"کافه قناری"

می دونم عزیزم؛ قرارت مهمه
تموم شبت غرق بی خوابی بوده
ازین لاک ناخن میشه ساده فهمید
که شالی که دوس داره سرخابی بوده
********************
 سر ساعت ده؛ تو و مرد رویات
پیش هم نشستید؛ تو کافه قناری
یه جور گرم صحبت باهاشی که اصلن
حواست به من نیس رو میز کناری
********************
بایستی بدونم چی توی نگاشه
که این قد دل تو واسه اون هلاکه
یه چیزا رو باید دقیق تر ببینم
 با این که مث مرگ، برام دردناکه
********************
یه محکوم عشق و رقیب و صلیب و
یه جلاد زیبا ؛ دیگه چیزی کم نیس
 یه بوسه..دو بوسه…رو گونه ت؛ روی لب
دیگه جا واسه میخ تو کل تنم نیس
********************
تو و عشق و خنده؛ من و بغض و گریه
تو چهرت گل انداخته و دست من سرد
چقد اون نگاهت به چشماش خماره
رگ خوابتو خوب، تو دس داره نامرد
********************
دیگه بیشتر از این تحمل ندارم
میرم تا بمیرم با یه عالمه درد
تماشایی می شید زمانی که میگن:
یکی پول میز شما رو حساب کرد!

۳۹۰
۱۰
۲

درباره‌ی یاسر بهبهانی

ما یه نسل همیشه سبزیمو/ عشقِ آزادی تو وجودمونه/ عشق؛ ترجیع هر ترانه ی ما/ عشق؛ مضمون هر سرودمونه اینستاگرام:yaserbehbahani/ همراه: 09339051995
عضویت

  • سلام آقای بهبهانی ترانه ی خیلی زیبایی ازتون خوندم مخصوصا بند آخر رو خیلی دوست داشتم واقعا طرف غافلگیر میشه”تماشایی می شید زمانی که میگن:یکی پول میز شما رو حساب کرد!”
    فقط در بند دوم”یه جور گرم صحبت باهاشی که اصلن حواست به من نیس رو میز کناری” احساس کردم “رو میز” اشتباهه شاید اگه می نوشتین “یه جور گرم صحبت باهاشی که حتی ،حواست اصن نیس به میز کناری”بهتر بود البته این نظر شخصیمه و ممکنه درست نباشه به هر حال جسارت بنده رو به بزرگواری خودتون ببخشید امیدوارم که همیشه ی همیشه شاد باشین و سلامت لایک اول

    • سلام نسترن خانم. ممنون از حضورتون. در مورد رو میز کناری خودم شک داشتم ولی دیدم تو محاوره و حتا توی رمان ها زیاد استفاده میشه. مثلن : “تنها در کافه ای نشسته بودم و شام میخوردم میزها نزدیک هم چیده شده بودند زوجی روی میز کناری من نشسته بودند و …” یا اینجا که سر میز استفاده شده” دختر جوانی، شاید بیست‌وپنج‌ساله، سرمیز کناری نشسته بود و گاه‌گاه ساعتش را نگاه می‌کرد” که منظور پشت میز نشستن هست. به هر حال ممنونم از اشاره به این موضوع و نکته سنجی تون.

  • ترانه ی زیبایی بود مخصوصا بیت آخر…موفق باشید

  • از اینکه تونستم این ترانه بسیار بسیار زیبا رو بخونم واقعا خوشحالم.قلمتون نابه جناب بهبهانی.لایک …
    دیگه بیشتر از این تحمل ندارم
    میرم تا بمیرم با یه عالمه درد
    تماشایی می شید زمانی که میگن:
    یکی پول میز شما رو حساب کرد!

    • درود به شما خانم قنبری.فک میکنم داستان این ترانه براتون جالب بوده.کتاب “پیرامون اسارت بشری”از سامرست موام رو بخونید. رمانیه که اتفاق مشابهی داره و از خوندنش سیر نمیشید.

  • درود دوست عزیز

    می دونم عزیزم؛ قرارت مهمه
    تموم شبت غرق بی خوابی بوده
    ازین لاک ناخن میشه ساده فهمید
    که شالی که دوس داره سرخابی بوده(اوردن دوتا که پشت سرهم از روونی کار کم کرده)

    از رو لاک ناخن پی بردن به شال سرخابی که دوست داره اتفاق مهمی نیست و یا حداقل بستر سازی مناسبی برای ملموس شدن این ارتباط به مخاطب داده نشده

    سر ساعت ده؛ تو و مرد رویات
    پیش هم نشستید؛ تو کافه قناری
    یه جور گرم صحبت باهاشی که اصلن
    حواست به من نیس رو میز کناری

    مخاطب خوب وارد فضای کافه شده
    به نظرم اگه بیت اول کار حذف بشه بیت دوم بیت شروع باشه بهتر و غافل گیرکننده تره

    حالا چرا قناری؟ اوردن اسم های خاص ترانه رو شخصی میکنه این اشکال نمیتونه باشه منتها اگه به فکر اجرا نباشید

    بایستی بدونم چی توی نگاشه
    که این قد دل تو واسه اون هلاکه
    یه ((چیزا رو)) باید دقیق تر ببینم
    با این که مث مرگ، برام دردناکه

    انتظار داشتم به جای یه تصویر کلی دادن اون ((چیزایی)) که اشاره شد رو ببینم

    یه محکوم عشق و رقیب و صلیب و(دلیلی برای اوردن صلیب ندیدم)
    یه جلاد زیبا ؛ دیگه چیزی کم نیس
    یه بوسه..دو بوسه…رو گونه ت؛ روی لب(از تصاویر کلی دوری شدی خوب بود)
    دیگه جا واسه میخ تو کل تنم نیس

    تو و عشق و خنده؛ من و بغض و گریه
    تو چهرت گل انداخته و دست من سرد
    چقد اون نگاهت به چشماش خماره
    رگ خوابتو خوب، تو دس داره نامرد
    بیت متوسط رو به خوبی بود

    دیگه بیشتر از این تحمل ندارم
    میرم تا بمیرم با یه عالمه درد
    تماشایی می شید زمانی که میگن:
    یکی پول میز شما رو حساب کرد!

    پایان بندی رو دوست داشتم ضربه داشت

    پیروز و نویسا باشی

    • درود سعیدجان. ممنون که با نکته بینی و دقیق ترانه رو میخونی و نظر میدی. حضور صلیب تو اون بند با مصرع دیگه جا واسه میخ تو کل تنم نیس توجیه میشه.بوسیدن معشوق توسط رقیب مث شکنجه و به صلیب کشیدن راوی هست.

  • تبریک واقعا زیبا سرودید