تاوان

من و لبخندی که جنسش تظاهر بود
میونِ آدمایی که دلم از دستشون پر بود

مهم نیس دور من کی باشه نزدیکم
تو که نیستی منم زندونیِ اتاقِ تاریکم

قضاوت باشه با اونایی که دردامُ میفهمن
تو با هرکی دلت میخواد باش من با من

سکوت اینروزا تیغش رو گلوی اوجِ فریاده
شدم یه برگ پاییزی اسیرِ غربتِ باده

"چقدر خون گریه کردم توی دلتنگی و تنهایی
ولی توو جمع یجور رفتار کردم انگار اینجایی"

چیکار کردی که حتی خونه بیزاره ازم
گناهش پای تو بود من باید تاوان بدمِ

جهانِ من شده مرزِ یه تختِ انفرادی
تو رفتی و فقط به من جنونُ هدیه دادی

برام عادت شده آلبومِ عکساتُ ببینم
تو رفتی و هنوز من چش به راهِ تو میشینم

اگه برزخیم عمدی که نیس نا خواسته اس
هنوزم توی حرفام رد پاهای تو هس

"چقدر خون گریه کردم توی دلتنگی و تنهایی
ولی توو جمع یجور رفتار کردم انگار اینجایی"

امید منتظری

۴۱۷