صدامو نبُر

هوا ابریه، زیر بارون گمم
نگاتو بچرخون، منم آدمم
سکوتت کلافه‌ست، حرفی بزن
می‌دونم قشنگی و واسَت کمم

غرورت سر جاشه، اما دلت
یه جایی اسیره، یه جایی گُمه
غماتو امانت بذار پیش من
سفر کن که اینجا پر از کژدمه

حواست داره حوصله‌ش سر می‌ره
بپا ! زیر پات خالیه، جُم نخور
رگاتو بده دست نبضای من
به ضرب سکوتِت صدامو نبُر

نمک‌هاتو روُ زخم قلبم بپاش
ولی بوسه‌هاتو ازم پس نگیر
دارن قصه می‌شن خطر کردنات
نپر از حواسم، توُ ذهنم نمیر

انارای گونه‌ت چقد سرخ شدن
صدات روُ به لُکنت داره کم می‌شه
خجالت نکش، پلکاتو پس بزن
دوباره دلت داره آدم می‌شه

شبو پشت پلکت نخوابون گلم
یکی زیر بارون، توُ بن‌بستته
بیا روُ به کوچه نگاتو بپاش
یکی عاشق چشمای خستته

ترانه‌سرا: سالم پوراحمد

۵۳۹
۴

  • سلام
    من خوشم اومد. ولی میتونست با برطرف کردن ایرادا خیلی بهتر بشه. ایرادای وزنی در اولویت

  • هوا ابریه، زیر بارون گمم
    نگاتو بچرخون، منم آدمم
    سکوتت کلافه‌ست، حرفی بزن
    می‌دونم قشنگی و واسَت کمم
    – تصویری که در شروع ترانه ساخته میشه ملموسه و قسمت دوم قشنگ ترش میکنه و این یعنی شروع خوبی داشتی. ولی به محض اینکه میرم “سکوتت کلافه ست…” رو میخونم تمام اون تصویر قشنگ پاک میشه از ذهنم یعنی میخوام بگم ارتباط بین مصرع های این بیت ضعیفه از نظر من و یک ارتباط معنا دار میتونه خیلی بهتر کنه شروع ترانه رو…در ضمن معمولا سکوت، کلافه میکنه ولی تعبیر “سکوتت کلافه ست” رو درست متوجه نمیشم و به نظرم اون مفهومی که توو ذهنته رو داره از یک راه نادرست بیان میکنه

    غرورت سر جاشه، اما دلت
    یه جایی اسیره، یه جایی گُمه
    غماتو امانت بذار پیش من
    سفر کن که اینجا پر از کژدمه
    – خیلی عالییی فقط “سفر کن که اینجا….” و ارتباطش رو با عاشقانگی!! ترانه درک نمیکنم داری به معشوقت میگی برو از اینجا؟؟ یا منظورت اینه که از فضای ذهنی خودت خارج شو..اگه نکته دوم منظورته باید بگم به نظرم یه کم وقت بزار و این قسمت رو اصلاح کن چون یه جورایی عاشقانه نیست در ضمن قافیه کژدم و گم برام جدید بود مرسی

    حواست داره حوصله‌ش
    بپا ! زیر پات خالیه، جُم نخور
    رگاتو بده دست نبضای من
    به ضرب سکوتِت صدامو نبُر
    – خودت ببین واقعا ارتباطی بین قسمت های مختلف این بیت هست؟؟ارتباط و فضای ترانه چه فرقی با بیت های قبل داره؟؟آیا ادامه داده فضا رو یا خیلی متفاوت و گنگه؟؟ اول از حواس گفتی و اینکه حواسش پرته…اینکه چرا یهویی فضای ترانه رفت به این سمت گنگه؟یه دفعه از حواسش گفتی بدون هیچ آماده سازی ای..تعبیر “رگاتو بده دست..” به خودی خود قشنگه ولی در ترکیب با بقیه بدنه بیت چه شوک و لذتی در مخاطب ایجاد میکنه؟؟ واقعا آیا ارتباطی بین این چهار قسمت وجود داره که بخواد یک مفهوم واحد و بکر رو انتقال بده

    نمک‌هاتو روُ زخم قلبم بپاش
    ولی بوسه‌هاتو ازم پس نگیر
    دارن قصه می‌شن خطر کردنات
    نپر از حواسم، توُ ذهنم نمیر
    – نمک هاتو؟؟ مفهوم این قسمت مشخصه ولی تصویری که در ذهن مخاطب شکل میگیره هم مهمه…مگه آدم نمک داره؟؟اگه نداره و خواستی اصطلاحا بگی، ما همچین اصطلاحی رو برای یک شخص استفاده نمیکنیم..ولی بازم میگم مفهوم کار مشخصه و زیباست اینجا ولی شکل بیانش نه از نظر من…هیچ توضیحی راجع به “خطر کردنات” وجود نداره..این خطر کردن یعنی چی؟کجای این ترانه مخاطب حس میکنه که معشوقت داره خطر میکنه..برداشت خودتو و تصویر ذهنیه خودتو بدون اینکه مخاطب رو براش آماده کنی نوشتی و این اون تأثیری که باید داشته باشه نداره از نظر من..راستی قافیه نگیر و نمیر زیاد دلچسب نیست کلا

    انارای گونه‌ت چقد سرخ شدن
    صدات روُ به لُکنت داره کم می‌شه
    خجالت نکش، پلکاتو پس بزن
    دوباره دلت داره آدم می‌شه
    – حرف از صدا زدی و اینکه داره کم میشه و این نبود ارتباط معنایی عمودی در ترانه تو رو نقض میکنه..چرا که معشوقت سکوت کرده و سکوت معشوق یکی از محورهای اصلی ترانه س..همچنان برقرار کردن ارتباط بین قسمت های مختلف این بیت برام مشکله ولی واقعا هر کدوم در جای خودش واقعا قشنگه..قافیه آدم و کم دوباره استفاده شده که اگه اتفاق نیفته توو ترانه بهتره از نظر من

    شبو پشت پلکت نخوابون گلم
    یکی زیر بارون، توُ بن‌بستته
    بیا روُ به کوچه نگاتو بپاش
    یکی عاشق چشمای خستته
    – این بیت و تصویری که ساختی محشره محشر.. واقعا قشنگه..انتخاب خوبی برای پایان بندیه و اینکه خیلی استادانه بیان شده و مخاطب رو به وجد میاره..با این بیت نشون دادی که چقدر میتونه قدرتمند عمل کنی به نظرم این ترانه ارزششو داره که باز نویسی بشه

    من اسم اینو نقد نمیزارم و این کلمات نظرات شخصیه منه راجع به ترانت و وحی منزل نیست..تلاشم رو کردم که توو بهتر کردن کارت سهیم باشم
    موفق باشید

    • وحید عزیز. نکاتی که اشاره فرمودی همه‌اش غیر علمی و تکنیکی بود و از منظر یک شاعر معمولی که به اصول نقد وارد نیست عنوان شده‌اند. سلیقه‌ی شما به خود شما مربوطه. ولی از آنجایی که یک شعر به اندازه‌ی مخاطبانش نیز تفسیرمند است از آن منظر برای شما احترام قائلم. بی‌تعارف این ترانه یکی از بهترین‌هاست اگر انصاف در خوانش و درک ترفنده‌ها و زیبایی‌های اثر بشه.

  • دذووووود مرسییی