بن بست

دست تو دست سادگی هام پا تو رویاهام گذاشتی

همه چی با تو شروع شد،تو که معرفت نداشتی

همه چی شروع شد از تو،یه مسیر تار و مبهم

یه مسیر پر از دو راهی،انتهاشون یه جهنم

چشامو بستم و رفتم،خودمو به تو سپردم

همه گفتن اشتباهه،ولی اعتنا نکردم

دلمو زدم به دریا،دریا آروم دلمو برد

روی شونه های ساحل یه جنازه واسم آورد

هرچی داد زدم نفهمید کسی ناله هامو انگار

همه گفته بودن اما دست از این غریبه بردار

من که از همه گذشتم برای به تو رسیدن

رو همه چشمامو بستم واسه تنها تو رو دیدن

حقم این نبود که بعد از اعتماد من به حرفات

منو تا گلو بذاری توی منجلاب دنیات

حقم این نبود برنجم از تو بیشتر از همه کس

دیگه آخر مسیریم راه ما خورده به بن بس

 

۳۴۵
۲