ای شهر

ای شهر قلب قمریا خونه/
ای شهر حال غنچه ها زاره/
بارون نباریده تنت خشکه/
رنگ درختا تیره و تاره/
پروانه ها در حال کوچ از تو/
دیدم به وضعت گریه میکردن
در جستجوی روزگاری نو
دارن همه دنیا رو میگردن
چیزی که گم کردی فقط عشقه
بد بودن آب و هوا هیچه
لعنت به من که دست همسایه
شب نون خالی داره می پیچه
کبوترا بق کرده و خستن
قناریا آوازشون کوره
گنجشک ها هر روز کم میشن
میره پرستو مقصدش دوره
میشه مترسک ها رو بردارید
واسه کبوتر خوشه بگذارید
گنجشک ها بی جرم و تقصیرن
آهای شما که مزرعه دارید

۴۳۷
۳