خاطره

تنهایی می گیره دلم وقتی
باید بشینم کنج این خونه
باید یکی پیدا شه این روزا
عشق منو به تو بفهمونه
باید یکی پیدا بشه شاید
قانع کنه اون قلب از سنگو
درکش کنی واسه یه بارحتی
این عاشق غمگینو دل تنگو
دنیایی از روزای شورانگیز
یعنی یه دفتر خاطره از تو
یعنی یه دنیا قهر و دلتنگی
یه روز تازه، عاشقی از نو
من کنج این خونه یه دل مردم
که کل دیوارا برام میلن
زندونه خونه وقتی میبینم
آسون همه از یاد تو میرن
مثل یه کابوسه برای من
اینکه نباشی زندگی باشه
عادت شده هرصبح این چشما
باید فقط به روی تو واشه
باید بزرگی،عاشقی حتی
پیدا شه تا وصل شیم به همدیگه
ما میشه بازم عاشق هم شیم
اینو یه دنیا خاطره میگه

۵۹۹
۱۸

  • سلام و درود خانم قنبری… ترانه خوب و تاثیرگذاری بود… بهتون تبریک می گم… فقط به نظر من ارتباط دیوار و میله برای تداعی کردن قفس برای من حداقل ارتباط درستی نبود. سبز و پرترانه باشید

    • سلم بر جناب اعلایی عزیز و ممنون از امضاتون پای ترانه من …راستشو بخواید احساس کردم خونه رو برای فرد مورد نظر در ترانه به یک زندان تشبیه کنم و دیوارها هم به عنوان میله..حالا بازم سعی میکنم تو انتخاب کلمات بیشتر دقت کنم و بازم ممنون از شما ..خوشحالم که پسندیدید

  • ترانه ی زیبایی بود
    به نظر منم مشکل توی بیت های 7 و 8 وجود داره…اما نه به خاطر انتخاب کلمه که به ذوق هنری شخصی تون مربوط میشه
    به نظرم مشکل توی مصرع آخرشه که هست : آسون همه از یاد تو میرن
    چرا یه نفر باید به خاطر اینکه عشقش بقیه رو فراموش کرده ناراحت باشه…بحث باید سر فراموشیه خودش باشه
    من دارم جسارت میکنم و خواهش میکنم بی ادبیه منو ببخشید ولی برای اینکه منظورمو برسونم با اجازتون میخوام یه تغییر توی این قسمت شعرتون نشون بدم

    من کنج این خونه یه دل مردم
    پشت دیوارای مثه میلم
    زندونه خونه وقتی میبینم
    آسون دارم از یاد تو میرم

    در کل ، کار بسیار خوبی بود… باز هم امیدوارم به خاطر این جسارت منو ببخشید…موفق باشید

    • سلام از کامنتتون بسیارخوشحال شدم.ممنونم که توجه کردید به این قسمت..واقعا کمک خوبی میتونه بهم باشه و این قافیه زیباترش میکنه
      من کنج این خونه یه دل مردم
      پشت دیوارای مثه میلم(دور از تو انگار توی یه پیلم) یا (از روی عشق بهونه میگیرم)=شاید این 2بهتر باشه یا یه مصرع بهتر..دوستان نظر بدن
      زندونه خونه وقتی میبینم
      آسون دارم از یاد تو میرم
      هرچند معنیشو با توجه به چیزی که تو ذهنمه رسوندم ولی درست میگید تغییرش مناسبتره و کارو زیباتر میکنه.ولی مصرع دوم اینطوری زیبا نیست باید اونو جایگزین خوبی واسش پیدا کنم.بازم ممنون که لطف میکنید میخونید.جسارت چرا این دلسوزی شمارو میرسونه.یاعلی

      • بله درست میفرمایید…من خواستم از کلمه میله استفاده کنم که یه وقت فک نکنین از اینکه از یه کلمه ی متفاوت استفاده کردید خوشم نیومده
        ترانه های عاشقانه برخلاف نظرات خیلی از دوستانی که میگن اگه مطلق باشه کلیشه ایه به نظر من هیچ وقت استفاده از این کلمه درست نیست…کاری که مثله کار شما از کلمات نو و مناسب با مفهومی که قافیه پردازیه خوبتون رو میرسونه داره خیلی هم عالیه
        به امید پیشرفت هر چه بیشترتون

      • بازم ممنون از شما و وقتی که گذاشتید

  • با اینکه در قسمتی از ترانه مشکلاتی دیدم ولی بسیار زیبا سرودید، تبریک میگم

  • کار قشنگی بود.موفق باشید

  • سلام خانوم قنبری عزیز
    متاسفانه اولین باره که ازتون ترانه میخونم و سعادت خوندن کارهای قبلیتون رو نداشتم.
    خیلی وقته تو آکادمی نبودم .
    مصرع اول جابه جایی ارکان داره و بعد از واژه ی وقتی ارتباط با مصرع بعد ایجاد نشده با اجازه تون به این شکل این مصرع رو اصلاحش کردم.
    (تنهایی می گیره دلم وقتی)
    وقتی دل از تنهایی میگیره.
    و یه مورد دیگه رو که دوستان بهش اشاره کردن.
    عادت شده هر صبح این چشما / تو مصرع بعد باید مثلن با یه واژه ای چون “تنها ” شروع میکردید یعنی عادت شده هر صبح این چشما تنها ….. و با اجازه تون این قسمت رو هم به این شکل اصلاح کردم که بیشتر منظورم رو برسونم/ عادت شده هر صبح این چشما/ تنها واسه چشمای تو واشه/
    باید بزرگی ،عاشقی حتی/ منظور از این مصرع رو متوجه نشدم مثلن اگه میشد انقد بزرگی باز میشد پذیرفت.
    پیدا شه تا (وصل) شیم به همدیگه/ این قسمت هم وزن کمی ایراد داره .
    البته جسارت منو ببخشید.
    مشخصه که وزن رو تا حدود زیادی میشناسید و یا به صورت تجربی با وزن آشنا هستید.
    براتون آرزوی موفقیت دارم.

    • باعرض سلام.و ممنون از اینکه ترانه من رو خوندید
      راجب انتقادهای شما
      به نظرم بعضی جاها جابه جایی ارکان به ترانه آسیب نمیزنه و به قول خانم ربانی یک شگرد برای زیبا کردن ترانه هستش اگه بهش آسیب نزنه..و ایراد کار محسوب نمیشه
      تو مصرعی که اشاره کردید منظور عادت ایجاد شده هستش که به نظرم تنها واسه چشمای تو واشه بهش آسیب میزنه ولی شاید با اصلاح درست کار رو زیبا کنه
      و اونجا که گفته شده باید بزرگی ،عاشق حتی…منظور زندگی هستش که در حال از هم پاشیدن هست و اشاره میشه به یک بزرگتر یا یک فردی که مثل این دو عاشق باشه و بتونه این رابطه سست شده رو دوباره محکم کنه یا به اصطلاح عامیانه آشتی دادن دو طرف
      خیلی خیلی ممنونم که ترانه منو خوندید تموم نکاتی که گفته شد رو حتما تو کارای بعدی و در ویرایش کار دوباره به کار میبرم..امیدوارم همیشه نقدهای خوبتون رو پای کارام ببینم.یاعلی

  • سلام ژیلاجان ترانتو خوندم زیبا بود امیدوارم که همیشه موفق باشی عزیز دلم

  • سلام و درود بانو
    کار زیبایی بود.احسنت.
    شاد باشید.

  • قشنگ بود- تقدیم به شما
    هزار و یک ترانه
    دفتر اول : یاد یار
    نام ترانه: بانوی ترانه های من بخون
    تقدیم به: بانو ژیلا قنبری به یاد بود ترانه/ خاطره / ایشان
    **
    بانوی ترانه های من بخون
    بانوی ترانه های من بمون
    بانوی ترانه های دل من
    بیا باز برای این دلم بخون
    **
    بانوی ترانه ها – ترانه ها تو دوست دارم
    بانوی خاطره ها – خاطره هاتو دوست دارم
    با نوی چشمای ما – من وا نگات تو دوست دارم
    بانوی هوای ما- من وا هوا تو دوست دارم
    **
    بانوی صدای عشق- عشق چشا تو دوست دارم
    بانوی ناز صدا- من نازها تو دوست دارم
    بانوی خورشیدمن – من گرما تو دوست دارم
    بانوی مهتابیم – من چشمهاتو دوست دارم
    **
    حسن بذرگری(آیین)
    توضیحات: سرایش94/10/19- بدیه- تقدیمی- یادبود