بچه ی بی گناه

یه کم فکر کن شاید قلبت هنوزم جای اون باشه
یه جایی واسه ی بچه ات که آرزوشه تنهاشه
رگات پر شده از چیزی که اسمش هم براش سمه
خودت میدونی اون حاله خرابت رو نمیفهمه
یا جای سیلی رو گونش یا جای تیغه رو دستاش
دارم بی دلیل میخندم میخوام یادم بره چشماش
همیشه توی هر کوچه بچه ها مسخرش کردن
نگاهشون بهش بد بود همیشه پیش اون سردن
چشای معصومش رو باز ببین شاید بهت بر خورد
یه کم یاد این افتادی چه چیزی آبروتو برد

تو تا کی بهونه داری تا کجا میخوای بتازی
یه روزی میاد که آخر سر زندگیت ببازی

۶۱۵
۶