من امشب ذهن شهر رو می نویسم

شب است و قدم های خسته ی من
شب و این کوچه های بی سرانجام
می شینم سبک فیلم سینمایی
کنار پرده ی فیلم "یه بدنام"

من امشب ذهن شهر رو می نویسم
میرم تا قلب آتیش توی تهران
میون جعبه های خالی شهر
سری هم می زنم به قلب قرآن

از آدم تا حوا، انجیل و تورات
جهنم تا بهشت، برزخ، قیامت
از آن آهی که هر شب توی مسجد
پرستش می کنه از روی عادت

خیال کوچه های نم گرفته
تلنگر می زنه ذهن شبم رو
و باز هم سبک فیلم سینمایی
نوازش می کنه سیگار لبم رو

من امشب ذهن شهر رو می نویسم
می گیرم رد این خاکستر و دود
مثل مستی که حیرون مونده از عشق
مثل ماهی که باشه تشنه ی رود

"نرگس"

۱٫۱ K
۲۱

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"
عضویت

  • سلام دوست ارجمند. مضامین به کار برده در ترانه تان را بسیار می پسندم. نمی دانم شما داستان هم می نویسید یا خیر. اما این مضامین پتانسیل بالایی برای یک داستان کوتاه یا یک فیلمنامه ی بسیار کوتاه دارند.
    موفق باشید.

    • سلام دوست گرامی
      من چون کارگردانی سینما خوندم، دستی از دور بر نوشتن داستان و فیلم نامه داشتم. ممنون به خاطر پیشنهادتون. خوشحال می شدم نظرتون رو هم در مورد خود ترانه می گفتید.
      با آرزوی بهترین ها

  • سلام بانو حفیظی.
    تعابیر به کار رفته خیلی جذاب و خوب بود. اما کلیت داستانو متوجه نشدم چی میخواستین بگین و دنبال چی بودید تو این کار. ممنون میشم اگه توضیح بدید.
    شاد باشید و برقرار.

    • سلام آقای قاسمی
      ممنون از حضور سبزتون
      از زبان یک نویسنده ی سرگردان نوشته شده این ترانه. فکر می کنم با خانش دوباره مفهوم تر بشه براتون
      با آرزوی بهترین ها

      • سلام بانو…
        دوستی خوبه که اشکال دوستش رو بهش بگه!معذرت می خوام.اگه ناراحت نمی شید تنها اشکال کار زیباتون رو بگم؟
        روان بودن از خواص ترانه ی زیبای شماست که احساس می کنم به خوبی از پسش بر اومدید .تنها حرف من توی مصرعی هست که از آدم و حوا استفاده کردید .اگه من خوب متوجه وزن کار شده باشم زمانی که می خوایم کلمه ی حوا رو تلفظ کنیم به اجبار و برای بهم نخوردن وزن مجبوریم حوّا رو هوا تلفظ بکنیم!! اگر هم هنگام خوانش کلمه ی حوّا رو با تشدید تلفظ کنیم،کاملا باید وزن رو بشکنیم!!
        بازم معذرت می خوام خانم حفیظی

      • سلام آقای موسوی
        کاملا موردی که اشاره کردید درسته. همه ی ما اینجا میایم تا یاد بگیریم و چقدر خوبه که با نقدهای سازنده به بهتر شدن همدیگه کمک کنیم. نکته ای که اشاره کردید در مورد “حوا” درسته. موافقم. اما اگه حوا رو هم با تشدید بخونیم و “واو” ما بین انجیل و تورات رو برداریم وزن مشکلی پیدا نمی کنه. برای زیباتر و روان تر شدن کار به این صورت نوشتم.
        با سپاس از شما
        و آرزوی بهترین ها

  • سلام نرگس جان ترانتونو خوندم بسیار زیبا بود واقعا از خوندن این ترانه لذت بردم موفق باشی عزیزم

  • من امشب ذهن شهر رو می نویسم
    میرم تا قلب آتیش توی تهران
    میون جعبه های خالی شهر
    سری هم می زنم به قلب قرآن

    بسیار عالی :)

  • سلام خانم حفیظی کارتون بسیارخوب بود موفق باشین

  • سلام نرگس جان
    منم ترانتو دوس داشتم
    موفق باشی

  • درود.بسیار قشنگ بود خانم حفیظی
    من امشب ذهن شهر رو می نویسم
    می گیرم رد این خاکستر و دود
    مثل مستی که حیرون مونده از عشق
    مثل ماهی که باشه تشنه ی رود

  • زیبا بود لذت بردم

  • ba inke sangin bodo mobham vali khosham omade likeee

  • سلام مجدد دوست گرامی .ترانه تان به دلیل تصاویر بسیار ملموسی که دارد ارتباط بسیار بالایی با مخاطب برقرار می کند. سلیقه ی من در خوانش و یا سرایش شعر به همین سو گرایش دارد. ترانه تان را دوست داشتم.