عطرای جا مونده + لینک دانلود

از شیشه های خالی از عطرت
که بوی آغوش تورو میده
از بوی عطری که ازت جا موند
چشمای من بد جور ترسیده

وقتی لباسای تورو با اشک
تو آینه به خودم نشون میدم
کامل مشخص میشه از چشمام
از عطر سکسیه تو ترسیدم

پیراهنی که جا گذاشتی رو هر روز صد بار تا کنم تا کی ؟؟

عکساتو پنهون کنمو بعدش توی کشو پیدا کنم تا کی ؟

من با تمام دلخوری هامم دنبال راهی ام که برگردی

به هیچ صراطی مستقیم نیستی پس راهشو پیدا کنم تا کی ؟

بوی بده سیگار وقتی که
نیستی برا من خوبه ترجیحا
دانهیل و اکلت به کنار وقتی
لاگوست و لایت بوی تورو میدن

عطراتو هی عوض نکن لااقل
عادت کنم به عطر اگزالت
راستی شنیدم وقتی راه میری
یک ارتش از مردای هیز
میوفته دنبالت ……………….

پیراهنی که جا گذاشتی رو هر روز صد بار تا کنم تا کی ؟؟

عکساتو پنهون کنمو بعدش توی کشو پیدا کنم تا کی ؟

من با تمام دلخوری هامم دنبال راهی ام که برگردی

به هیچ صراطی مستقیم نیستی پس راهشو پیدا کنم تا کی ؟

ترسیدم از وقتی که فهمیدم
دلیل این تنوع ها چی بود
عطرای جور واجوره رو میزت
لااقل بگو که هدیه ی کی بود

ساعته مردونه برا من نیست
جا مونده رو تخت تو انگاری
هر شب فقط الکل فقط سیگار
بازیگرم اما _ بازیگر این نقش تکراری

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای حسین زینالی به نام عشق سابق

ترانه سرا : علی یاری آهنگ و تنظیم : حسین زینالی

http://www.ali-yari.ir/post/22

دانلود آهنگ جدید امیرحسین یوسفی ، ۷Ma و وحید ابراهیمی به نام لعنت به عشق

ترانه سرا : علی یاری آهنگ : امیرحسین یوسفی . وحید ابرهیمی تنظیم: ادریس

http://www.ali-yari.ir/post/21

دانلود آهنگ جدید و زیبا از سودیس و مجتبی فرهنگ به نام برگرد

ترانه و آهنگ :علی یاری تنظیم : محمد ترکمان میکس و مستر : آرش خادمی

http://www.ali-yari.ir/post/20

کم و کاستش رو ببخشید
موفق و پیروز باشید

۱٫۹ K
۱۱۵

  • خوشحالم که اولین کامنتو پای کارت میذارم….

    وقتی لباسای تورو با اشک
    تو آینه به خودم نشون میدم
    کامل مشخص میشه از چشمام
    از عطر سکسیه تو ترسیدم

    دانهیل و اکلت به کنار وقتی
    لاگوست و لایت بوی تورو میده

    چیزی نمیگم تا ترانه حرف بزنه…….
    موفق……

    • به جهنم که پیر میشوی دیوانه!!!
      چروکِ زیر چشمانت
      همانقدر زیباست
      که چینِ رویِ دامنت…..

      “سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی”

      ———————————————————–
      به جهنم که شاعر نمیمانم
      حرف هایی که از این به بعد نخواهم زد
      به اندازه ی حرف هایی که تا حالا زده ام زیبا خواهد بود …

      ع.ی

      —-
      سلام مایده ی عزیز
      خوشحالم که اولین نفری که پای ترانم حضور داشتی
      ممنون از لطفت
      موفق باشی
      هنوز امید دارم ..

      • به جهنم که شاعر نمیمانم
        حرف هایی که از این به بعد نخواهم زد
        به اندازه ی حرف هایی که تا حالا زده ام زیبا خواهد بود …
        ناامیدی ممنوع

      • آدمها را به خاطر این که باعث نا امیدی شما میشوند سرزنش نکنید
        خودتان را سرزنش کنید که بیش از حد از آن ها انتظار دارید

        ===============
        چی بگم ؟

      • گفتنیارو گفتی پسر خوب…
        مواظب شاعرانه هات باش…

      • شعر ها جان میدهند دیگر
        شاعرت کیست؟
        مرده است ….
        بیخیال زخم

      • یه چیزی بود گفتی توش پانسمان و زخم داشت…
        شاعر بمان!

      • شعر ها جان میدهند دیگر
        شاعرت کیست؟
        مرده است ….
        بیخیال زخم لحن تند واژه ها
        شاعرت این روزها افسرده است
        دور از احساس تموم واژه ها
        چین پیشونی شاعر دیدنیست
        پشت هم تشویق
        پشت هم انکار
        راست میگویند
        شعر هم ترسیدنیست
        الفرار…
        ای مرد شاعر بس کن اه
        واژه هایت را زمین بگذار تا
        آدمای شهر نگیرند دست خود
        شعر و شاعر و با این ابصارهااا

        علی یاری

      • اصلاح
        بیخیال لحن تند واژه ها

      • عاااااااااااااللللللللللللی بود!
        آخه حیف نیست همچین شاعر خوب و بااستعدادی……….
        چی بگم آخه………..
        شاعرت این روزها افسرده است
        دور از احساس تموم واژه ها

      • چقد حرف مشترک مایده

        یه وقتایی توی زندگی آدم یه اتفاقایی میفته که خودبه خود جریان زندگی رو عوض میکنه توام مجبوری به اتفاقای آینده تن بدی چون راه گریزی نیست…
        فعل موندن واسه من قابلیت صرف شدن رو از دست داده!
        بعضی وقتا هست که موندن هزارتا مشکل رو بوجود میاره ولی رفتن فقط یه مشکله… متوجه میشین چی میگم؟؟؟ اینکه من میرم یا میمونم هنوز مشخص نیست.. یعنی رفتنم قطعیه ولی خواننده ی خاموش کارهای دلنشین شما و دوستان هستم
        آدما فقط به فریادهم میرسن نه به سکوت هم… و تنها صلاح من سکوته
        راستش یه چیزایی دیدم.. یه حرفایی شنیدم که نابود شدم.. دیگه اصلا نمیدونم کی بودمو کی هستم فقط میدونم محکوم به نبودنم.. گلایه ای هم ندارم من اینجا خیلی روزای خوبی رو گذروندم.. خیلی ازاحساسات تلخ و شیرین من اینجا جون گرفتن ولی….
        شاید شما تنها فرد توی این آکادمی باشین که معنی ناگفته های منو متوجه میشین.. پس ترجیح میدم چیزی نگم…
        سعی میکنم هرجا به بودنم نیاز بود باشم ولی قول نمیدم… روز پیش یه ترانه ای از دوست عزیزی شنیدم که واقعا حرف دلم بود…
        خیلی وقتا نخواستن بمونم
        رفتمو پشت سرم درو بستم
        هیشکی شستش خبردار نشد که
        چن دفه قبل رفتن شکستم
        شده حکایت من! قدیمیای آکادمی میگفتن هرکسی بالاخره از این قافله جدا میشه ها ولی من فکر میکردم باهمه فرق دارم!!

      • نیگاش کن…! داره حرفای خودمو به خودم تحویل میده!!
        تو مث پدر آکادمی بودی هرکی میخواست بره اولین نفر صدای تو درمیومد و تو بودی که شاکی میشدی!
        اگه تو بری مصطفی بره ایکس و ایگری برن.. تکلیف آکادمی چی میشه؟؟ این حرفا برات آشنا نیستن؟؟
        حالا الان درکش واسم سخته که خودت حرف از رفتن بزنی
        شنیده بودم یه پدر مثل یه خودکاره که یهو میبینی جوهرش تموم شده! الان جوهر توام تموم شده!
        حواسمون نبود که باقهرو آشتیای بچگمون ذره ذره تو رو به مرز “نبودن” نزدیک تر میکنیم!!
        بهت گفته بودم که آدمای موفق همیشه دشمن دارن و تو موفقی که حرف پشت سرت زیاده! خودتم میدونی واژه واژه واسه اینکه به موفقیت برسی تلاش کردی و تو الان موفقی… پس نرو… چون اگه بری فقط و فقط و فقط خودتی که ضرر میکنی و دشمناتن که شاد میشن!! بمون و به همه ثابت کن که علی یاری یه جوون ۲۰ ساله ی موفقه و بااراده!
        سر قضیه دیشب توی گروه که امروز داشتم با آقای وزیری حرف میزدم بهش گفتم که توی فرهنگ ما واسه یه پسر ۲۰ ساله و یه دختر ۱۷ ساله هیچ موقعیتی وجود نداره و بیشتر به پیرا بها میدن!! جوونا تا میان حرف بزنن بهشون میگن اندازه سنت حرف بزن و اچار بردار!! نمونشو که دیشب دیدی؟؟
        ولی ما خودمون که باید پشت همدیگه وایسیم و از هم حمایت کنیم… نبریم… جا نزنیم…
        واسه رسیدن به بهترینها تلاش کنیم…((الان نسیم اینارو بخونه چقد به من افتخار میکنه…!!))
        علی یاری! توام جوونی داری احساسی تصمیم میگیری.. درست مثل خودم…
        وقتی درباره ترانه آخر حرف میزنی بغض میکنم! یاد ترانه آخر خودم میفتم.. برو توی همه نوشته هامو ترانه آخرمو بخون اقای حسینی واسم یه کامنتی گذاشته بودکه هنوزم یادمه.. بهم گفته بود پشیمون میشم و دوهفته بعد من پشیمون شدم!
        برادر! الان دارم بهت میگم دیر یا زود پشیمون میشی.. حالا اگه میخوای بری راه بازه!!

      • اصلا هم بهت افتخار نمیکنم مایده.
        همه ی این آتیشا رو تو میسوزونی:)))
        همه از هم بدترید.
        والا.
        آقای گل محمدی هم که ظاهرا اعتصاب کردن…چون یه مدته غیبشون زده.
        بچه ها رو باید از بزرگترا جدا کنن خانم ربانی!:)

      • نسیم!!
        دیگه ازبس بچه خطابم کردن پوستم کلفت شده:)
        به من چه خو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        آقای گل محمدی رو خانوم ربانی تو بخش کنترل نامحسوس استخدام کرده:)))
        میاد… اون از همه ی ما بزرگتره.. قهر نمیکنه… اعتصابم نمیکنه…
        فقط داره رو ترانه هاش کار میکنه که یهو بیاد کولاک کنه…:)

      • یه اعتراف!
        این دو بند فوق العاده رو تازه دیدم!!
        ترسیدم از وقتی که فهمیدم
        دلیل این تنوع ها چی بود
        عطرای جور واجوره رو میزت
        لااقل بگو که هدیه ی کی بود

        ساعته مردونه برا من نیست
        جا مونده رو تخت تو انگاری
        هر شب فقط الکل فقط سیگار
        بازیگرم اما _ بازیگر این نقش تکراری

      • چرا همه دارین میرین من بعد یه سال تازه اومدم….خواهشا هیچکدومتن نرین…….

      • you don’t know what the fuck I’ve been through

        جمله ی معروفی از Eminem خواننده رپ خوان آمریکایی است.

        که معنی این جمله به صورت زیر است.

        هیچ موقع سعی نکن در مورد من قضاوت کنی ، که همه چیز خوبه و درد و … نداره

        تو نمیدونی که من چه سختی هایی را کشیدم و پشت سر گذاشتم تا به اینجا رسیدم

        ————————————————
        سارا خانوم شما کجا بودی تو این یکسال ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        امیدوارم شما در آکادمی موندگار شی و موفق چشم نمیرم

  • سلام آقای یاری ترانتونو خوندم بسیار زیبا بود موفق هستین موفق تر ببینمتون
    از شیشه های خالی از عطرت
    که بوی آغوش تورو میده
    از بوی عطری که ازت جا موند
    چشمای من بد جور ترسیده

    • حال همه‌ی ما خوب است
      ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
      که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
      با این همه عمری اگر باقی بود
      طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
      که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
      نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

      —————————————————-

      سلام خانوم وحیدی عزیز
      ممنون از لطفتون
      انشالله موفق باشید و تو اوج
      امید دارم هنوز

  • سلام.
    این دفعه زود اومدم تا محبت هاتو جبران کرد باشم (یکمی شو لا اقل)
    یکمی جدی نوشتی …..باورم شد……
    .سزاوار موقعیتی که هستی و داری….
    کاش یکی ام بیاد کارای مارو بخونه (کنایه)شوخی…

    موفق…?

    • غرور هدیه شیطان است

      و
      دوست داشتن هدیه خداوند!

      جالب این است:

      که هدیه شیطان را به رخ هم می کشیم
      و
      هدیه خداوند را از هم پنهان می کنیم

      ————————————————-
      سلام محمد رضای عزیز
      محبتی نبود وظیفم بود خیلی خوشحال شدم پای ترانم دیدمت
      موفق باشی پ
      امید دارم هنوز

      • محمدحسین!!

      • محمد حسین عزیز
        فارسی بنویس اسمتو خوب من دقت نمیکنم رو اسم
        شرمنده

  • سلام…
    خیلی زیبا..یه ترانه ی متفاوت بود به نظر من.
    یه جهش چشمگیر.کار آقای میرزایی و شما و چند تا از دوستان غافلگیرم کرد.
    فردا به جزییات میپردازم.
    موفق تر باشید:)

    • یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد
      اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است
      زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند
      در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید
      شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد
      زمان از شما قدرتمندتر است
      از یک درخت هزاران چوب کبریت تولید میشود
      اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت برای سوزاندن هزاران درخت کافیست

      ————————————————————-
      سلام خانوم بیرانوند عزیز
      ممنون از حضورتون و انگیزتون که باز هم لطفتون شامل حال آخرین ترانه های بنده هم قرار گرفت
      منتظر حضور دوباره و نقدتون هستم
      پیروز باشید

      امید دارم هنوز

  • سلام آقای یاری عزیز
    ترانه ی خیلی زیبایی بود..
    مضمونش رو دوس داشتم
    موفق وسربلند باشید

    • وقتی کسی با شما مانند یک گزینه رفتار میکند
      با خارج کردن خودتان از معادله به او کمک کنید تا انتخاب هایش را محدود کند
      .به همین سادگی

      ———————————
      سلام نازنین زهرای عزیز
      ممنون از حضورتون خیلی خوشحالم که دوست داشتید
      پیروز باشید و پر از امید

  • سلام مجدد:)
    پیراهنی که جا گذاشتی رو هر روز صد بار تا کنم تا کی ؟
    عکساتو پنهون کنمو بعدش توی کشو پیدا کنم تا کی ؟

    این قسمت و خیلی دوست داشتم.
    دو بار از “لااقل” استفاده کردی و هر دوبار باعث شده که خاصیت ترانه روان بودنش رو از دست بده.

    عطراتو هی عوض نکن لااقل
    عادت کنم به عطر اگزالت
    راستی شنیدم وقتی راه میری
    یک ارتش از مردای هیز
    میوفته دنبالت ……………….

    اینجا هم عمدا از وزن خارج شدین مثل مصرع آخر ترانه و من نمیتونم بگم ایراده…شاید توو اجرا خوب از آب در بیاد.
    اینجا باید دوستان دیگه نظر بدن.
    در کل واقعا از این ترانه خوشم اومد…
    احسنت…یه جهش موفقیت آمیز بود…
    تبریک بابت اجرای کارها…
    یادتون که نرفته؟! اجرای ترانه های شما دلیل تلاش شما و زیبایی احساستونه…
    “نا امیدی ممنوع” رو دوست تر دارم:)
    آفرین.

    • اصباح میکنم:خاصیت روان بودنش:)

      • اصباح دیگه از کجا اومد؟؟!

      • خانوم بیرانوند

        وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید
        در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت
        شخصی برای زندگی
        یا
        درسی برای زندگی

        ———————————————–
        سلام دوباره نسیم خانوم عزیز
        خیل خوشحال میشم وقتی اسمتون رو پای ترانه هام میبینم واقعا جدی میگم
        در مورد لااقل نمیدونم واقع چی بگم چون مشکلی ندارم باهاش خودم ولی حتما ایرادی هست که گفتید و یک دنیا ممنون
        خروج از وزن هم تعمدی بود امیدوارم تو ترانه ی بعدی که آخرین ترانمه لطفتو شامل حال منم بشه و راه ارتباطی باهاتون داشته باشم چون به نقدتون نیاز دارم
        تصمیم دارم بدون حاشیه فقط روی اجرا تمرکز کنم دور از هرگونه جمع ادبی . انجمن ترانه سرایی و هر چیز دیگه ای
        آکادمی هم درد شده هم درمون ….
        موفق و پیروز باشید نا امیدی ممنوع

      • نه…قضیه ی اعتماد من ، اعتماد یک زن به یک زن بود…اعتماد که نه، ارتباط…
        من توو ارتباطهام خیلی وسواس دارم و اگه کسی کوچکترین موردی داشته باشه یا هویتش جعلی باشه حذفش میکنم.
        پس درسی برای زندگی بود:)
        ممنون.
        چشم.
        beiranvandn1@gmail.com
        ولی لطفا بمونید…
        این رسم رفتن از آکادمی رو بردارید…:)
        در خدمتم.

      • ممنون خانوم بیرانوند
        من خسته شدم میخوام جا بزنم
        با اجازتون
        خیلی ممنون بابت ایمیل
        پیروز باشید

      • چرا اینجا اینجوریه؟؟؟
        خیلی بده که.
        چرا یکی رو که برمیگردونی سه تای دیگه میرن؟؟
        چه خبره اینجا؟
        من که نمیفهمم.
        برید…همه برن اصلا.
        ما هم میریم.
        والا.
        موفق باشید.

      • ( گل گل گل گل )

      • گل نمیخوام.
        جواب بدین.
        ما خیلی جاها کامنت میذاریم…حرفهایی میزنیم که هزار جور برداشت ازش میشه.
        ترس من اینه که دوستی از من ناخواسته تبدیل به دشمن من بشه…
        ترس همه همینه.
        نگاهتون رو زیباتر کنید…
        ما با هم دوستیم.
        یادتون باشه…
        زبون ما برای مدح هنر دوستامونه نه شکستن استخون اونها.
        نمیفهمم این رسم رفتن رو کی آورده…؟ ولی خیلی بچگانه است به خدا.
        هرکی از آکادمی قهر کنه فقط یه بچه است…یعنی چی این کارا؟
        عجب گرفتاری شدیما.
        زود برگردین سر جاتون.
        حرف هم نباشه.
        موفق باشید.

      • من قهر نمیکنم از آکادمی
        مهرزاد امیرخانی رو همه میشناسن عاشق ترانه هاشن حمید فریزبند رو همه میشناسن چرا نمیان آکادمی چرا خانه ترانه نمیرن ؟ چرا انجمن مهر نمیرن ؟ دارن بدون حاشیه کارشون رو میکنن دور از هر نوع جمع ادبی همیشه هم موفقن
        موندن جرات میخواد ….من از آکادمی فرار نمیکنم از آدماش فرار میکنم همینجوری که خانوم غفوریان رفت معصومه قریشی رفت ایمان رفت دیانا رفت سامان جاویدان رفت مهسا عباسی رفت پگاه دهقانی الهه صادقی روناک عصاری و …………………………………………. هزارتا بهتر از من رفتن و در اینده میرن حتی شاید خودتون …
        هیچ کس تحمل حاشیه نداره هیچکس تحمل شنیدن حرفای جدید نداره
        من از اکادمی فرار نمیکنم از ترانه فرار میکنم شاید تا سال اینده اگه تونستم یه آهنگساز موفق باشم دیگه ترانه سرا نباشم …..
        گل برای گل

      • ایمیلتون رو چک کنید لطفا.

      • نمیدونم ایمیل ها بهتون میرسه یا نه

  • سلام علی یاری عزیز
    ترانه ت رو خوندم خیلی از قبل بهتر شدی انتظار این ترانه رو ازت نداشتم.
    اینکه نوشتی میری نه من ربط داره و نه میخوام دخالت کنم ،چون هرکسی یه موقع خسته میشه ،خسته از همه چیز ،از داشته هاش و نداشته هاش ،از آدمایی که براش دلسوزی میکنن ویا آدمایی که برای شکستش ناخن برروی ناخن میسابن .داشته هاش و میخواد بریزه روی صفحه اما کمبوداش میان و جلوش وای میستن قد علم میکنن هی میگن تو هیچ کجای جهان حضور نداری.
    حتمن نباید نداشته هات مالی باشه جنسشون از جنس پر قدرت ترین سد دنیا.
    بهت توصیه نمیکنم بمون چون خودمم عاریه ای هستم اما این که میخوای بی سرو صدا کار کنی خیلی خوبه .
    درمورد کارت با یه سری واژه ها ارتباط برقرار نمیکنم/سکسیه
    ویا اسامی عطرها و مارکهای سیگار اگرچه تصویر بکری به کارت داده اما این برندها مخصوصن عطرها شاید الان بکر وناب باشه
    لااقل بگو که هدیه ی کی بود/این قسمت هم از وزن خارج شده
    اما در کل کارت رو پسندیدم .
    ببخشید که زیادی حرف زدم.

    • هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست

      که من به زندگی نشستم!

      احمد شاملو

      ——————————————————————-
      سلام آقای عباسی عزیز
      خیلی خوشحال شدم از حضورتون
      آدمایی که برای شکستنت ناخن برروی ناخن میسابن چقد این جمله رو تو زندگیم حس میکنم
      در مورد مارک سیگار که چیزی به کار نبردم در مورد تنوع برند فقط میخواستم تنوع طلبی مخاطب رو نشون بدم و تقریبا یه جورایی برام واقعیت و داستان واقعیه ترانه
      اگه رازیتون نکرد ببخشید
      موفق و پیروز باشید
      نا امیدی ممنوع

      • بازم سلام
        من اسم دانهیل و لایت رو فکر کردم مارک سیگاره اگه اشتباه میکنم بهم بگو چون اصولن سیگاری نیستم و اسامی عطرها چون این اسامی کارکرد شاعرانه نداره یه جورایی از کارت بیرون زده .
        ♫♫ تا تو با لبخنده‌ای دنیا رو دنیا می‌کنی
        زندگی رو پایتخت عشق و رویا می‌کنی
        تو، تو خود معجزه‌ای که با صدا کردن من
        پنجره‌هامو به فستیوال گل وا می‌کنی
        توی ریخت‌وپاش این خاموشی ناکوک من
        تو صدات موسیقی لحظه رو زیبا کردنه
        روی هیبنوتیزم این عقربه‌ی رو به عقب
        اسم تو مسیر آینده رو پیدا کردنه
        تو حضورت حادثه‌ست وقتی از عشق بگی
        سفر یک‌طرفه‌ست رو به جاودانه‌گی
        با تو که باشم جهان زیر پلکای منه
        ثانیه به ثانیه وقت عاشق شدنه
        ریتم بارون توی بولوار نئون
        طرح نورانی رفت‌واومده
        که نفس پشت نفس راه منو
        سمت رفتار تن تو پل زده
        اون‌قدر عاشق‌ترم که حس‌مو
        می‌تونم واژه‌به‌واژه بشنفم
        جانب عطر تو رو بگیرم‌و
        تو ترافیک شبونه بشکفم
        تا کبوتر می‌کنم اسم تو رو
        طعم آغوش تو می‌گیره صدام
        از تو با یه بوسه می‌میرم‌و باز
        از تو با یه بوسه به دنیا میام
        تو حضورت حادثه‌ست وقتی از عشق بگی
        سفر یک‌طرفه‌ست رو به جاودانه‌گی
        با تو که باشم جهان زیر پلکای منه
        ثانیه به ثانیه وقت عاشق شدنه
        تو حضورت حادثه‌ست وقتی از عشق بگی
        سفر یک‌طرفه‌ست رو به جاودانه‌گی
        با تو که باشم جهان زیر پلکای منه
        ثانیه به ثانیه وقت عاشق شدنه
        فستیوال،هیپنوتیزم،بولوار ، ترافیک واژه هایی که کمتر اونو شنیدیم اما استاد جنتی عطایی به این واژه ها کارکرد شاعرانه داده و تنها برای اینکه این واژه ها نو و بکر هستند به کار نبرده کارت رو دوست داشتم و قصدم از نوشتن این ترانه مقایسه نبود میخواستم بهتر متوجه شی .
        در پناه حق

      • خیلی خوبه ولی اون استاده و من نیستم
        موفق باشید

      • گفتم که قصدم مقایسه نبود فقط خواستم کارکرد واژه رو تو شعر نشون بدم .
        امیدوارم روزی برسه که تمام دوستان آکادمی قله ای تو ترانه سرایی بشن اکثرن این پتانسیل رو دارن و تو هم .
        برات آرزوی بهترین ها رو دارم.

      • آقای جنتی استاد بزرگیه
        تو هر انجمن مقاله و بحثی اسمشون هست ولی درکل اگه این ترانه یا مثلا ترانه های روزبه بمانی از قلم یه آدم عادی نوشته میشد هزار نفر ایراد میگرفتن گاهی وقتا ما از اسم ها میترسیم

      • گفتم که قصدم مقاسه نبود.
        استاد جنتی کجا و ما کجا
        شاید از قدیمی ها باشم اما به هیچ کس انگ نزدم و برای تو هم آرزوی موفقیت دارم همینطور تمام بچه های آکادمی چه اونهایی الان حضور دارن و چه اونهایی که غایب از نظرن این و گفتم که دوستانی که جدیدن به آکادمی پیوستن برداشت بد درمورد افراد نداشته باشن هرکسی تو هر کاری تلاش کنه قطعن موفقه امیدوارم همه دوستان تو تمام مراحل زندگیشون موفق باشن .

  • سلام علی جان
    کارت رو با همه ی کم و کاستی هاش دوست داشتم…خیلی خوب بود…احسنت…

    • دلم برای باغچه میسوزد
      کسی به فکر گلها نیست
      کسی به فکرماهیها نیست
      کسی نمیخواهد
      باور کند که باغچه دارد میمیرد
      که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
      که ذهن باغچه دارد آرام آرام
      از خاطرات سبز تهی می شود

      فروغ فرخزاد

      ———————————————————–
      سلام امین جان
      ممنون بابت حضورت
      ولی از اینجور کامنتا خوشم نمیاد دوس ندارم سر دوستیمون بیای بگی دوست داشتم تانتو با وجود کم کاستی هاش
      منتظر نقدم …..کم و کاستی هایی میگید رو بگید من ایرادکارمو بدونم تغییرش بدم چون ترانه رو خیلی دوست دارم میخوام بی ایراد بشه بعد این همه دستم به هر کی برسه ترانه رو بهش میدم تا نقدش کنه
      موفق باشی داداش
      نا امیدی ممنوع

      • سلام علی جان
        از این کامنتی که گذاشتی معلومه که حالت مث حال من اصلاً خوب نیست …فکر کنم هنوز منو نشناختی…باید بری حتماً یه دوره ی مردم جنوب شناسی بگذرونی وگرنه باهم بر به مشکل میخوریم…اسمم که امینِ…ساکنِ جنوبم…منو به چی متهم میکنی …هان…بیام دخلت و بیارم از این حرفا نزنی…بیام..من اصلاً توو اعلام دیدگاه شخصیم با هیچ کس و هیچ چیزی تعارف ندارم…اولین اساس دوستی صداقتِ و به صداقت گفتار و کلام سخت معتقدم…اگه میخوای بری برو…نخواستی بری هم باز خوشحال میشم از بودنت و خوندن ترانه ها و نظرات ارزشمندت…اما…یه حرف و بی تعارف و خیلی رک و پوست کنده بهت میزنم چون دوست دارم و برا دوستیمون احترام قایلم من و تو(بخصوص خودم) سخت به فضایی مث آکادمی و این نقد و اعلام نظراتی که پای کارهامون میاد نیاز داریم و مطمئنم قلبن هر کی آکادمی اومده و پیشرفت توو زمینه ی ترانه سرایی رو دوست داره نمیتونه از این فضا دل ببره…گفتی چرا بچه های قدیمی که چندتاشون رو هم توو یکی از کامنتها نام بردی آکادمی نمیان…کاش بدونی که چقدر دلتنگ این فرصت و این حضورن..من با چند تاشون حرف زدم… مهرزاد امیرخانی یا حمید فریزبند یا هر کی دیگه که بنظر تو آدم موفقی توو زمینه ی ترانه سرایی هستند اگه آکادمی یا خانه ی ترانه نمیرن دلیل نیست که فکر کنیم مادر زاد ترانه سرا بودن…مهرزاد امیرخانی درس شعر و ترانه سرایی رو پیش اساتید مختلفی دوره و از بر کرده تو که خودت توو کار اجرایی باید بهتر بدونی…در ضمن ارتباطش رو با ترانه سراهای دیگه و مطالعه و اساتیدش قطع نکرده… کاش داستان ترانه سرا شدن محسن شیرالی رو بخونی و بدونی…بدردت میخوره…یا فلان ترانه سرا یا شاعر…من خیلی اعتقاد به تبلیغ اسامی ندارم…
        اما کارت…
        از عطر سکسیه تو ترسیدم …این واژه ی منشوری سکسی بنظرم توو این بند خوب جواب نمیده…من که باهاش ارتباط برقرار نکردم…
        ترجیع بند کارت و دوست داشتم…بهت بر نخوره…
        ترانه رو خوب و قوی شروع کردی ولی از قسمت دوم که وارد مارک ادکلن و بعد قسمت سیگار میشی از زیبایی و ظرافت کار بنظرم کم میشه…
        توو این قسمت
        عطراتو هی عوض نکن لااقل
        عادت کنم به عطر اگزالت
        راستی شنیدم وقتی راه میری
        یک ارتش از مردای هیز
        میوفته دنبالت…
        دو بار از “لااقل” استفاده کردی و به روون خوانی اثر صدمه زده…کاملاً با نظر خانم بیرانوند موافقم…
        اسامی عطرها با اینکه بقول علیرضا عباسی عزیز تصویر خوبی بکارت دادن ولی بازم بنظرم این تصویرسازی تصویرسازی قوی و موفقی نیست…
        استفاده از الکل و سیگار توو قسمت آخر ترانه ت که میدونی من شخصاً نسبت به کاربرد هر دو واژه توو ترانه آلرژی دارم و بازم اینجا نقشی رو باز میکنن که توو ترانه هایی زیادی این کاربرد رو دیدیم و بنظرم کلیشه شده و اپیدمی…
        ترسیدم از وقتی که فهمیدم
        دلیل این تنوع ها چی بود
        عطرای جور واجوره رو میزت
        لااقل بگو که هدیه ی کی بود

        ساعته مردونه برا من نیست
        جا مونده رو تخت تو انگاری
        هر شب فقط الکل فقط سیگار
        با تموم احترامی که برا احساس زیبات قائلم این دوبند هیچ حرف و تصویر تازه ای به من مخاطب نداد و نمیده…
        وقتی سه نفر عاقل و بالغ… من…علیرضا عباسی و خانم بیرانوند…مشکلات تقریباً مشترکی رو بیان میکنن پس شک نکن که یه ایراداتی هست…من چون با نظرات خانم بیرانوند و علیرضای عزیز تا موافق بودم نخواستم نظر بذارم و تکرار مکررات بگم که گفتم…ببین برات بقول خانم بیرانوند عریضه نوشتم…توام یاد بگیر پای ترانه های من از این کارا بکن…باشه…
        در آخر اگه بری میام در خونتون…آدرستون رو که دارم…با تفنگ آب پاش می ترکونمت…این تهدید و جدی بگیر…
        این بود نظرات شخصی حقیر…
        *****************************************
        چشمان درشت به رنگ مشکی دارد
        یک مانتو خوش رنگ زرشکی دارد
        با اصل و نصب…نجیب و تحصیل کرد است
        بانو لیسانس دامپزشکی دارد

      • نا امیدی ممنوع رو فقط ننویس بلکه بهش اعتقاد داشته باش داداش…سبز باشی…آخه خدا ..من تا کی به این بچه های آکادمی باید بیام تلنگر بزنم….خانم بیرانوند…روانشناس آکادمی کجایید…آخه!!؟؟…ای بابا…

      • آدم ها زیبا فکر می کنند .. زیبا حرف می زنند ..

        اما ..

        زیبا زندگی نمی کنند …

        رومن پولانسکی

      • انسانها غمی به دل نگیر ؛ زیرا خود نیز غمگین اند

        با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند

        زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛

        پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند…!

        ——————————————————
        تو رفتنم شک نکن امین خان
        عطر سکسی اصلا واژه ی منشوری نیست برند عطر سکسی رو که همه شنیدیم کجاش منشوری ؟؟؟ بعدشم اینجا سکسی به معنی جذابه
        در مورد اسامی عطرها دفاعیه صادر نمیکنم ولی وقتی کلیت کار عطره من بخوام تنوع طلبی مخاطبمو مثال بزنم باید چیو به کار ببرم ؟؟؟؟
        در مورد الکل و سیگار دلیل نمیشه چون شما دوست نداری ایراد باشه من باهاش ارتباط میگیرم
        در مورد اون دو بند هم واقعا نمیدونم حرف تازه یعنی چی ؟ یه معنی کلی بهم بدی ممنون میشم
        و ایراد داشتن شک ندارم مگه میشه ترانه ایراد نداشته باشه ترانه ی همه ایراد داره ولی نظر شخصی رو نمیشه ایراد دونست میشه گفت اگه اینجوری میکردی بهتر میشد ….
        چند وقتِ…باهام نمیسازی همش…هی کلافه ای و نا رازی همش
        یه چیزیت هست…حسِ من… اینو میگه!!…چرا از کاه…کو(ه) میسازی همش
        چی شده!!؟؟.. چرا بهونه گیر شدی…میگی از این زندگی… تو سیر شدی
        چی شده آخه می بینم این روزا…بدجوری تو با خودت…درگیر شدی
        مثل این من بیام بگم اصلا اینو دوست نداشتم تصویر تازه ای نداره در حالی که واقعا هم نداره ولی من نمیتونم تورو زیر سوال ببرم و تو احساسات و حرف دلت دست ببرم وقتی اگه ایراد دستوری باشه میگم وقتی تو انتخاب کردی واژه ترانت این باشه کلیت کارت این باشه یعنی باهاش ارتباط برقرار کردی اگه من دوست نداشته باشم ترانتو ایراد نیس حس اون لحظه ی من با ترانت سازگار نیس….
        به هر حال ممنونم که تو این مدت کنارم بودی و قسم میخورم از وقتی که باهم آشنا شدیم یکی از بهترین دوستام بودی و اسمت همیشه تو ذهنم میمونه حتی اگه آکادمی نباشم امیدوارم یه روزی اسم همتون رو تو بهترین سایت ها کتابات و مجلات ببینم و به خودم افتخار کنم که دوستام شما بودین ..
        اگه این ترانه ی آخرم بود که حدافظ چون ترانه ی بعدی واسه خیلی ها گرون تموم میشه میترسم سنگ رو یخ بشن
        اگه نبود که ترانه ی بعد خدافظی میکنیم
        دوست دارم در پناه حق

      • سلام مجدد
        اگه قرار به دفاعیه ست که هیچی…
        اون قسمت از کارم رو که گذاشتی یا بهتر بگم کل اون ترانه سر تا پاش مشکله داداش…این نظر شخصیه صاحب اثر که خودم باشم هست…کاری که خود صاحب اثر رو راضی نکنه انتظار نباید داشت مخاطب اثر رو راضی کنه…اگه از نو بخوام توو آکادمی شروع کنم بعضی از نوشته هامو که اسمی نام ترانه رو یدک میکشن حتماً نمیذارم یا اینجوری به این شکل نمیذارم البته بودنشون هم بی فایده نیست باعث میشه که عقبه ی خودم رو ببینم و یادم نره توو زمینه ترانه سرایی کی و چی بودم…از این به بعد هم با خودم عهد بستم بی جهت دست به قلم نشم که بماند…ترانه ت مشکل داره به گفته ی خودت و منتظر شنیدن نظرات و دیدگاه دوستان هستی ولی در برابر نظرات جبهه می گیری و هیچکدوم رو قبول نداری… من درست و غلط نظر شخصیمو گفتم… توو پیشرفتت یه ذره شک ندارم…این که تو بخوای به کم قانع بشی یا نه به خودت مربوطه…اینکه به من کنایه میزنی… خوب نیست…هر چند نظراتم درست و علمی نباشه…وقتی نظرمو قبول نداری چرا میخوای اعلام نظر کنم!!؟؟؟…
        باز معتقدم یکی از بهترین کارات رو خوندم و واقعاً کارت رو دوست داشتم…به کم قانع نشو…
        خداحافظ…چه باشی…چه نباشی….
        زیبا فکر می کنم ..
        کم حرف میزنم..
        شعار نمیدم…
        و ..
        زیبا زندگی می کنم …
        امین بهاری زاده

      • خیلی دچار اشتباه شدی من اونطوری که باید و شاید منظورمو نتونستم برسونم تا حالا دیدی کسی نقد کنه جبهه بگیرم هر کی نقد کرده با تمام ادب جواب دادم ولی تا جایی که بوده خواستم قانع کنم و آخرشم گفتم حرف شما متین و درست سعی میکنم درست بشم ……
        چی ناراحت شده باشی چه نده دوست دارم
        موفق و پیروز باشید

  • سلام … ترانه ی جالب و البته چون بحث جدایی بود ، دلگیر ….. موفق باشی

    • این همه از تاریکی بد نگویید
      شما که فروش چراغ تان
      به لطف همین تاریکی است

      شمس لنگرودی
      ——————————————————-
      سلام ممنون حمزه جان
      همه میان و میرن خودتو درگیر نکن ترانه ی بعدی مفصل خداحافظی میکنیم
      در پناه حق همیشه موفق باشید
      نا امیدی ممنوع

      • علی ……..داری میری …..کجا …..
        اشک ما رو یکی باید در بیاره ؟
        نا امیدی ممنوع ….
        علی یاری…..

      • تو بستی چشمتو جهان پر از تیتراژپایان شد
        جهان یه فیلم کوتاه بود که از چشم تو اکران شد.
        احسان گودرزی

        —————————————
        سلام محمد حسین عزیز
        اگه اجازه بدید بعله از آکادمی رفتنی ام
        شاید هم بعدا ترانه سرایی رو کلا کنار بزارم
        ولی با اینکه آکادمی بهترین انجمن ادبی که تو عمرم عضوش بودم و بهش افتخار میکنم تصمیم دارم نباشم
        برات آرزوی موفقیت دارم دوست خوبه من
        نا امیدی ممنوع

      • آقای یاری ما شهرستانیها چون به خانه ی ترانه در تهران دسترسی نداریم مجبوریم بصورت مجازی فعالیت کنیم.
        فعالیت مجازی هم که دردسرهای خودش رو دارا و واقعا با روحیه ی من سازگار نیست.
        شما اگر اهل کرج نبودین(چون به هر حال به تهران نزدیکید) و با فعالیت مجازی موافق نبودین برای معرفی ترانه هاتون چکار میکردین؟
        ممنون میشم جواب بدین.

      • سلام خانوم بیرانوند
        اگه میخوای شاعر بمونی وقتی دوری از تهران باید به فضای مجازی تن بدی
        ولی نه اگه میخوای ترانه سرا بمونی قواید و وزن دستو پاتو نبندی مثل من با ده تا استدیو که پنج شش تاشون دوستای صمیمی ان و بقیه هم بعدا آشنا شدیم یه آرشیو از ترانه هام درست کردم تو استدیو گذاشتم هر مشتری میاد جزو آرشیو که مثلا ترانه های ده تا ترانه سرا هست توش اگه ترانه های منو انتخاب کرد تماس میگیرن بابت هزینه و بقیه چیزا صحبت میکنیم در کل تو لاین هم فعالیت میکنم
        موفق باشید خانوم بیرانوند عزیز

      • میخوام بگم ما شهرستانیها حتی نمیتونیم مثل تهرانیها از جایی که اذیتمون میکنه بریم.
        شما راحت خداحافظی میکنید اما کسی مثل من که صدها کیلومتر از پایتخت دوره “مجبوره” که باشه.
        میدونید اینجا وجود شما و چند تا دیگه از دوستان، این فضا رو قابل تحمل تر کرده بود…فضای مجازی منظورمه.نه مشخصا آکادمی ترانه.
        ممنون از جوابتون.

      • باور کنید برای تصمیمم کلی گریه کردم

      • هر چی که هستمو نیستمو مدیون آکادمی ام ولی نه پای رفتن هست نه میل موندن

      • من میخوام حدود یک ماه فقط ترانه هام و منتشر کنم.از کسی هم انتظار ندارم زیر ترانه ام کامنت بذاره چون اعتقاد به لطف یک طرفه ندارم…میتونم یک طرفه برای دیگران کامنت بذارم اما نمیتونم قبول کنم دیگران بهم لطفی رو کنن که من در حقشون نکردم.
        شما هم همین کار و کنید…بعد اگه دیدین نمیتونید “نباشید” برگردین.
        در نهایت تصمیم شما محترمه.
        ناامیدی ممنوعه.مگه نه؟

      • یک عمر شما به بقیه لطف کردید حالا نوبت بقیه اس
        نا امیدی ممنوع شدید
        با چشمای خیس و کلی امید
        شما پای ترانه کسی هم نرید همه میان پای کارتون نسیم بیرانوند با علی خیلی فرق داره

      • نسیم بیرانوند فرقش با شما اینه که حرف دوستاش و زمین نمیندازه.
        فرقش همینه.نه هیچ چیز دیگه ای.
        موفق باشید.

      • خانوم بیرانوند
        به با توجه به احترامی که براتون قایلم و حرف شمارو زمین نمیندازم اگه ترانه ای نوشتم که در خور آکادمی باشه منتشر میکنم
        موفق باشید ممنو از لطفتون

  • سلام کاکو…ترانه ات رو دوس داشتم…اون اهنگ زینالی هم خوب بود…یه سوال؟؟ توو اون اهنگا قسمت رپش رو هم خودت گفتی یا نه؟..

    • ادم ها وقتی معنی حرفهایشان را میفهمند و متوجه رفتار هایشان میشوند
      که با کسی از جنس خودشان مواجه شوند.

      ——————————————–
      سلام حامد جان
      ممنون از اینکه اومدی و خوندینه شعر رپ برای خودشون بوده فقط پاپ رو من گفتم
      موفق باشی و نا امیدی ممنوع

  • سلام آقای یاری

    من همیشه فضای متفاوت توی کار رو دوست دارم و این اتفاق در ترانه ی شما افتاده. تمام کامنت هایی که برای شما نوشته شدن رو خوندم و شاید حرف بیشتری برای گفتن نباشه به جز اینکه من خیلی با فضای شکستن وزن در ترانه آشنایی ندارم و اینکه چطور و کجا باید دقیقا استفاده بشه. کاری که شما انجام دادید و به دلیل عدم آگاهی در این خصوص صحبت نمی کنم. اما چرا این روزها بحث رفتن از این آکادمی زیاد شده برام سوال هست؟ ما تازه اومدیم به جمع شما تا یاد بگیریم و متاسفانه بحث هایی خارج از دنیای آکادمی ترانه داره به وجود میاد که کمی من رو ترسونده!! نمی دونم اگه قرار هست که یه روز هم ما بریم شاید همین الان بهترین فرصت باشه؟ چه اتفاقی داره میفته؟ یا چه اتفاقی افتاده؟ البته رفتن یا موندن یه تصمیم کاملا شخصی هست. اما امیدوارم دلیل این رفتن فضای این آکادمی نباشه چون قطعا نه فقط من که همه ی دوستان خودشون رو در یک فضای کاملا دوستانه و ادبی می بینن.

    لطفا به جای “ناامیدی ممنوع” جمله ی امیدوارکننده حایگزین کنید
    با آرزوی بهترین ها

    • قدرت شخصی عبارتست از توانایی ایستادن روی دوپای خود و داشتن لبخندی بر لب

      و بودن و ماندن در میان دنیایی که میلیونها شیوه و راه برای خرد کردن و شکست شما در سر دارد …

      ————————————————————————-
      سلام خانوم حفیظی
      ممنون از حضورتون
      بحث رفتن رو از هر کی که میخواد بره بپرسید حتما هر کسی دلایل قانع کننده ای داره
      دلایل منم پنجاه درست شخصی پنجاه درصد مربوط به اعضای آکادمی فقط از یک چیز اطمینان داشته باشید فضای آکادمی الان خوبه عالیه برای شما که قبلا در این فضا نبودی و از اول که اومدی همین بوده و هست ولی برای من قابل هضم نیس که قبلا تو فضای خیلی صمیمی آکادمی فعالیت کردم فضایی که هیچ کس فکر تخریب کسه دیگه نبود برای هرکی کارش اجرا میشد تبریک میگفتن و راستای پیشرفت هم کمک میکردند نه که هر کی کاراش اجراشه بهش عنگ بزنن مافیاس پول میده ترانه هاش رو میخونن میره به خواننده ها التماس میکنه که ترانشه مجانی بخونن که اصلا این طور نیست و با مدرک و هزار جور دلیل دیگه میتونم ثابت کنم که به هرکس کار تحویل دادم پولمو گرفتم چه کم چه زیاد به جز سه چهار نفری که رابطه ی کاریمون دو طرفس و رفاقتی …قدیما هیچکس دو تا کاربری درست نمیکرد تو آکادمی هر کسی تکیه بر خوندن دوتا مقاله خودش رو استاد و دانای کل نمیدونست که اینجا بیانیه صادر کنه این تغییر فضا برای من قابل هضم نیست البته هیچ ارتباطی با تیم مدیریتی نداره جو اینجا خراب شده نمیتونم چجوری بگم کسی درکم میکنه یا نه اینجا الان هم باعث پیشرفتمه هم مانع پیشرفت
      در مورد نا امیدی ممنوع هم کامنتای اول رو بخونید تغییر دادم ولی گفتن نا امیدی ممنوع رو بیشتر دوست دارن ولی در کل من این جمله رو دوست دارم
      موفق باشید

      • سلام علی عزیزم
        بعضی حرفها و نظرات و باید از اهلش شنید و تفکر و تامل کرد….بعضی از حرفها و نظرات رو باید از این گوش شنید و از اون گوش به در کرد عزیزم…اونایی که توو زندگی با نقد و نظرات درستشون چراغ راه آدم میشن که باید قدر اون افراد و نظرات گران بهاشون رو حسابی دونست و فوق العادن…اما علی جون همین نظرات و گفتار خصمانه بعضی از این آدمها باعث پیشرفت میشه ها…خودت بهتر از من میدونی…من یادم میاد هفت هشت سال پیش انجمن شعر شهرمون شعر خوانی کردم و حضور داشتم…اون وقتا هم مث الان از شعر و شاعری بی بهره بودم…توو یه جلسه شعری خوندم که بعد شعرم مسئول اجرای جلسه که یکی از شاعران بنام شهر و کشورمون هستش بنده رو به باده تمسخر و…گرفت جالبه بهت بگم که حاضرین در جلسه بعد تموم شدن حرفای ایشون برام شدیداً دست زدن…اونم چند دقیقه…از اون وقت تا حالا انجمن شعر نرفتم(نه شد که برم وگرنه دلم لک زده) ولی همین اتفاق باعث شد که به صورت جدی بخصوص از موقع آشنایی با آکادمی به شعر گفتن ادامه بدم…ولی اصولی و جدی تر…گاهی وقتا کمی دوری برا آدم لازمه…من زیاد اهل سخنرانی کردن و پند و اندرز دادن نیستم…شایدم اصلا سخنران خوبی نباشم…به هر حال داری کاری میکنی که آخرش با تفنگ آب پاشم بیام در خونتون و دخلت و بیارم داداش…حالا ببین…
        عاشق که باشی
        چه فرقی می کند
        زبان
        نژاد
        رنگ
        ملیت
        فرهنگ
        مذهب
        جغرافیا
        وقتی که عشق
        زبان مشترک انسانهاست
        *****************************
        من و تو!
        چه می فهمیدیم-عشق را-
        اما…
        عمریست با عشق زندگی کرده ایم…
        دیگران که عشق را می فهمیدند…
        درک مشترکی از زندگی نداشتند…

      • امین جان
        دوست دارم

      • جان..علی جون یه بار دیگه بگو…تا حالا کسی بهم اینو نگفته بود…اگه بدونی چقدر ذوق کردم…

      • من و خیلی های دیگه تازه اومدیم اینجا…نگاهمون به قدیمی ها نگاه پایینتر به بالاتره…
        شنیده بودم برای سوپر استار شدن پول میدن.نشنیده بودم برای ترانه سرا شدن باید به خواننده ها رشوه بدی!!
        من حدود سه چهار سال قبل چند تا از کارهام رو برای استودیو مهر و ماه فرستادم…گذاشتم بنگاه! چهار ساله که توو آرشیو داره خاک میخوره…دلیلش این نیست که عضو مافیا نیستم! یا پول ندادم به خواننده ها! یا ترانه هام مجانی نیستند…فقط و فقط یک دلیل داره:”قابل اجرا نیستند” ممکنه من الان بیام و منتشرشون کنم و دویست تا کامنت داشته باشم که پر از تشویق و تعریف باشه اما به چه درد من میخوره وقتی قابل اجرا نیستند؟ .فرق علی یاری با من اینه که علی یاری دو تا ترانه که بذاره توو آرشیو استودیو صد تا خریدار داره.
        و این هنره.
        شما اگه عضو مافیا بودین الان اسمتون توی تیتراژ برنامه های صدا و سیما مرتب می اومد و میرفت.
        جناب یاری، حقیقت اینه که نه من نه خانم حفیظی و نه بقیه ی تازه واردها از جریان های پشت پرده ی آکادمی هیچ اطلاعی نداریم.
        من چند روز پیش یه کامنت گذاشتم برای یکی از مخاطبین آکادمی و اونجا گفتم که به هر قیمتی ترانه ها رو واگذار نکنیم.
        شاید قبل از من از خیلی ها شنیده باشین که قدیمیهای اینجا پشت سرتون حرف زدن و گفتن به خواننده ها پول میده!!!
        اما من یا بقیه ی تازه واردها مثل آقای گل محمدی ، خانم حفیظی و. .. و…. اگه حرفی میزنیم حرفمون یک بعدی هستش…ما جزو هیچ گروهی نیستیم…از حرفهای ما برداشت بد نکنید…هیچ وقت توو زندگیم به احدی حسادت نکردم…موفقیت شما موفقیت همه ی ماست همونطور که توو ایمیل هم براتون توضیح دادم.
        شاید یکی یا چند تا از قدیمی ها پشت سرتون حرف زدن…اما اگه به این خاطر بخواین برین یعنی هنوز رشد معنوی نداشتین.
        توو اهواز که بودیم بعد از اهدای جایزه ام با اینکه نفر سوم شده بودم اما خیلیها رفتند و توو گوش داور پچ پچ کردند…درست وقتی دور میز نشسته بودیم شنیدم که یک نفر توو گوش یکی از داورا گفت:”خاتم بیرانوند” رو حذف کن و فلانی رو بذار جاش….توو مراسم اختتامیه یکی از رؤسا به جای سخنرانی ، شعر منو از روی گاهنامه ای که همون روز منتشر شده بود،خوند و نشست…بعد از مراسم اختتامیه و اهدای جوایز، توو سلف سرویس نشسته بویم که چشمم افتاد به یکی از شرکت کننده های خانم…به بغل دستیش با صدای بلند گفت:”حقش نبود”! منظورش این بود که حق خودش بوده! درصورتی که شعرش خیلی ابتدایی بود…من برخلاف چیزی که نشون میدم آدم ساده ای ام…بهش لبخند زدم!!! ولی بعضی آدما اونقدر قلبشون تیره است که در مقابل بخشیده شدن شرم نمیکنن….
        صورتش رو به طرز ترسناکی ازم برگردوند…
        من به تعداد تک تک فراخوانهایی که شرکت کردم درس گرفتم…آقای یاری، یکی از شرکت کننده های مسابقه ی شعر(خانم )توی خوابگاه یکی از شهرها برای من و خواهرم چاقو کشید!!
        چون فکر میکرد شعر من مال خودم نیست…و شعر خواهرم…! ما آدرس و شماره مون و بهش دادیم و گفتیم اگه مجله ای که ادعا میکنی شعر ما رو اونجا خوندی پیدا کردی بهمون زنگ بزن و شکایت کن.دو ماه بعد زنگ زد و گریه کنان عذر خواهی کرد.گفت که صاحب امتیاز فلان مجله، توو آرشیوش مجله رو بیرون کشیده و وقتی شعرها رو مقایسه کرده متوجه اشتباه من شده و اون و کوبیده توی صورتم…! و گفته که تهمت زدن به خاطر یه مقام بی ارزش فقط کار آدمای بی ارزشه.
        من خیلی جاها اذیت شدم…
        فکر میکنید دنیای هنر یه آرمان شهره؟؟! به خدا قسم که ترسناکترین نوع بشر، همین هنرمندها هستند.
        من حالا بعد از شنیدن خزعبلات هنرمندنماها فقط لبخند میزنم و افتخار میکنم که اونقدر قدرتمندم که تونستم یک نفر رو تا حد مرگ عصبانی کنم!
        شما هم همینطور باشید.
        ترانه های شما همگی خوبند…اما اگه گفتم سعی کنید هر بار از بار قبل زیباتر بنویسید دلیلش این بود که میخواستم توو آکادمی یه هدف یا سقفی برای موفقیتهاتون داشته باشید.مثل خیلی های دیگه.خواستم بی هدف ترانه ننویسیم تا بزرگ و بزرگتر بشیم.وگرنه ترانه های شما همه زیبا هستند…و زیباتر هم خواهند شد.
        موید باشید.

      • سلام خواهرم…
        به کم قانع نشو علی…به کم قانع نشو امین…اعضای آکادمی به کم قانع نشین…
        میدون رو نباید ترک کرد…باید موند و جنگید…عین یه جنگجو…مگه نه خانم بیرانوند…اینم تاثیرات روانشناسی معکوس شما…
        میخوای بری مرخصی.. برو…ولی برگرد…
        آخ که چقدر از روابط مجازی بیزارم…علی اگه حالا با هم چش توو چش حرف میزدیم…میدونستم باهات چیکار کنم…

      • سری قبل که حرف میزدی گفتی چه باشی چه نباشی خدافظ
        امین بغض کردم گفتم وقتی تونستم امینو برنجونم هیچوقت نه میخوام نه میتونم برگردم

      • هنوز داداشت رو نشناختی…دلش دریایه…مث دز…مث کارون…ولی از دریا میترسه…چون دریا کوسه داره و بدجور به خون من تشنه ن…میدونی چرا….چون میرم کنار ساحل و براشون شکلک در میارم و اونام که شنا کردن و زندگی کردن توو ساحل رو بلد نیستن خب…داداشی…ببین..سر به سر من نذار…

      • آخه چرا حرفه زور میزنی…بیام برات..نه بیام…از بس با تو حرص و جوش خوردُم تموم موهام ریخته…پوستُم چون و چروک شده…دیگه میترسُم عکس کاربریمو به روز کنُم….

      • مشاوره ی مجانی دیگه تعطیله آقای بهاری:)
        از این به بعد پول میگیرم!
        ممنون از همگی.
        جناب میرزایی حق باشماست.
        اگه سعی کردم قانعشون کنم به این خاطره که ایشون از دوستان خوب من هستند.
        دوم اینکه ترسیدم شاید حرفهای من باعث کدورت خاطرشون شده.
        سوم اینکه توو مسیر پیشرفت هستند.
        با لاین و واتساپ و برنامه های چت موافق نیستم.
        فعلا اکادمی بهترین گزینه است.
        خوشحالم که از اینجا نمیرید.
        همگی موفق باشید.

      • آقای میرزایی وقتی دال بر رفتن باشه این نیست که از آکادمی برم جایی دیگه فعالیت کنم چون اینجا از هر فضای دیگه بهتره و کارآمد تره پس مشکل از این جا نیس مشکل اینکه فضای رقابتی ترانه سرایان تو هر انجمنی شد فضای حسادتی البته کلی میگم چون هستن دوستای گلی که اینجا واقعا هم واسه پیشرفت خودشون هم پیشرفت بقیه کمک میکنن..
        بیرون از فضا هم همه همینن ولی هیشکی نمیگه فلان ترانه سرا اینجوریه اونجوریه حداقل نه عنگی هست نه برچسبی چون مردم عادی ان و تو حس حال خودشون
        خیلی دوست داشتم به جای این صحبت ها از ترانه صحبت کنید به نقدتون نیاز دارم چون این ترانه هم با تغییرات خوشبختانه واگذار شد دوست دارم از نظراتتون بهره ببرم
        موفق و پیروز باشید

      • نمی دونم این چه جویه تو این سایت
        من دو سه هفته اس کارارو دنبال می کنم اینجا
        قبلش عضو بودم، اما خیلی کم میومدم و می رفتم. به این دلیل تازگی ها بیشتر میام اینجا، که مدتیه وقت نمی کنم خانه ترانه شرکت کنم، می خوام از همچین فضایی دور نباشم. قاعدتا این محیط مجازیو نمیشه با محیطی مثل خانه ترانه مقایسه کرد. اما فقط برای نگه داشتن حسم و دور نشدن از ترانه، یه درمون موقت و خوبه.

        فکر نکنید خانه ترانه هم آرمان شهره. همین تهمتا و تخریبایی که میگید، حتی در مقیاس بزرگترش تو خانه ترانه هست. این ربطی به مجازی و حقیقی بودن محیط نداره. جامعه ی ما این شکلیه، چشم دیدن موفقیت همو نداریم.
        این که فکر کنیم اگه از این محیط بریم، همه چی خوبه، اشتباه محضه. چون اینجا یا بیرونش ما همون آدماییم. مگه بریم تو حصار تنهایی خودمون و با همه قطع رابطه کنیم.

        من اصلا نمی خوام از اینجا دفاع کنم، دل خوشی هم ازش ندارم، فقط واسه دور نبودن از ترانه اینجام. از طرف دیگه هر موقع حس کنم جایگزین مناسب تری دارم، لازم نیست بقیه رو توجیه کنم، مثل قبل اینجا حاضر نمیشم. چون شاید در آینده همین وضعیت دور بودن از ترانه تکرار شه و بخوام موقتا تو این جمع حاضر شم. برای چی باید با تصمیم غیرقطعیم، وقتی که نمی دونم باید بمونم یا برم، خودمو تو موقعیت ضعف قرار بدم؟

        پیشنهادم اینه آقای یاری، اگه قرار به رفتنه، قرار نیست دلیلاتون کسیو قانع کنه، همین طور اگه قراره بمونید.
        خودتونید که تصمیم گیرنده اید. صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

        هر کاری می کنید، موفق باشید. :)

      • خانوم بیرانوند
        مشکل من اینه وقتی لبخندم بزنم تا قدرتمو نشون بدم جوری دیگه برخورد میکنن بدتر از قبل
        تو گروه واتس آپ آکادمی ترانه با آقای x بحث کردیم که شنیده بودم به یکی گفته بود این علی یاری کیه هر کی دو تا ترانش اجرا شد ترانه سرا نیست و این حرفا منم گفتم باشه با ترانه جوابشو میدم یه کار گذاشتن و سره اختلاف نظر بحثمون شد و ایشون گفتن من شاگرد فلان استادم این انجمن میرم اون انجمن میرم من اینمو ده سال مینویسم گفتم با ترانه صحبت کن من نه انجمن رفتم نه پیش استادی رفتم نه کسی دیگه ای تو آکادمی و حالا یه دوستی دورادور با مهرزاد امیرخانی (هیچ کمکی به پیشرفت من نکرد فقط یک جمله گفت اجرایی بنویس و همین حرف رو هم پازل بند (علی رهبری بهم زد یه زمانی قرار بود کار کنیم که سنگ انداختن بعضی ها )
        وقتی من میخندیدم تا قدرتمو بهش نشون بدم اونجا هم میگفتن خیال نکن با دو نفر کار کردن خیلی کاره سختیه غرور تورو گرفته فک میکنی کی هستی گفتم باشه خب بحث حلوا نمیدن که بای حرف بزنی بازنده نشی
        یه عده میومدن پی وی من زیر آب اون آقا رو میزدن میرفتن پی وی ایشون میگفتن این هیچی بارش نی دو نفر ترانشو خوندن شاخ شده خلاصه مردم همیشه حرفو میزنن
        ای خدا

      • من اصلا خوشم نمیاد بحثای واتس آپو اینجا مطرح کنی…
        اگه این قضیه که گفتی هم م.ر است که احتمالا همونه حل شدو دیگه هم توی گروه نیست
        “دوستااااان خواهشااااا بحثای واتس آپو از آکادمی جداااا کنین”
        مخاطبم علی نیست…همه…همه

  • سلام آقای یاری
    تو رو خدا از این رسما تو آکادمی باب نکنید. یعنی چی. خیر سرمون از دسته ی شعرا و فرهیخته گان هستیم مثلا
    باید فقط هدفمون بهتر شدن باشه نه چیز دیگه ای.

    • جوینده یابنده بود. . .
      نویسنده: “نا شکیب” –
      شبیه کسی که از یک آدرس

      تنـــــــــــــها پلاکش را

      می‌داند؛

      در ازدحام آدم‌ها و خیابان‌ها

      دنبال “دست‌هایت” می‌گردم. . .
      خدای بزرگ
      ———————————————————–
      سلام خانوم عبدلی
      ممنون از اینکه خط خطی های منو خوندید
      کدوم رسم خانوم عبدلی /
      همین رسمی که همترانه های من ایجاد کردن همین رسم برچسب زنی رو میفرمایید دیگه ؟؟؟؟
      هر کسی اینجا قافیه بچینه پشت هم مثل من و چند تا اعضای محترم اکادمی نه فرهیخته اس نه جزو شعرا
      من نمیدونم کدوم رسمو میگید
      ممنون از حضورتون
      موفق باشید

  • سلام علی جان.
    ببخشید فعلا در همین حد که بسیار زیبا بود. باید برم.

    • یادمان باشد که: او که زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.
      .
      یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.
      .
      یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد می‌آورد، عفونت است.
      .
      یادمان باشد که: در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.
      .
      یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.

      .

      مرسی محمد جان
      موفق باشی

  • سلام عشقم…خخخخخخخ
    ببخشید دیر اومدم پای کارت…
    اینو قبلا خونده بودم و نظرمو داده بودم…گفتم که خیلی دؤست داشتم و خیلی خوب بود
    پس فقط الان میتونم بگم ناامیدی ممنوع

    • سلام پسرم خخخخ دوهفته نبودی هوادارت قیامت کرده بودن:))
      دیگه طولانی غیبت نکنیااااااااا “الکی مثلا عصبانی ام”

      • اتیش نسوزون…
        این دیگه چه عکس پروفایلیه؟ چقدر اشناست…
        چشم..سعی میکنم غیبت طولانی نداشته باشم دیگه..مرسی که به فکرمی

      • این کارش آتیش سوزوندنه

      • خوبه عکستو عوض کردی آرژِی داشتم بهش دختر

      • آلرژی

    • من بسیار به شانس و اقبال عقیده دارم

      و متوجه شده ام هرچه بیشتر پشتکار و تلاش کنم ، بیشتر شانس می آورم .

      (استفان لیکاک)

      ———————————————
      سلام داداش گلم
      بهت زنگ زدم بر نداشتی بهت گفته بودم مشتری دارم و نمیخوام باهاش کار کنم تو رو خواستم معرفی کنم بهش که زنگ نزدی اگه تونستی یه زنگ بهم بزن
      مرسی که اومدی عزیزم
      نا امیدی ممنوعه
      موفق باشی عزیزم

  • سلام برادرم
    ترانه ی خیلی خوبی بود مثل همیشه
    امیدوارم همیشه موفق ببینمت
    در ضمن دوست دارم بازم ازت ترانه بخونما

    • بهترین وسیله برای کاهش دشمنان

      ازدیاد دوستان است .

      انوره دوبالزاک


      ———————————————–
      سلام مهشاد عزیز
      خیلی منتظر موندم بیا کارمو بخونی که اومدی
      مرسی خواهر گلم
      شماهم موفق باشی
      نا امیدی ممنوع

  • سلام علی جان.
    من مطمئنم واست کامنت گذاشته بودم ولی …
    به هر حال در مورد ترانت کار جالبی بود و البته من تخصصی توو برندهای ادکلن ندارم و یه خورده تخصصی بود واسم.

    در مورد حرفایی که بوی جدایی میدادم نمی دونم حتما یه توجیهی داری واسه خودت که می خوای بری اما به قول خودت نا امیدی ممنوع و بمون و ادامه بده. به هر حال شما جز کسایی هستی که ید طولایی در اجرای ترانه هات داری و میتونی تجربیاتت رو در اختیار دیگران قرار بدی. به شخصه خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم نوشتی داری میری. اما هر جا باشی برات بهترینارو آرزو میکنم.
    برقرار باشی.

    • آدم های بزرگ قامتشان بلند تر نیست
      خانه شان بزرگ تر نیست
      ثروتشان بیشتر نیست
      آنها قلبی وسیع و نگاهی مرتفع دارند !
      .
      خدایا این قلب بزرگ رو نصیبم کن تا بتوانم بزرگ شوم
      ———————————————————————
      سلام محمد جان آره عزیز کامنت گذاشته بودی
      خیلی هم لطف کردی عزیزم
      تصمیم داشتم برم ولی این رفتن بعضی هارو خوشحال میکنه به قول خودمون دشمن شاد کن که نمیخوام اینجوری باشه و با تمام قدرت ادامه خواهم داد
      همچنین عزیزم موفقیتت رو ببینتم دوست خوبم
      موفق باشی و نا امیدی ممنوع

  • سلام علی جان
    ترانه زیبایی بود
    لذت بردم از کارت

    یکی از کامنتا رو می خوندم، یه ایده گرفتم برای ترانه بعدی :))
    حالا اون ایده چی بود بماند

    شاد باشی دوست خوبم

    • وقتی قدرت انتقام را داری
      “گذشت”
      بالاترین درجه عقل توست و
      “انتقام”
      اولین نشانه ضعفت !

      ———————————
      سلام علی جان خوبی
      قرار نیست بیای ایده بگیری به ماهم نگی بری ها
      خوشحالم که ناخواسته تو پیج من یه ایده گرفتی و خوشحال تر تر تر که اومدی و سر زدی
      قربونت بشم
      موفق باشی و نا امیدی ممنوع

  • سلام علی جان
    از خوندن ترانه ات لذت بردم برادر

    • یا فریاد بزن یا دهنتو ببند
      پچ پچ کردن رو همه بلدن

      ———————————————–
      سلام رحیم جان عزیزم
      خیلی خوشحالم که گه گداری پای ترانه هام حضور پیدا میکنی
      دوست دارم
      موفق باشی نا امیدی ممنوع

  • علی جان سلام ….
    دل تنگت شدم گفتم دوباره پیام بدم ….
    علی من با بانو نجفی یه بحثی رو مطرح کردم که اگه توام تو جریان باشی بد نیست …..
    ترسیدم از وقتی که فهمیدم
    دلیل این تنوع ها چی بود
    عطرای جور واجوره رو میزت
    لااقل بگو که هدیه ی کی بود

    ساعته مردونه برا من نیست
    جا مونده رو تخت تو انگاری
    هر شب فقط الکل فقط سیگار
    بازیگرم اما _ بازیگر این نقش تکرا
    درود بر تو و دل دریایی ت …..من همیشه عاشقانه دنبالت میکنم …..
    موفق….

    • به امید این که یه روزی یه قرنی یکی از کارای منم اجرایی بشه ……

      • نا امیدی نباش به زودی اجرا میشه

    • خدایا به من توفیق تلاش در شکست

      صبر در نومیدی

      عظمت بی نام دین بی دنیا

      عشق بی هوس عطا کن

      .
      —————————————————-

      سلام محمد حسین گل
      دله منم برات تنگ شده بود البته صبح زود بهت پی ام دادم بابت اون بحث واتس آپ رو چک کن عزیزم
      مرسی که همیشه لطفت شامل حالمه
      نا امیدی ممنوووووووووعه

  • سلام داداش
    واقعا قشنگ بود بی تعارف میگم مونده به پای شما رسیدن

    • حال همه‌ی ما خوب است
      ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
      که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
      با این همه عمری اگر باقی بود
      طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
      که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
      نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

      ——————————————
      سلام ژیلای عزیزم
      منتظرت بودم که اومدی لطف داری آبجی
      موفق باشی و نا امیدی ممنوع

  • به به علی آقا..چه خبرا؟؟خوبی پسر؟..بابا دست مریزاد ترکوندیا..آفرین آفرین خیلی خوشحالم از پیشرفتت علی جان..موفق باشی.

    • وقتی خدا مشکلت رو حل می کنه

      به تواناییش ایمان داری

      وقتی خدا مشکلت رو حل نمی کنه

      به تواناییت ایمان داره

      ———————————————–
      سلام صادق جان
      دلم تنگ شده بود برات بخدا کجایی پس داداشی
      خوشحالم که هستی ممنون
      چراغ امید در دلت روشن