تو کدوم غبار جاده

تو کدوم شب زمین بود
تویه آواره رو دیدم
از رو پلکای غریبت
اشک گریه هاتو چیدم

سر سرفصل چه سالی
گل لبخند تو وا شد
اولین غروب پاییز
دست من از تو جدا شد

زیر پرچین کجا بود
که کنار هم نشستیم
زیر بارون بهاری
عهد عاشقونه بستیم

تو کدوم غبار جاده
به تویِ خسته رسیدم
از لب ترانه باد
غم چشماتو شنیدم

ته بن بست چه راهی
بین ما جدایی خندید
تو همون لحظه آخر
دلم اشتباشو فهمید

توی تعبیر چه خوابی
سهم من غم تو افتاد
به خودم اومدم اما
منو برده بودی از یاد

۹۶۲
۱۰

درباره‌ی حمید رحیمی

حمید رحیمی: ترانه سرا و شاعر | وبلاگ: http://avayeghoo.persianblog.ir | تلگرام: https://telegram.me/HamidOnika | ایمیل: onikahamid@gmail.com
عضویت