گریه کن

گــــریه کن
تو خلوتـِت ، تویِ اوجِ اوجِ غم
گــــریه کن
تا خالی شی ، آروم بشی کم کم

گــــریه کن
با همه یِ تنهاییت
مثِ اونی که دلش ، از وسط قاچ خورده
گــــریه کن
با همه یِ دل تنگیت
مثِ مردی که تو جنگ ، جلو چِشمِش ، برادرش مرده

گریه کن ، اشک بریز
ناله کن ، داد بزن
برو یک گوشه ی دنج
فقط فریاد بزن
اونی که رفته دیگه بر نمیگرده
اونی که رفته دیگه بر نمیگرده

گــــریه کن
واسه وقتی که تنِت ، از تنِ اون کم شد
گــــریه کن
واسه اون لحظه ای که ، خنده هات ماتم شد

گــــریه کن
تویِ سوگِ خاطرات
گــــریه کن
واسه اونی که همه عمرشو اومد پا به پات

گریه کن ، اشک بریز
ناله کن ، داد بزن
برو یک گوشه ی دنج
فقط فریاد بزن
اونی که رفته دیگه بر نمیگرده
اونی که رفته دیگه بر نمیگرده

——
به یادِ دوست عزیزم جوان ناکام سعید شیروانی که چند روز پیش در اثر صانحه سقوط از ارتفاع به دیار باقی روانه شد…
تقدیم به خانواده ی تازه داغ دیده ی آن مرحوم

ترانه سُرا : سعید سامانی
۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۴

۱٫۴ K
۱۸
۲