خاک

به خاکی که داریم یکم فکر کن
به روزایِ غمگینِ دیروزمون
به شبهای تلخِ پر از حادثه
نمیدونی احوالِ اون روزمون
بشین پایِ دردِ دلِ مادرم
دعا خون شَبا همدم نورِ ماه
یه دنیا پر از بغضِ و خواهشه
یه سی سالیه خیره مونده به راه
جوونش رو پایِ همین خاک داد
که محکم رو پاهام بگم من منم
تنِ تو شده بانیِ این غرور
فدایِ تو هر لحظه جون و تنم
من از جنسِ دریایِ شاخابِ پارس
یه تاریخِ اسطوره ای پشتمه
به پا میکنم پرچمه صلحمو
با زنجیر پلاکی که تو مشتمه
به تاوانِ جسمت که رفت زیرِ خاک
نژِادم بلوچ، ترک و کرد پارس موند
یه دریایِ نیلی به اسمِ منه
خلیجم برای همیشه فارس موند

۴۶۲
۱

درباره‌ی امیر حاتمی نیا

باورش سخت میشه وقتی که مرزها دور و بی کرانه بشه قطره هایِ به هم گِره خورده مرزشون مدیترانه بشه امیر حاتمی نیا
عضویت