*رویای وعده ساز*+*فدای سرت*

درگیرِ بودنو .. هذیونی تبم
دل بسته به شبو … تن بسته به تراس
این حال و روز ماس(ت) … یا آرزوی ماس(ت)!؟
حتی تباهی هم … بی آبروی ماس(ت)

با قلبِ بی تپش….از خون پر عطش
با گوشِ مملو از …صد حرفِ پر تنش
جف(ت) چشمِ رو سیاه… از زجر ناله ها
زالوی ذهنِ من … در حسرتِ مکش

از دستِ پر دعا …نوستالژیه نماز
سجاده ای که شد…همبسترِ نیاز
صد فکرِ سر به مُهر…در هاله های راز!
این زندگیه یا …رویای وعده ساز!؟

تک عشقِ پیله باز…با خود گذشتگی
ابریشمِ خیال … در باورِ تو ساخت
اما یه فکرِ بکر … کرمی که بال نخواست!
از خود گذشته رو … در حسرتِ تو باخت

این فکرِ رو به رو … آینده باز بود
گاهی که با امید …دل قرص تن ذلیل
صد واقعیتو … پنهونِ غصه کرد
لعنت به این امید…یا ترسِ بی دلیل!

بعد از سری به مُهر … در هاله های راز
سجاده ای که باز … همبسترِ نیاز
اندیشه سکته کرد… ایستاده در نماز
این زندگیه یا… رویای وعده ساز!؟

درگیرِ بودنو .. هذیونی تبم
دل بسته به شبو … تن بسته به تراس
این حال و روزِ ماس(ت) … یا آرزوی ماس(ت)!؟
حتی تباهی هم … بی آبروی ماس(ت)
.
پ.ن:
.
لعنت به عشق بازیِ زبان
لعنت به نکته های بی مکان
بگن بهشت بهترین امید
نگفته ها به عمقِ بی کران

لعنت به پرسه های بی جهت
لعنت به صد سوالِ بی جواب
لب بسته حرف ، از جهنمو
ترس از سری که غرقه زیرِ آب

درود به زندگیِ در زمان
چسبیدنِ به نقد در جهان
به نسیه پشت کردنو کمی
لعنت به پشتِ پرده ی نهان

درود به عشق به هر زبان
حتی به زجه های بی امان
لب بوسه ی یواشکی پس از
لعنت به لحظه هایِ بی مکان ;-)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*فدای سرت*

هزار کلافه می کنی
کلافِ خیال که می تنی
تک عشق!که توو دله منی
فدای سرت
مشکوک به واقعیتم
که خواب ،می بینم با منی!
یا پلک روبه روم می زنی
فدای سرت
باور کنم نیستی!؟هستی ام!
با هر که هستی باز با منی
هنوز تک وصله ی تنی
فدای سرت
*************************
جنینِ دلتنگیامو که
درسته توو نطفه می کشم
خوشبخت که باشی دلخوشم
فدای سرت
*************************
شاید شبیه اکراه ، باز
در حالِ دائما سازشم
یا تن هواتو نفس کشم!
فدای سرت
شاید بعد از تو با عرق
مست ،چند پیکی بیشتر بشم
که درد، هم شیرین می چشم
فدای سرت
با زهر مار و هر قرص خواب
در حالِ صد خود آلایشم
اما به یادت ، آرامشم!
فدای سرت
************************
جنینِ دلتنگیامو که
درسته توو نطفه می کشم
خوشبخت که باشی دلخوشم
فدای سرت
*************************

۸۵۵
۴۴

  • سلام کچل:)
    از دستِ پر دعا …نوستالژیه نماز
    سجاده ای که شد…همبسترِ نیاز
    صد فکرِ سر به مُهر…در هاله های راز!
    این زندگیه یا …رویای وعده ساز!؟
    فکرکنم فقط ترانه اولتو نخونده بودم! واقعا خوب بود یکی از بهترینایی که ازت خونده بودم
    نبینم غمتو داداش:)

    • سلام بزرگ بانوی کوچک … :-)
      هدیه این بروز رسانی ترانه های اسطوره و شاملوی ترانه ، یعنی شهیار قنبری هست …
      بغلم کن سهم شما :
      در شبِ بی نئون، کنار رهبران
      رو به هر موعظه، در قصر واتیکان
      ته ایستگاه، هو هو هو لا لا
      در فرودگاه، هو هو هو لا لا
      در آسانسور، هو هو هو لا لا
      سرِ چهار راه هو هو هو لا لا
      بغلم کن، بغلم کن
      وسط جریمه، سر هر امتحان
      آخر خط شب، معبد شاعران
      پای دیوار، هو هو هو لا لا
      سر بازار، هو هو هو لا لا
      نوک تپه، هو هو هو لا لا
      زیر رگبار، هو هو هو لا لا
      بغلم کن، بغلم کن
      بهترین جای جهان، فرصت آغوش تو
      مثل یک در پشت سر، خوش صداتر بسته شو
      روز کنکور، هو هو هو لا لا
      شب بی ماه، هو هو هو لا لا
      ته موزه، هو هو هو لا لا
      در ورزشگاه، هو هو هو لا لا
      بغلم کن، بغلم کن
      به رسم مرغ دریائی، پُر از پَر تماشائی
      به سوز ساز تنهائی، در این سیلاب زیبائی
      برقص، برقص، برقص
      به پیچ و تاب یک پیچک، به شکل آخرین میخک
      به یاد شمعی در رگبار، دو سایه در هم بر دیوار
      برقص ، برقص، برقص
      بغلم کن، بغلم کن ….

  • سلام علی آقای عزیز
    ترانه های خوبی بودن من این قسمت از ترانه اولو دوست داشتم خیلی
    این زندگیه یا …رویای وعده ساز!؟
    موفق باشید

    • سلام بانو مهشاد محترم …
      شمام موفق باشید .خیلی خوش اومدید
      جنگجو تقدیم شما:
      شعری بر آب ، دشنه در خواب
      اسبی در مه ، مهتاب در مرداب
      زخمگاهِ آهو ، چشم براهِ جادو
      جنگجو ، جنگجو
      از آشتی بگو
      عقابِ بی پر ، بسترِ خاکستر
      طاووس در آتش ، سرداری بی سر
      چه شد؟ چه شد؟ پایانِ قفس
      چه شد؟ چه شد؟ نورِ مقدس
      جنگجو ، جنگجو
      از آشتی بگو
      پای این کتیبه ی شکسته
      پا دراز کن ای همیشه خسته
      کنار ستون های در خونگاه
      دست ما جان پناه
      خوشترین ساز در راه
      مرا ببر به کوچه ی حمید
      مرا ببر به تخت جمشید
      دبستان جهان تربیت
      ببر به کلاسِ آخر تبعید
      جنگجو ، جنگجو
      از آشتی بگو……

  • درود علیرضای عزیز
    ترانه های خاص ازخوانششون لذت بردم
    موفق باشی

    • ممنون از شما کوثر عابدی عزیز
      عشق اما پیداست تقدیم شما:
      سازهای غربت ، سازهای ناکوک
      شعر، بادامی تلخ ، سوگوارِ دلپوک
      برگها زردِ زرد ، وقتی هوا نیست
      بوسه سردِ سرد ، صدا صدا نیست
      زخم هم چه بیهوش ، هیچ کس با ما نیست
      شب چنان تیره ، که شب پیدا نیست
      شب هم پیدا نیست،…
      شب هم پیدا نیست….
      عشق اما پیداست
      عشق اما پیداست
      حرف حرفِ فرداست
      کارِ بچه هاست
      طاق ها بی کاشی ، راه ها مثل هم
      حرف ها شاعر کش ، بغض ها بی شبنم
      دست ها افتاده ، سرها خمیده
      چشم ها خشکیده، عطرها پریده
      ماه هم دورِ دور ، آه اما نزدیک
      روز هم بی روزن ، سرد ، سرد و تاریک
      چه سرد و تاریک، چه سرد و تاریک
      عشق اما پیداست
      عشق اما پیداست
      حرف حرفِ فرداست
      کارِ بچه هاست
      دستِ نقاش از همه تنها تر ، پرده ها را شسته زیرِ باران
      آخرین شاعر پرید و دود شد ، شعرش از هر دشنه ای آویزان
      شاپرک افتاده در جوهردان ، یاسِ بی سر، وقفِ مرهم گاه
      ای یقین سبز مثلِ معجزه ، سایه ی آمدنِ تو در راه
      روز باید باشد ، عشق اما پیداست ….

  • سلام
    من کارهاتون رو میخونم جناب سرمدیان
    ولی متاسفانه نمیتونم اون ارتباط رو برقرار کنم و به قول معروف بچسبم به ترانه.
    الان در این برهه زمانی نمیدونم و نمیتونم بگم که اشکال از شماست یا اشکال از سواد
    ناقص بنده هست. تنها حضورم هم الآن این بود که سلامی عرض کرده باشم و خسته نباشی.
    چون میدونم که خیلی وقته پای کارهای شما حضور ندارم و کامنت نمیزارم . گفتم شاید
    فکر نکنید بنده نسبت به شما و کارهاتون بی تفاوت هستم .و یا از دست بنده ناراحت و دلخور باشید.
    من همیشه کارهای شما رو میخونم. اما به من و یا به مخاطبت حق بده که در مورد یه ترانه که حالت
    خنثی داره و ارتباطی نتونسته برقرار بکنه ؛ بهترین نقد و کامنت سکوت هست فعلا.
    نوآوری و ریتمی که انتخاب میکنی فقط میتونم بگم بنده رو کنجکاو کرده.
    میتونم بپرسم این ناخودآگاه و شخصی هست یا کسی(ترانه سرا) رو هم الگوی خودتون قرار دادید؟

    موفقیت نصیبتان؛ قلمتان همیشه سبز

    • سلام علی اصغر جان … ممنون از حضورت دوست خوبم … خیلی خوبه که رک نظرتو می گی ولی خب قطعا سلیقه ها متفاوته ، باور کن من از کسی الگو برداری نمی کنم ولی خب چیزی که واسم جالبه اینقدر که ترانه های ترانه سرایی مثل اندیشه فولادوند و از این دست موارد بهم لذت می دن هیچ ترانه ای بهم نمی چسبه … مخصوصا ترانه های شهیار قنبری … چون به نظرم این ترانه ها از بند کلیشه رها شدن … شنیدن عشق به یک شکل هیچوقت منو راضی نمی کنه ، من دوس دارم عشق رو وسط بیابون ، تو خیابون ، تو مترو ، زیر پل ، در مه ، کنار متل قو ، توی چمدون ، کنج دیوار ، کنار سامسونت ، در آغوش مرد آهنی ، پشت گنجه ، زیر بالشت ، … ببینم و بشنوم ! دیگه بسه جدایی و خیانت و حرفای کلیشه ، یه کم ذهنمونو فراتر ببریم ، آزاد بشیم مثه پرنده نشد ، با گلایدر بپریم ، وسط صدای اره برقی داد بزنیم ،زیر درخت بخوابیم … کاملا بی ربط باشیم … بی ربط و با ربط در لحظه زندگی کنیم ،نه گذشته بر می گرده نه آینده دست یافتنی هست ، ابعاد زندگی گسترده تره رفیق … می دونم شاید حمل بر تملق و مغلطه گویی شه و این یه امر ناپسنده اما من تو صحبت هام همیشه سعی می کنم دو فاز مجزا برای گنده گویی و کاربرد واژگان جدید در نظر بگیرم ، این در رابطه با وزن و نو آوری موضوعی هم صدق می کنه … بدیع واقعا زیبا ترین قسمت ترانه هست که بیش از هر چیزی تو ترانه خود نمایی می کنه ، به نظرم بدیع رو باید آپدیت کرد اونم نه با تلفیق گذشته و بلندپروازی آینده ، بلکه ببینیم حال چه حالی داره و چی می خواد و چی داره واسه عرضه کردن … نیاز اولین مشخصه و مهم فردی هست که به ترانه رجوع می کنه ، چه نیاز به شادی باشه چه آرامش ، چه تخلیه انرژی و نیاز تنها در قسمت ملموس ذهن فقط به حال آدم بستگی داره… پس وقتی اینجوری هست باید ببینیم حالمون چطوریه ، اینا همه دلایلی هست که من تو این سبک ترانه ها دقیقا حالمو می نویسم ، نه به گذشته فکر می کنم و نه بلندپروازی و مغلطه گویی آینده … ممنون از حضورت دوس و رفیق واقعی … گفتنی ها رو باید گفت ، خوشحالم که قابل دونستی بگی ولی به حرفای منم توجه کن …راستی اگه بخوام کسی رو الگوی خودم قرار بدم که معمولا نمی شه چون حال من با حال ایشون متفاوته ، تنها شهیار قنبری هست ، چون تنها کسی هست که غیر قابل پیشبینی هست و قطعا بهترین ترانه سرای ایران هست ، من عادتمه که بهترین ها رو انتخاب می کنم … بازم به اصل بلندپرواز خودم بر می گردم تو این مورد ;-)… مرسی

      • راستی ترانه تقدیمی از شهیار:
        شو شو ، ای خواب خوب خوشبو
        شو شو ، لبخند ناز تو کو ؟
        I luv u … I luv u … I luv u
        آهِِ تو دنباله باد ، درد سپیدارِ غریب
        خنده ی آفتابیِ تو ، رقصِ قبیله ی نجیب
        لحظه به لحظه تازه شو ، به وزن شیرینِ غزل
        در این ترانه تن بشوی ، صاحب کندوی عسل
        کندو ، کندو ، چراغ جادو
        I can Do, We can Do..
        We hold a candle to ..
        شو شو ، ای خواب خوبِ خوشبو
        شو شو ، دوباره چیزی بگو
        I luv u … I luv u … I luv u
        زن باید شبیهِ تو باشه،که نیست !
        من باید خرابِ تو باشه، که هست ، که هست
        خواب مثل تو خوشبو نبود ، پرید
        دل مثل آئینه در بست ، شکست ، شکست> شکست
        کندو ، کندو ، چراغِ جادو
        I can Do, We can Do..
        We hold a candle to..
        کفش های نارنجی تو ، زیباتر از خودِ غروب
        اهل کجای بندری ، کجای آفتابِ جنوب
        شبیه خاطره نیستی ، حوصله سر نمی بری
        از خواب و از رویا سری ، حتی خوش سلیقه تری

        کندو ، کندو ، چراغِ جادو
        I can Do, We can Do..
        We hold a candle to..
        شو شو …

  • سلام و درود زیبا بود موفق باشی

    • سلام بانو ترانه های عاشقانه .خوش اومدی …
      ترانه pure تقدیم شما :
      تو ای نایاب ای ناب. مرا دریاب دریاب
      منم بی نام بی بام . مرا دریاب تا خواب
      مرا دریاب مستانه . مرا دریاب تا خانه
      مراقب باش تا بوسه . مرا دریاب بر شانه
      مرا دریاب من خوبم . هنوزم آب میکوبم
      هنوزم شعر می ریسم . هنوزم باد می روبم
      مرا دریاب در سرما . مرا دریاب تا فردا
      مرا دریاب تا رفتن . مرا دریاب تا اینجا
      مرا دریاب تا باور . مرا دریاب تا آخر
      مرا دریاب تا پارو . مرا دریاب تا بندر
      تو ای نایاب ای ناب. مرا دریاب دریاب
      منم بی نام . بی بام
      مرا دریاب تا خواب

  • سلام آقای سرمدیان ترانتونو خوندم ولی واقعیتش اینه که قبلا هم بهتون گفته بودم نمی تونم با ترانه هاتون ارتباط برقرار کنم البته این اشکال به خود من وارده که هنوز نتونستم این ارتباط رو برقرار کنم به هر حال جسارت بنده رو به بزرگی خودتون ببخشید امیدوارم که همیشه ی همیشه شاد باشین و سلامت

    • سلام بانو وحیدی عزیز … خوش اومدین … قطعا یه سری از کارها وجود دارن که همه نمی تونن باهاشون ارتباط برقرار کنن و همینطور که گفتم به حال و هوای آدم بستگی داره ، خیلی ها با شعرهای مهدی موسوی هم حال نمی کنن نمونشم دوستای خودمن حتی تو همین آکادمی ، مثلا شما یه بار کارای اندیشه فولادوند رو بخونید شاید کلا از ترانه زده بشید ، همینطور که خیلی ها روبه رو خودم گفتن ایشون ترانه سرا نیستن و مزخرف می نویسن تو نقدی که بر آلبوم آخر رضا یزدانی بود ، ولی چون کاراش به من حال می ده ، من می گم ایشون یکی از بهترین ها هستند ،سلیقه مسئله مهمی تو زندگی هست ، اینکه به نظرمون یه نفر بد سلیقه می یاد امری اشتباهه ، باید توجه کنیم که سلایق متفاوته شاید واسه یه نفر لباس پاره پوشیدن زیباست واسه یه نفر نه … ممنون از صداقتتون . :-) .
      ترانه تقدیمی به شما :
      آشتی شهیار :
      به کسی برنخوره ، برنخوره
      من یکی پنجرمو می بندم
      این همه پنجره ی باز بسه
      من به قاب آینه می خندم

      به کسی برنخوره ، برنخوره
      من یکی پیش خودم می مونم
      در شب بی کسی و بی حرفی
      برای دل خودم می خونم
      خواب بودم ، بیدار شدم
      آشتی کردم، با خودم
      به کسی چه ، این صدا ، این حنجره مال منه
      کی مثل من لحظه هاشو زیر آواز می زنه
      کی به جز من می تونه خاطره هاشو بشمره
      جز خود من، کی به فکر موندن و سر رفتنه
      به کسی برنخوره ، برنخوره
      اگه تنهایی خوبی دارم
      اگه از خلوت خود سرمستم
      اگه چون پروانه بی آزارم
      خواب بودم ، بیدار شدم
      آشتی کردم، با خودم
      به کسی برنخوره ، برنخوره
      اگه دستم پر عطر یاسه
      اگه در پیله ی خود خوشبختم
      کسی جز من ، من و نمی شناسه
      به کسی برنخوره ، برنخوره
      اگه من اهل خراب آبادم
      شجره نامه ی من مال منه
      به کسی چه ، من یکی آزادم
      خواب بودم ، بیدار شدم
      آشتی کردم، با خودم

  • سلام علیرضا خان
    ترانه هات خوب بودن
    یه پیشنهاد : از کمیت کم کن به کیفیت اضافه کن

    چند روزی نبودم ببخشید دیر سر زدم به ترانتون
    درگیر آهنگ نمیگی با ترانه خانم عبدلی بودم که که این هفته روی سایت میره
    و پست بعدی هم ترانه جدیدمه
    از این به بعد هستم مثه همیشه به امید خدا

    • سلام رفیق … ممنون از حضورت .. به به ..بی صبرانه منتظر کارت هستم … موفق باشی
      برهنگی تقدیم تو :
      در این شبِ بی ماه و گل
      ستاره ساز صحنه شو
      رخت غزل کش پاره کن
      در شعرِ من برهنه شو
      تو بهترینِ صحنه شو
      برهنه شو ، برهنه شو
      موی تو آرامش آب
      بوی تو عطر صد کتاب
      بوسه ی جادویی تو
      کشف دوباره ی شراب
      تو بهترینِ صحنه شو
      برهنه شو ، برهنه شو
      ناخن سرخ دست تو
      باغچه ی تب کرده ی من
      کفش تو ساز کولیان
      شال تو جای گم شدن
      چشم تو جای امن شب
      به وقت گرگم به هوا
      سینه ی پر قصه ی تو
      صدای معدن طلا
      تو بهترینِ صحنه شو
      برهنه شو ، برهنه شو
      حرف تو گیلاس درشت
      ناز تو ابریشم چین
      اسم تو یاد گل یاس
      بغض تو لرزش زمین
      تو بهترینِ صحنه شو
      برهنه شو ، برهنه شو

  • درود علیرضا جان
    به نظرم ترانه جای کلافه کردن مخاطب نیست…برای خاص نوشتن و اینکه مخاطب اثرتو دیر هضم کنه قالب های دیگه ای مثل سپید وجود داره
    خیلی خوبه که داری خاص مینویسی ولی ظرف این خاص نوشتن ترانه نیست….فرض کن این ترانه رو ابی یا شادمهر بخونه و من مخاطب بخوام لذت ببرم از اثر…طوفان ذهنی پیچیده تو رام تر بنویس….مثال هایی که از شهیار زدی همه مثال هاییه که داره کاراتو نقض میکنه….شهیار ساده مینویسه وزیبا، از آواها استفاده میکنه و نوآوریاش خوبه اما خود شهیار هم جای نقد بسیار و اساسی داره حتی تو بهترین کاراش
    موفق باشی مهندس جان و امیدوارم حلاوت کارای بعدیت همراه با پیچدگی شیرین باشه نه اینکه مخاطبو به فکر بندازه…شرمنده از ترانه های اندیشه فولادوند هم خوشم نمیاد با کمال احترام به ایشون….

    • به فکر بندازه ولی به دردسر ننداره….فیلم جنایی که نمیسازی برادر جان

      • حرفاتو قبول دارم یاسر جان …به روزرسانی ایندفعه به کنار ، بیشتر اعتراضی به زندگی خودمون بود نه واسه کار اجرایی! ولی در کل بحث ترانه پاپ با ترانه ای که توو قالب راک بره متفاوته …به عنوان مثال: اونوقته که *شلیک کن رفیق* اندیشه باید کار خاص باشه ،به هر حال سلیقست … من شلیک کن رفیق رضا یزدانی رو بهترین کارش می دونم ، شاید بعضی ها ساعت ۲۵ یغما ، بعضی ها تهران تهران اندیشه رو دوس داشته باشن … به هر حال منظورم اینه که فضای این دست ترانه های من متفاوته کلا … اگه توجه کنی کار *اعتراف با اآب شدن برف ۲* که تو بروز رسانی قبلم گذاشتم پاپ بود … در مقابل حرفات تسلیمم و قطعا قبول دارم ، واسه همین به زودی یه کار پاپ کلاسیک رو ملودی واسه یکی از دوستام که صداش فوقالعادست دارم کار می کنم … احتمالا سعی می کنم رو اون متمرکز شم تا بعد از امتحانا … سعی می کنم ساده و در عین حال با نوآوری باشه تموم شد اگه اجازه داد می ذارم … راستی یه چیز مهم دیگه .. قبول داری توو کشور ما فقط اینجوریه که می گن باید ترانه ساده باشه و عام پسند!؟ مثلا آیا ترانه های گروه پینک فلوید که بعضیاشونو روی فاز اسید می نویسن واسه عموم مردم مورد پسنده !؟ مثلا high hopes:
        The grass was greener
        The light was brighter
        With friends surrounded
        The nights of wonder
        واسه من جالبه که مگه همه اسید می زنن که مورد پسنده این کار!؟ حتی واسه خودم … ولی من که پاکه پاکم ! :-) به نظر من تو ایران عموم دنبال چیز دیگه ای هستن که اگه بخوام بگم بی انصافی هست و شعاری می شه … من مخاطب خاصو به مخاطب عمومی ترجیح می دم …واسه همین سعیم اینه که بیشتر سمت کار راک و پاپ کلاسیک برم ، چون اونا هنرمند واقعی هستن … تحصیلات آکادمی دارن و قطعا کسایی هم که کاراشونو گوش می دن حتی اگه مثه خودم عادی باشن باز هم علاقه مند به هنر ناب هستن و چیزی که منو آزار می ده پاپ امروزی هست که همه خواننده شدن ، بعضا منی که خواننده نیستم به راحتی فالش خوندنشون از ریتم عقب افتدان تحریر های من درآوردی و خیلی چیزاشونو تشخیص می دم … فقط می خوان خواننده شن …
        کار تقدیمی به تو :
        دوستم داشته باش ، بادها، دلتنگ اند
        دستها ، بیهوده ، چشمها، بیرنگ اند
        دوستم داشته باش ، شهرها می لرزند
        برگها می سوزند ، یادها می گندند
        باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز
        آشتی کن با رنگ ، عشق بازی با ساز
        “دوستم داشته باش ،سیب ها پوسیده
        یاس ها خشکیده،شیر هم ترسیده”
        دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
        دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاهند
        دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران
        گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
        دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد
        ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد
        دوستم داشته باش ، برگ را باور کن
        آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن
        دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
        دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاهند
        خواب دیدم در خواب ، آب ، آبی تر بود
        روز ، پر سوز نبود ، زخم، شرم آور بود
        خواب دیدم در تو ، رود از تب می سوخت
        نور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت
        دوستم داشته باش ،عطر ها در راهند
        دوستت دارم ها ،آه چه کوتاهند

    • من موافق نیستم…نقض این صحبت ام “رانندگی در مستی”…ترانه سرا باید اینقد قدرت داشته باشه که ترانه ی پیچیده رو جوری بنویسه که مخاطب عام ازش یک نوع لذت ببره و مخاطب خاص یک نوع دیگه،یعنی اون پیچیدگی رو از کلام تزریق کنه به معنا و اینجاست که هنر ترانه سرا چند برابر میشه یاسر جان!

      • البته در مورد این چند تا کار باهات موافقم…

      • دوست خوبم خوش اومدی … ترانه تقدیمی به شما سفرنامه شهیار ، من رو خط خطش فک کردم همیشه ، واقعا هر مصرعش لذت بخشه و مخصوصا آخرش که به مامور که ازش پاسپورت می خواد می گه I have a dream ، فوقالعادست … آدم از اول تا آخرش تو دنیا سفر می کنه …
        سفرنامه
        ————-
        سفری بی آغاز
        سفری بی پایان
        سفری بی مقصد
        سفری بی برگشت
        سفری تا کابوس
        سفری تا رویا
        سفری تا بودا
        شبنم تاج محل

        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم
        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم

        هق هق پارسیان
        تکه نانی در خواب
        بوی گندم در مشت
        مشت کودک در خاک
        کفش مادر در برف
        چرخ یک کالسکه
        گوشه ی گندم زار
        بند رختی پاره

        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم
        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم

        چمدانی بی شکل
        جعبه ی یک دوربین
        عکس یک بازیگر
        جمعه های بی مشق
        تلی از ته سیگار
        دشنه ای زنگ زده
        چشم گاوی در دیس
        سفره ای پوسیده

        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم
        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم

        برج لندن در مه
        جان لنون در باران
        سوهو در بی حرفی
        رود سن در یک قاب
        متروی سن ژقمن
        قهوه ی سن میشل
        پرسه ای در پیگل
        کافه ها بی لبخند

        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم
        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم

        خانه ای در آتش
        بوف کوری در نور
        گل یاسی در زخم
        غربت لالایی
        بوسه در راه آهن
        سرخی لب در شب
        برکه ای از فانوس
        انفجاری در ماه

        کو چه ای خیس از عشق
        شعر سبز لورکا
        ساعت ۵ عصر
        مستی بی وحشت
        گریه های ژکوند
        خط خوب سهراب
        نامه ای آب شده
        ونگوگ گوش به دست!

        با حریق یادها همسفرم
        وقتی دورم به تو نزذیکترم…

        ***********************

      • و اگه به آهنگ هم دقت کنید درامی که داره زده میشه شبیه صدای حرکت قطار…
        با توجه به علاقه ای که به شهیار قنبری دارید میخوام بگم توی ترانه نوشتن براتون مشکل ایجاد میکنه چون توی ذهنتون دایره واژگانی شهیار شکل میگیره و طرز نگاهش به ترانه و… شما در بهترین حالت تبدیل به نسخه دوم شهیار قنبری میشید که این خوب نیست!

      • خب راه حل چیه!?تونستی چنتا از کارامو نگاه کن.مخصوصا اونایی که به نظرت بهتر میاد.خوشحال می شم نظر کلیتو بهم بگی.به هر حال راهو هر وقت اصلاح کنیم ازون لحظه به بعد قدمامون سمت موفقیت میره و واقعا بهش نیاز دارم.باورت نمی شه خسته شدم از اینهمه سعی و خطا توو هر کاری.

      • راه حل تا یه مرحله ای همین تقلیده ولی کم کم باید به فردیت رسید…خود من توی ترانه “بازی” از اصطلاحات ترانه ی “لالایی” شهیار. توی یه بند استفاده کردم و سعی کردم مال خودم بکنم اون تصاویرو…

        منم خون سرازیر از لب شب
        غم لالایی تو رگبار باروت
        یه پژواکم توی بی حرفی محض
        که تو گوشت میگه تابوت،تابوت

        چشم حتماً میخونم…سه تا از بهترین کارات از نظر خودتو بگو…
        مهمترین عامل پیشرفت سمج بودن و خسته نشده و بعد از یه مدت مغرور نشدن
        موفق باشی

      • ممنون مسیح جان … فعلا هیچکدوم از کارامو خوب نمی دونم که بخوام وقتتو بگیرم … چنتا از کارای قبلیمو ویرایش می کنم بعدا ازت می پرسم … بهترین کارام کارایی هستن که هنوز ننوشتم ، متاسفانه یا خوشبختانه …

  • جناب سرمدیان…
    وقتی شما میخوای یه بحث فلسفی رو توی ترانه بگنجونی،باید خیلی بیشتر بقیه موارد روش وقت بذاری و دامنه صحبتتو با بیان ساده گسترش بدی و عموماً باید در لفافه صحبت کنی…ولی این متنی که جلوی منه،تمام صحبتش قبلاً توسط خیام خیلی خلاصه تر و پرداخت بهتر توی یه رباعی نوشته شده و شخصاً نیازی نمیبینم برای درک این مسئله این ترانه رو بخونم…

    موفق باشید

    • سلام دوست خوبم … شما در مورد پینوشت ترانه نوشتی … اون رویای وعده ساز نبود دوست خوبم .ترانه هم نبود :-) …دقت نکردی … تازه خیام فقط گفته به نقد بچسبین و نسیه رو رها کنین ! بهشت همینجاست … ولی به نظر من اینجا بهشت نیست . من عاشق نقد شدنم . ولی معمولا نقد محتوایی معنایی نداره …چون ترانه سرا مختاره از هرچی می خواد حرف بزنه … اگه اینجوری باشه که دیگه کسی نباید در مورد عشق بگه چون بهترین نمونه هاشو داریم … مهم دیدگاه و زاویه دید هست … هرچیزی رو می شه دوباره بهش نگاه کرد ، چون واسه کسی نیست … وگرنه من کجا و خیام کجا :-) .
      ترانتونم تقدیم کردم .اون بالاست رفیق .می خوامت … واسه کارات بهت سر می زنم ببینم چه کار می کنی ، ولی چون رک و صادقانه نظرتو می گی منم همین کارو می کنم ;-) … البته تلافی نیستا! من سعی می کنم از لحاظ ساختار ترانه بحث کنم .می خوامت …. فعلا …

      • ترانه سرا مختار هست که هرچیزی میخواد بگه ولی منتقد یا مخاطب ام مختاره هر جور میخواد نظر بده و از نظر من مخاطب این اثر حرف تازه ای نداره…

        حدیث مطرب و می گو و راز دهر کم تر جو
        که کس نگشود ونگشاید به حکمت این معما را

        حضرت حافظ

        منتظر حضورتون هستم

      • سلامی دوباره.صادقانه بهت بگم یه چیزی توو ذهنم دوس داره باهات مخالفت کنه .اما باور کن منطق بهم می گه راس می گی و مجبورم روبه روی حرف حق تسلیم بشم.ممنون ازینکه باعث شدی به کارام فک کنم.روزگارت خوش

      • سلام…
        ممنون بابت صداقتی که به خرج دادی
        به امید موفقیت…

  • سلام ترانتون خوب بود
    فقط چند تا باهم ؟ فضای کارتون راک بودش و لغتها حالت شکسته نداشتن که لازمه راک اینه
    موفق باشید

  • سلام علیرضا جان

    بعد از سری به مُهر … در هاله های راز
    سجاده ای که باز … همبسترِ نیاز
    اندیشه سکته کرد… ایستاده در نماز
    این زندگیه یا… رویای وعده ساز!؟

    این قسمت کار اولت خیلی عالیی بود. آفرین. ضمنا این کارت خیلی برام ملموس تر و قابل درک تر بود.
    موفق باشی دوست من.

  • سلام علیرضا جان
    مثل همیشه خاص و زیبا
    بی تعارف کاراتو دوست دارم از کلیشه دورن هرچند مناسب اجرا نیست
    موفق و پیروز باشی

  • سلام جناب سر مدیان ….
    ترانه زیبایی بود …من که ازخوندن این ترانه لذت بردم ….
    ترانه ای عمیق و جون دار که قابل اجراست…
    عاشقانه ی قشنگی بود …
    شما یکی از خوب های آکادمی هستید ….بدون شک ….من که حس خوبی از کار های شما می گیرم…
    موفق …

  • سلام ودرود برجوان شیرازی
    بخش اول برای کار رپ خوبه اما بعد ازپ ن متوجه نشدم چی شد ترانه فدای سرت هم قافیه را گم می کردم

    موفق باشی

  • سلام آقای سرمدیان عزیز
    چقد تشبیه و استعاره!!!! آفرین

    لحظه های بی مکان خیلی دلنشین بود

    خوشبخت که باشی دلخوشم :)