فکر و خیال

اگه تنهایی از دستای من دوره
چرا این خونه از آغوش من خستس
چرا باید یه دیوار همدم من شه
نفس کم دارمو این پنجره بستس

یه وقتایی پر از دلشوره ی خوابم
که هر کابوس ، رفیق بستر من شه
چه سرمایی به عمق روح من میره
پتویی که شریک این دل و تن شه

دو پلکم یخ زده ، زخمی و بی تابم
نگاهم خیره به سقف و پر از درده
ستون این اتاق شاید ترک خورده
چه آواری از امشب رو به من کرده

یه زندون ساخته این ، دیوار وحشی
توی پیله پیچیده فکر و خیالم
دیگه بال و پر من رفته از این شهر
خستم از بی کسیو ، این شده حالم

راز این دیوونگی دست دلم بود
شاید از هر آدمی رنجیده بودم
پشت این دنیای من پر از دروغه
از همین آدم فقط ترسیده بودم

۵۶۶
۸
۲

درباره‌ی نسترن مویدی

زندگی قدر نفس های درونت به تو میخندد تو فقط لحظه ای لبخند بزن آیدی تلگرام : nastaran_moayedi ایمیل : nastaran_moayedi@yahoo.com لینک کانال : nastaran_moayedii
عضویت