غربت

حال و روزم مثل کرمی ، که تو پیله مرده باشه
مثه آواره ی تنها ، زندگیشو برده باشه

توی رویا توی خوابم ، من با بیداری غریبم
تو بگو از عمر آدم ، غیر غم چی بود نصیبم

تبر کینه به دستام ، بغض غربت تو گلومه
کندن از تو ،کندن ااز عشق ، رفت و رفتن آرزومه

یا موافق با شکستن ، یا باید که پر بگیری
یا باید بگی که باختی ، یا باید اینجا بمیری

راه چاره جز بریدن ، توی دستات نمیمونه
خونه زندون شده اما، هنوزم خونه ی مونه

باورش کن ای مسافر ، همه دنیا یه فریبه
آزادی چند ساله دیگه ، با جهان ما غریبه

چند ساله عاقبت عشق ، حاصل شیشه و سنگه
یاور همیشه مومن ، دلمون واسه تو تنگه

یا موافق با شکستن ، یا باید که پر بگیری
یا باید بگی که باختی ، یا باید اینجا بمیری

#علی_شهبازی

۵۸۷
۲

  • سلام.ترانه بدی نبود و ضعف های خودش رو داشت.که من زیاد راجب انتقاد کردن نظر نمیدم چون به جایگاه یک منتقد نرسیدم جناب شهباز.
    کار قبلیتون زیباتر بود.
    ممنون از نظرتون پای ترانه بانوی ترانه های عاشقانه-.اماراجب نپذیرفتن آکادمی و اسمم:من این اسم رو دوست دارم و دلیلی برای تغییرش نمیبینم.و اگه توجه کرده باشید تو فرم ثبت نام اختیار این انتخاب هست.بسیار به این اسم می بالم چون دوستانم این لقب رو بهم دادن و تا روزی که ترانه بگم ازش استفاده خواهم کرد.درستم میگید دیگران باید نظر بدن .خب میتونن نظر بدن راجب کارم و ضعف ها رو برای کارهای بهتر در آیدنه بهم بگن .شاید کارم ضعیف ترین کار این آکادمی باشه اما اینکه شما اینطور با این اعتمادنفس انتقادمیکنید و نظز میذارید اصلا درست نیست.من اینکه صحنه ی آکادمی که جای پیشرفت خود من بوده و کمک کرده بهتر ترانه بگم جای کشمکش و…ناراحت میشم و فقط به پیشرفتم فکر خواهم کرد.منتظر انتقادهای سازنده شما پای ترانه هام هستم.موفق باشید

    • سپاسگذارم از فهم و درک بالای شما ، من انتقاد میکنم چون به عقیده من شما با انتقاد ها میتونی مسیر بهتر و پیشرفت بیشتری داشته باشی زبان تند من همیشه زبان اموزگاری بوده که نیتش فقط تعلیمه ، در مورد اعتماد به نفس هم من از بازخور اثارم اعتماد به نفس میگیرم از این که هم رسانه های بیگانه و معاند انقلاب اثار من رو پخش میکنن و خواننده های غربی از مشتری های ترانه من هستن و هم رسانه ملی.
      با احترام