نگاھی به ترانه و ویژگی ھا و اصول ترانه نویسی

 

درود بر دوستان گرامی

جزوه آموزش ترانه نویسی را برای علاقه مندان به یادگیری مفاھیم ترانه نویسی قرار میدھم.امید که کاربردی باشد.

نوشتن ترانه برروی ملودی در اکثر نقاط دنیا مرسوم بوده و به خصوص در موسیقی غربی متداول میباشد. به

طور معمول آھنگسازان غربی در موسیقی بین المللی ترانه ھایشان را خود می نویسند. ھمگام با خلق ملودی و

با توجه به حس آھنگ و ذھنیتی که دارند نمونه ھای بسیار زیاد و چه بسا موفقی در این زمینه وجود داشته و دارد

مانند: راجر واترز، جان لنون، باب دیلن کریس دبرگ و گروه ھای موفق دیگر. اما ادبیات و نوع لھجه و تعابیر

در زبان انگلیسی با ادبیات فارسی بسیار متفاوت می باشد. گرچه در ترانه ھای انگلیسی زبان نیز قواعد دستور

زبان رعایت می گردد، اما تاریخچه ی نوشتن ترانه برروی ملودی در ایران تقریبا با شروع موج نوترانه وگذر

از تصنیف و پیدایش آھنگسازان موفق پاپ آن دوران می باشد که البته تاثیرپذیری بسیاری از موسیقی غربی

اواخر دھه ی ھفتاد میلادی داشته اند، به طوری که اکثر آثار به نام و موفق آن دوران شامل ھمین قاعده

می گردد، اما ھمیشه بحث بر سر مزایا و معایب این نوع ترانه نویسی وجود داشته که من به اندازه ی

دانسته ھا و تجربیاتم آن را با شما در میان می گذارم.

بھترین مزیتی کھ برای سرایش بر روی ملودی وجود دارد این است که شما با احساس یک ملودی و ایجاد فضایی در

ذھنتان خود را به دل موسیقی می سپارید و حس نشات گرفته از آھنگ را بر چھارچوب وزن بیان می کنید.

دوم اینکه ارتباط با آھنگساز و آشنایی با روحیات یک آھنگساز نیز تجربه جدیدی به شما می دھد و در کل یک کار

تیمی که من به شخصه بسیار موافق آنم تا کار انفرادی شکل می گیرد. متاسفانه ما عادت به کار گروھی نداریم در حالی

که در خلق یک اثر چندین نفر سھیم ھستند اما؟

اما معایبی نیز درکار است: اول این که این نوع ترانه نویسی بسیار سخت و طاقت فرسا بوده و در ضمن کار

ھر ترانه سرایی نیست و تمرین بسیار می خواھد و نمونه ھای موفق فقط حاصل کار ترانه سرایان چیره

دست می باشد. دوم این که به علت پرش ھای وزنی یا تغییر وزن بسیار در آھنگ ممکن است شما اصلا

ترانه ی یک دستی نداشته باشید و معمولا ترانه ی نوشته شده برروی کاغذ اگر ھمین طور خوانده شود اصلا

جذاب نیست.

اکثر مردم تفاوتی را بین شعر و ترانه قایل نمی شوند و در نتیجه تفاوتی ھم میان شاعر و ترانه سرا قایل نمی

شوند. ترانه در واقع ریشھ در شعر دارد و یک سری از قوانین شعر را رعایت می  کند، ولی خود به تنھایی دارای

تعریف مشخصی می باشد. ترانھ اغلب ھمانند شعر دارای قافیه و وزن می باشد و از این حیث شباھت بسیاری

به شعر دارد، ولی تفاوت عمد ه ی شعر و ترانه این است که ترانه دارای یک پیوند درونی با موسیقی است. البته

شاید از خود بپرسید که بر روی شعر ھم می  توان موسیقی گذاشت، ھمانطور که تا کنون روی شعرھای بسیاری

موسیقی گذاشته شده است. در پاسخ این پرسش باید گفت که عموما شعرھایی که به ترانه تبدیل شده اند ماندگار

نشده اند.

از دیگر ویژگی ھای عمده ی ترانه باید به زبان ساده ی آن اشاره کرد. چون مخاطب ترانه عموم مردم ھستند و

ترانه سرا باید این را در نظر داشته باشد که شنوندگان ترانه طیف وسیعی از عامه ی مردم ھستند و نه صرفا

افراد علاقمند به ادبیات و شعر و کار ترانه سرا آن جا مشکل تر می شود که با ھمین زبان ساده و قابل ھضم

برای عامه ی مردم؛ مفاھیم ارزشمندی را به مخاطب منتقل کند. یکی دیگر از مواردی که ترانه سرا را مجبور به

ساده نویسی می کند این است که چون ترانه بر روی موزیک و آھنگ قرار می گیرد و با صدای خواننده به گوش

مردم می رسد؛ در نتیجه تمام ذھن شنونده متوجه معنی ترانھ نیست بلکه قسمتی از آن متوجه موزیک ترانه و

قسمتی متوجه صدای خواننده می باشد. از دیگر نکاتی که در ترانھ باید رعایت گردد استفاده از کلمات و زبان روز

مردم و دوری کردن از زبان کلاسیک است؛ به طور مثال ما در مکالمات روزانه ی خود نمی گوییم: “ز ره

رسیدی” بلکه می گوییم: “از راه رسیدی” پس باید در ترانه سرایی به این نکته توجه داشت که زبان و ادبیات

فولکوریک ابزار ترانه سرا قرار گیرد. برخلاف تصور اکثر مردم با توجه به نکاتی که گفته شد ترانه سرایی

از شعر سرودن مشکل تر است.

متاسفانه ما در تعریف تصنیف و ترانه مرجعی نداریم و تنھا یک مرجع برای تفاوت این دو یافته شد، آن ھم مقاله ی

ملک¬الشعرای بھار در این زمینه است. تصنیف بر اساس ملودی نوشته می شود و جزو ۷ دستگاه و ۵ آواز است.

در بحث ترانه می توان گفت ترانه نویسی نوین این اصطلاح را وام گرفت و مستقل شد. ترانه، پیشینه تاریخی

دارد و مقوله ی نو و تازه ای نیست، ولی در قدیم از آن به عنوان نوعی از شعر یاد می شد و پدیده ی مستقلی

نبود و بیشتر در قالب دوبیتی بھ کار می رفت. در واقع با یک نام گذاری ژورنالیستی ترانه از شعر جدا شد ونگاھی به ترانه و

استقلال یافت…

ترانه سرا شرایط زمانه خودش را به تصویر می کشد. نمی توان با حافظ و مولانا مشکلات و مسایل امروز را

واگویه کرد. ھر قدر ھم کھ این شاعران مسایل را به صورت عمیق و کلی در شعر خود بیان کرده باشند نمی-توانند

پاسخگوی مسایل اجتماعی روز باشند. پس باید با ھمین ترانه ھای نه چندان فاخر به سمت و سویی رفت.

تعریف نشدن ساز و کار موسیقیایی لطمه ی فراوانی به موسیقی و ترانه زده است. متولیان موسیقی علاقه ی

چندانی به روشن شدن تعریف ھا و چارچوب ھا ندارند و با کپی کردن آثار و استفاده از ترانه ھا بدون اجازه ی

خالق آن برخورد نمی کنند. این اتفاق در سینما رخ داده است و جایی که ببینند یک فیلم کپی می شود با آن

برخورد جدی می کنند ولی ترانھ ھم چنان چرخه ی ناسالمی دارد.

در کشورھایی مثل مصر و عراق اھمیت بیشتری بھ ترانھ و شعرھای مردمی می دھند و تنھا شاعران کلاسیک از

زبان معیار استفاده می کنند، ولی در ایران رفتن به سمت محاوره، سخیف و سطح پایین تلقی می شود.

گاھی موسیقی در برابر ترانه زانو می زند تا جایی که ترانه به موسیقی و ریتم احتیاجی ندارد و باید آن را دکلمه

کرد تا بتوان حق مطلب را ادا کرد و در مقابل برعکس این قضیه ھم وجود دارد. گاھی ترانه حرف چندانی برای

گفتن ندارد و این جا موسیقی و ریتم است که به آن جلوه می بخشد و مخاطب به معنای آن بی  توجه است. تنھا

برای اینکه ریتم برایش خوش آیند بوده است، مدام ترانه را برای خود تکرار می کند.

برای نوشتن ترانه طور دیگری با کلمات برخورد می شود، زیرا ترانه سرایی با شعر متفاوت است؛ در

ترانه سرایی آزادی عمل شعر وجود ندارد و باید از فضای انتزاعی و تخیلی شعر فاصله گرفت. وقتی ما منطق

شعر را با زبان محاوره ترکیب می کنیم بھ ترانه ی عامیانه می رسیم. ترانه ی عامیانه از قبل از انقلاب به

وجود آمد، متاسفانه به دلیل نام گذاری ترانه ی عامیانه ھر جوانی برای خود قطعه ای می گوید و نام آن را

ترانه می گذارد.

در سه مورد می توان موسیقی و ترانه را مورد بررسی قرار داد. گاھی اوقات شعر آن قدر گویا است و

ظرافت ھای آن کاملا رعایت شده که دیگر نیازی به موسیقی ندارد. برعکس این قضیه ھم اتفاق می افتد. گاھی

موسیقی آن قدر غنی است که دیگر احتیاجی به ترانه ندارد. در واقع اگر موسیقی یا ترانه بھ حد اعلای خود باشد،

دیگر نیازی به ترکیب این دو نیست. در مورد سوم، ما ترانه و موسیقی را با یکدیگر پیوند می  دھیم. در این

شرایط موسیقی دان و شاعر باید ظرافت ھای کار خود را رعایت کنند و با یکدیگر به توافق برسند و برای دست

یافتن به یک نظر مشترک ھر دو باید از خود گذشت نشان دھند.

شاعران باید به موسیقی طبیعی کلام برسند. اگر زبان پر از حشو باشد، موسیقی طبیعی به وجود نمی آید. در کنار

موسیقی طبیعی، در مورد شعر باید درست خوانی ھم صورت گیرد، ولی به شاعر و نوع بیان آن اھمیت چندانی

نمی دھند. در قدیم گاھی شاعر ھم درست ترین قرائت را از شعر خود نداشته است به ھمین دلیل راوی به وجود

آمد تا بتواند جان کلام را دریابد و بھ شنونده منتقل کند.

وقتي شاعر یا ترانه سرا حس شاعري یا ترانه سرایي اش آماده ی بیان احساسات بھ وسیله ی قلم مي باشد،

باید سریع آن را روي كاغذ پیاده كند، (چون فرصت كوتاه است و ممكن است كه دیگر چنین توفیقي را حاصل

نكند) سپس نوشته ھاي خود را ویرایش كرده و در سبك خاص خود پیاده نماید.

در این جا به چندین اصول مھم از قواعد و مبانی ترانه سرایی اشاره می کنم:

۱.پاکی قلم و رسایی نوشته ھا در قالب ادب

۲ . استفاده از آرایه تشبیه در موارد بسیار: مانند: تگرگ و رگبار و خزون / زمین نداره جاذبه /کوتاھه سقف

آسمون.

۳.رعایت کامل سکوت ملودی ھا با ایجاد فواصل کوتاه

مانند: حالا که آسمونم، ابراش، زیاده / روزایِ سختشم، خیلی، بی شماره

۴ . تشریح کردن مصرع ھا از حس زیبا شناسی

مانند: … از گلای یاس تو باغ …

۵.انتخاب عنوان بر اساس مفھوم ترانھ نھ مصرعی خاص.

۶ .سرآغاز ترانھ بایستی دارای نقطھ ی اوج باشد.

مانند: می دونم تو قصتون زیادی ام / تو دیگھ بی کسیمو بھ روم نیار

۷ . ابیات تکرار را با شماره تعداد مشخص کنیم.

مانند: ھمیشه مونده سر یک دو راھی / دل داغون شده از کینه و تباھی

اگه بگم چشات می ره سیاھی / تو ظلمتِ حسه بی پناھی

۸ .قافیه ھا را در حداقل دو حرف طراحی کنیم.نگاھی بھ ترانھ و ویژگی ھا و اصول ترانه نویسی

۹ .سعی کنیم از مفھوم دور نشویم (پرھیز از پراکنده نویسی

۱۰ .استفاده از آرایه ی حسن تعلیل

مانند: آسمون تیره شده غصه من تو جونشھ …

۱۱ . واژه ھایی را کھ در اجرا کشیده می شوند را با یک کسره در آخر آن مشخص کنیم.

مانند: تو ظلمِت …

۱۲.ریتم کار را تا پایان حفظ کنیم.

۱۳.از واژه ھای عامیانه قابل فھم به جای واژھای استفھامی استفاده کنیم.

 

 

مطلب فوق توسط جناب امیرسینا عسگرپور تهیه و در سایت قرار گرفته است . صحت و درستی مقالات و مطالب آموزشی بر عهده مولفین میباشد . آکادمی ترانه

۱٫۳ K
۳

درباره‌ی امیرسینا عسکرپور

خدا پرسید میخوری یا میبری؟ و من گرسنه پاسخ دادم میخورم ! چه میدانستم لذت ها را می برند، حسرتها را می خورند ... ؟ {حسین جان پناهی} اینستاگرام: amirsina.1987
عضویت

  • جالب بود- ولی کوتاه

  • سلام و خسته نباشيد بابت زحمت مقاله اي كه تهيه فرموديد.به نظر من در اين زمان حال كه ترانه بسيار به تكرار واژه هاي شناخنه شده از ترانه سراهاي موفق تبديل شده است و ما كمتر واژه هاي جديد پيدا مي كنيم حتي در ترانه هايي كه خواننده هاي معروف اجرا مي كنند.من خودم خيلي به وزن تو ترانه اعتقاد ندارم چون ترانه بيشتر بايد ريتم داشته باشه تا شما بتوني موسيقي را روش پياده كنيد ما كه نميتونيم اردلان سرفراز تكثير كنيم كه ترانه هاش هم به زبان مردم نزديك باشه وهم روشنفكرها و منتقدها را راضي كند.بنابراين سعي كنيم ترانه هاي سخيف نگوييم .از تكرار پرهيز كنيم و خالق باشيم حتي به قيمت ريسك پذيري…

  • سلام و درود بر شما استفاده کردم.