من اینجام

شروع کن می شنوم حرف دلت رو

من اینجام تا سرت سامون بگیره

صدای هق هقت بارون و کشته

من اینجام تا نفسهات جون بگیره

نمیخوام بینمون حرفی بمونه

بیا از هم نترسیم وقت گفتن

بگو راحت،منم حرفامو میگم

بیا از هم نرنجیم با شنفتن

بریز از سینه بیرون هرچه داری

بذار زخمای قلبت رو ببینم

اگر مرهم نباشم روی زخمت

نمک نیستم که رو زخمت بشینم

بگو خالی کن اندوه دلت رو

منم با غصه هات هم خونه میشم

نشسته جام صبرم زیر غمهات

برای ناله هات پیمونه میشم

قرار بینمون یادت نمونده

قسم خوردی به جون هر دوتامون

که تعبیر نگاه آینه باشیم

نباشه مبهمی تو صحبتامون

بزن فریاد و دنیا رو خبر کن

سکوتت دردتو تسکین نمیده

بذار سر وا کنه این بغض کهنه

نشو مدیون اشکای چکیده

شروع کن تازه های گفتنی رو

من اینجام با یه دنیا بردباری

هنوزم پای احساسی نشسته ام

که از عشق تو مونده یادگاری

من اینجام شونه هام مال سر تو

پناه لحظه های بی کسی تم

یه آبم روی آتیش درونت

غروب چهره ی دلواپسی تم

۳۹۲
۲