دوباره

تو از آهنگ سکوتی ، من از آوار شکستن
واسه ما رهایی مرگه ، اینه تقدیر تو و من

دست به دست باد پاییز ، از زمستون میگریزیم
تا به فردای رسیدن ، از غم نون میگریزیم

وقتی که فاصله باشه ، بین این همه شکایت
نمی تونیم که بمونیم ، اینه آخر حکایت

حالا من موندم و دیوار‌ ، حالا تو دنبال فردا
حالا که زندگی اینه ، شب و بی خوابی و دردا

کاش میشد زندگی ما ، تو یه لحظه جون بگیره
همه دردای تو سینه ، تا ابد دیگه بمیره

کاش میشد خورشید عشق و ، با مداد شمعی کشیدش
توی آسمون آبی ، کنار پنجره دیدش

کاش میشد اما نمیشه ، تا دوباره ها دوباره
نمیشه با هم بسازیم ، این مرام روزگاره

۵۵۳
۱۳
۱

  • کار خوبی بود.موفق باشی اما کار قلبی که ازتون خوندمو بیشتر دوست داشتم.

  • سلام علی جان.
    فک کنم اولین کاری باشه که ازت میخونم.خوب و ریتمیک بود.
    شاد باشی داداش.

  • تو از آهنگ سکوتی ، من از آوار شکستن
    واسه ما رهایی مرگه ، اینه تقدیر تو و من

    دست به دست باد پاییز ، از زمستون میگریزیم
    تا به فردای رسیدن ، از غم نون میگریزیم

    از تنهایی به میان مردم میگریزم…. و از مردم به تنهایی… راست میگفت نیما… به کجای این شب تیره بیاویزم قبای کهنه ی خود را…؟؟؟

    کاربرد ” میگریزیم ” باتوجه به شروو کلام این اثر که محاوره محور هستش خوب مانوس نشده . .
    تنها زمانی که کل زبان متن بر زبان واحد ادبیات کلاسیک یعنی همین زبان (( میگریزیم )) باشه می تونی همچین کاربردی داشته باشی.
    وقتی که فاصله باشه ، بین این همه شکایت
    نمی تونیم که بمونیم ، اینه آخر حکایت

    حالا من موندم و دیوار‌ ، حالا تو دنبال فردا
    حالا که زندگی اینه ، شب و بی خوابی و دردا

    کاش میشد زندگی ما ، تو یه لحظه جون بگیره
    همه دردای تو سینه ، تا ابد دیگه بمیره

    کاش میشد خورشید عشق و ، با مداد شمعی کشیدش
    توی آسمون آبی ، کنار پنجره دیدش

    کاش میشد اما نمیشه ، تا دوباره ها دوباره
    نمیشه با هم بسازیم ، این مرام روزگاره**

    و

    • دوست عزیز در مورد کلماتی که در زبان محاوره تغییر شکل بدن بله باید معادل محاوره اون ها در ترانه نوشته بشه ولی وقتی کلمه ای جایگزین نداره و در زبان محاوره با همان ساختار بیان میشه استفاده از اون بلا مانع است

  • سلام،من اولین کارتون هست که میخونم،یه جاهایی از ترانه رو قبلا شنیدم حتی میتونم بگم از کی هست،ابداع یه جمله جدید کار سختیه اما وقتی بیشتر از احساساتتون استفاده کنید میشه به راحتی خلق کرد،به امید خوندن کارای بهتر ازتون

    • دوست عزیز این ترانه به سفارش سیاوش قمیشی نوشته شده ، اون قسمت هایی که شنیدید رو میشه بیان کنین ما هم بدونیم،جملتون بیشتر برای من جنبه طنز داشت تا نقد.

      • واسه ما رهایی مرگه و نمیتونیم که بمونیم از آهنگای گوگوشه میتونید خودتون چیزای جدید خلق کنید نه تقلید،این نقد بود شما نباید بهتون بربخوره مشکلات ترانتونو قبول کنید نه مسخره

    • دوست عزیز پس اگه اینجوریه همه شاعرای ما دزدن ، چون جملات مشابه زیادی در اثار همه شاعرا دیده میشه مثال های زیادی هم میشه زد از یغما گلرویی و مونا بگیر برو تا هر کس دیگه .

      • من چنین جسارتی نکردم آره زیاده اما نه به این واضحی،به هر حال این کلیشه رفتنا تو ترانه های ما ایرانیا زیاده مهم اینه قبولش کنیم و برطرف، نه اینکه بهمون بر بخوره،امیدوارم از تکرار پرهیز کنی موفق باشی…

      • خانوم رنجبر شما که کلیشه ای کار نمیکنید ، چرا شعر خوبی ازتون تو همون وب سایتی که دارید نخوندم شعر های سطح پایین با زبان آشنای مریم حیدرزاده ….. ترانه سرا برای اثبات هنرش باید همکاری های موفقی داشته باشه و همچنین سبک نوشتن خاص خودش رو دنبال کنه که من نه اثری از شما تا کنون شنیدم و نه متاسفانه سبک خودتون رو دارید….

      • راستی میخواین تو همین ترانه تون بالای ده مورد کلیشه و گلچین اثار دیگر ترانه سرایان رو نام ببرم ؟

        قسم خورده بودم ازت بگذرم
        حالا که گذشته من آب از سرم
        قسم خورده بودم تلافی کنم
        نمیخواستم این بار پیشت بشکنم
        میخواستم برم تا منو گم کنی
        منو مثل قبل بازی حرف مردم کنی
        مهم نیس چی میشه ته قصمون
        بزار که تموم شه همه غصمون
        نگو رفتنم چیزیو حل نکرد
        حالا دنبال خاطراتم بگرد
        دیگه از دلم میبرم یادتو