گلدون ماه( از مجموعه مومنانه)

گلدون ماه
…………….
شب از آغاز شب آشفته تر بود
دلم دلواپس داغ سفر بود
مسیر جاده گم می شد تو بارون
ولی شب تا همیشه پشت در بود
***
تو با شب رفتی و من خسته موندم
توی تنهاترین تصویر خونه
نرفتم تا هنوزم زنده باشه
چراغ خاطرات عاشقونه
***
برات گلدون ماهو آب دادم
قناریهامونو آزاد کردم
تو با شب رفتی و من زیر بارون
به دنبال یه جای پا می گردم
***
نمی ذارم بره از یاد خونه
شب دیدار چشمای منو تو
تو خندیدی و ماه از شب در اومد
زمین گم شد تو دستای منو تو
***
نمی ذارم بمیره گندم پیر
می مونم تا شب از تو پر بمونه
درارو باز کردم رو به مهتاب
شاید یک روز برگردی به خونه

۷۳۵
۱۳