و مغرورم
    به حسی که بهم میدی>>> به نظر بنده این مصراع ، از لحاظ نوشتار ناقص است و اصلا ادامه حرف مصراع قبلیش نیست.
    در این جا کلمه ای رابط حذف شده:
    به حدی قد و مغرورم ، نسبت به حسی که بهم میدی
    به حدی قد و مغرورم؛ در رابطه با حسی که بهم میدی یا داری
    و….
    اما با حذف این کلمه رابط، انگار که مصراع دوم از مصراع اول جدا هست.

    در این بند:
    همین که خنده هات گرمه
    ازم چش بر نمی داری
    به من این منعکس میشه
    که ربطی با دلم داری
    >>> مصراع سوم این بند، به نظرم وجود کلمه “این” ، حشو است و جمله رو نازیبا کرده و لحن خوانش رو سخت.
    با توجه به کلمه ” منعکس”
    شاید میشد گفت: به سمتم منعکس میشه و….

    در این بند:
    چه خوب و دلنشنین میشه
    صدایی که تو می سازی
    توو ذهنم نقش می بنده
    چقدر تو خاطره سازی>>> فکر میکنم مشکل قافیه وجود دارد. به هرحال در هر دو مصراع ، معنی ساختن به منه مخاطب
    القا میشه. و حتی اگه “خاطره سازی” رو باز یه عبارت در نظر بگیریم ، ولی به نظرم قافیه خیلی مطمئن و زیبایی به وجود نیومده.

    در مورد این مصراع:
    فقط پر می زنه تووی هوای تو>>> ” تووی هوای تو” ، خیلی زیبا نیست . “توو هوای تو” کافیه.
    این جمله ، یک عبارت کنایی هست و ماهیت فانتزی داره . که این معانی رو میرسونه که :
    به یادت هستم، به تو فکر میکنم، هم حس بودن ، تفاهم داشتن ، نزدیک شدن،و….

    اما وقتی میگی : “تووی”،
    از این عبارت فاصله میگیری و از اون حس فانتزی بودن خارجش میکنی و داری درباره ظرفیت واقعی یک جسم واقعی صحبت میکنی.
    “تووی هوای” ، از این حس و حال عاشقانه کلی کارت فاصله داره.

    *موفق باشید*

  • سگ چشمات نمی ذاره
    دلم از عشق خالی شه
    ????????????
    این قسمتش خیلی خوب بود علی جان،
    مرسی ؛ موفق باشی
    ♥♥♥

    • سلام
      ممنونم از حضورتون
      نظر لطفتونه
      اون علامت سوالها به خاطر چیه؟
      خوشتون از اون قسمت نیومده، یا به نظرتون خیلی واضح نیست؟
      شاد باشی