تولد( مهشاد نورالسنا)

شب شعر و شب میلاد و کیکه
همش حرف چیزای اصل و فیکه
شب تاریک و گرم تیرماهه
کولر آبی ِخونه روسیاهه
از فرط گرمی و گرمای خانه
یه چند تا فحش بد کردم حواله
سراغ طالع و اقبال رفتم
پِیِ پیش بینی رمّال رفتم
کتاب ِ طالع بینی باز کردم
خوندنِ تیر ماهو آغاز کردم
عجب مرادیین مردای تیری
زنهاشون حساسن حتا توو پیری
نوشته تیریا خرچنگ بازن
دنبال حرفهای صدتا یه غازن
میگن رویاییَن ، حساس و طناز
صمیمی و خسیس و محرم راز
رنگ رویاییشون نقره ای رنگه
طلا اما واسه زنها قشنگه
میگن شبهای گرم و ماهتابی
عاشق میشن توو کوچه ، تووی لابی
و لیکن توو روزای ابری و سرد
همش غمگینن و همخونه ی درد
توو تیرماه ، ادمای خیلی خاصی
به دنیا اومدن بی رو در واسی
پوتین ، گلشیفته ، ماندلا ، رشیدی
مثه این ادما هرگز ندیدی
حالا یادم اومد توو تیر ِ جذاب
دوتا دوست عزیز و یکمی ناب
به دنیا اومدن الحمد لله
مبارک باشه حمدو قل هو الله
یکیشون تووی این تهرون بی روح
یکیشون تووی کوههای سوادکوه
یکیشون اولی مهشاده اسمش
همیشه میزنه روی موهاش مش
یکیشون دومی کوثر اسمش
تووی کاراش میمونه توو شش و بش
بچه ی اول و چراغ خونن
یکم لوسن همه اینو میدونن
برای این دو تا بانوی ساده
هزار تا ارزو داشت خانواده
میخواستن تووی شهر اوازه باشن
تابلوی سر در ِ مغازه باشن
به زور خانواده بی اراده
به دانشگاه رفتن پای پیاده
یکی عمران قبول شد تووی تهرون
خدا رحمی کنه به خونه هاشون
یکی حقوق میخونه لب دریا
برا تبرئه ی دزد دکلها
از اقبال ِبد ِجفت اولیاشون
دو تا شاعر شدن خیرِ سراشون
تووی شعرای این دوستای بنده
پر از شیرینی و شربت و قنده
یکیش "دوچرخه " بسته پشت گاری
یکیشون عاشق "مرد سیگاری"
یکیشون"سایه"ی "مرد خیالی"
اونو برده تووی اعماق بالی
یکیشون خواب "قصر" شاه دیده
خواب دیده با "پرنسس"ها پریده
خلاصه حال و روزی دارن این دو
ترانه میگن و حال میکنندو
ما که بخلی نداریم به شعراشون
تبریک میگم تولد دوتاشون

۹۳۶
۶۴

درباره‌ی نيما سكوت

نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من ستاره ها نهفته اند در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من
عضویت