دیوارِ چین

با سلام خدمت دوستان عزیزم.

نگاهت واسه من عینِ مرورِ، شبِ شعر فریدون و فروغِ
تویِ چشمات دنیایی می بینم، که بیگانه با دنیای دروغِ

نگاهت واسه من تکرار متنِ، توافقنامه های رویِ میز
که با هر بند پیمانِ من و تو، یه دیواراز جدایی ها می ریزه

برای من غزل های نگاهت، یه دیوانی مثِ حافظ می سازه
همه احساسی که شعرام داره، برای بودنِ تو جون می بازه

برای من نشستن با تو عینِ، نفس هاییِ که از زندگی نیست
تا وقتی عشق تو دنیام باشه، دیگه هیچ چیزی مثل عاشقی نیست

میون روی ماهت تا زمینم، اگه حتی یه چین دیوار باشه
مثل فرهاد می شم با یه تیشه، نمی زارم جدایی سهم ما شه

نمی زارم که سقف آرزوهام، ترک برداره از بارونِ دوری
بگو وقتی هوامو از تو دارم، بدونت زندگی دارم چه جوری؟

همه هستیمو می دم تا بدونم، کنار دل سپردنهام هستی
من اونجایی بلندی هارو دیدم،، که فهمیدم کنار من نشستی

من استقلالِ دنیامو فدایِ، همین وابستگیِ محض کردم
به تو دل دادم و دل رو اسیرِ، همین آزادی بی مرز کردم

تا پایِ حرمت دستای سردم، با دستای نجیبت هم نشین شد
تموم شعرهای دفتر من، با حسی که تو دادی دل نشین شد

شکست بغض تنهایی قلبم، با لب های خوش آهنگ تو بوده
تو حتی وقتی که با من نبودی، دلم با گریه دل تنگ تو بوده

۵۷۳
۲۲

  • سلام محمد جان
    ترانه خوبی بود
    موفق باشی

    • سلام بهزاد جان.
      ممنون از لطف حضورت و وقتی که گذاشتی.امیدوارم کارم اینقد بد نبوده باشه که ارزش نقد کردن نداشته باشه.
      برقرار باشی دوست من.

  • ترانه با احساسی بود
    ولی میتونست این مدح و ستایش و بهتره بگم تعریف و تمجید
    کمتر هم باشه . شروع کارت رو بیشتر میپسندم.
    یکی دوجا مشکل قافیه وجود داشت.
    زندگی، عاشقی(عاشق)
    همنشین و دلنشین رو هم شک دارم. چون مشابه اش رو توی بعضی کارهای ترانه سراهای
    معروف دیده ام. دوستان و اساتید میتونند توضیح تکمیلی تری رو بدهند.
    موفق باشید.

    • سلام جناب شریفی عزیز.
      خوشحالم که کارمو به دقت خوندید و نقد میکنید ترانمو. همین نقداس مسلما که باعث بهتر شدن کارهای من خواهد شد.

      در مورد طولانی شدن کار راستشو بخوای تعمدی بوده چون کار دلی بوده و به سفارش دل.
      در مورد قافیه ها هم که اشاره در مورد زندگی و عاشقی بله نقص قافیه وجود داره که خب خیلی هم عجیب نیس در ترانه سرایی و به لحاظ آوایی خیلی نزدیک هم هستند.
      در مورد دلنشین و هم نشین فک نمیکنم مشکلی باشه اما حتما منم استقبال میکنم از نظر دوستان دیگر.
      باز هم سپاس. موفق باشی دوست من.

  • سلام
    ترانه شما ترانه ای با سیر داستانی که همراه با تصویرسازی باشه نبوده برای همین طولانی به نظر میرسه و شاید کمی مخاطب رو خسته کنه.
    ترانتون رو خوب شروع کردین…قافیه بیت اول خیلی تکراریه ولی شما طوری بیت رو سرودین که قافیه خیلی هم جذابه و جای تحسین داره.
    تعبیر بیت دوم بسیار بکر و زیباست

    برای من نشستن با تو عینِ، نفس هاییِ که از زندگی نیست – نفس هاییِ که خوانشش برام سخت بود. ضمنا اگر منظورتون این بوده باشه که وقتی کنار تو میشینم نفس هام یا به عبارتی این لحظه جزی از عمر حساب نمیشه باید بگم که پرداختتون ضعیفه.

    بدونت زندگی دارم چه جوری؟ کاملا گنگ و بی معنیه…زندگی کنم از دارم خیلی بهتره.
    من اونجایی بلندی هارو دیدم،، که فهمیدم کنار من نشستی – بلندی ها بدون مقدمه وارد شده و تداعی کننده چیزی نیست.

    تا پایِ حرمت دستای سردم، با دستای نجیبت هم نشین شد – شما برای پای کسره گذاشتین که اصلا نیازی به این کار نبود ولی برای حرمت که واجب بوده این کار رو نکردین…من الان نمیدونم منظور شما حُرم هستش یا حَرَم!!!

    ببخشید اگر جسارتی شد…موفق باشید آقای قاسمی

    • سلام جناب زال نژاد
      اول اینکه ممنونم کارمو خوندید و با دقت نقدش کردید. نقد کارهام واقعا منو خوشحال میکنه.

      در مورد قسمت بدونت زندگی دارم چه جوری؟ ممکنه جابجایی ارکان لطمه زده باشه به کار اما گنگ و بی معنی نیست به نظرم در واقع میگه بدونت من زندگی ندارم و خیلی مشخصه.
      در مورد بلندی ها حق با شماس بی مقدمه اومده ولی منظورم از بلندی ها در واقع روزهای خوب و موفق زندگیه.
      در مورد گذاشتن کسره هم باهاتون موافقم کاملا.

      باز هم سپاس از نقد نغزتون و وقتی که گذاشتید و ازتون درخواست میکنم لطف کنید و همیشه کارهای منو بدون رودربایسی نقد کنید.
      به امید بهترین ها برای شما. موفق باشید.

  • سلام ترانه قشنگی بود اما اینجای کار آخرش یه کم برام سنگین بود یعنی به نظرم قشنگ تموم نشده بود بدونت زندگی
    دارم چه جوری؟
    نمی زارم که سقف آرزوهام، ترک برداره از بارونِ دوری
    بگو وقتی هوامو از تو دارم، بدونت زندگی دارم چه جوری؟
    موفق باشی

    • سلام و درود به شما
      ممنون از لطف حضورتون.
      در مورد بدونت زندگی دارم چه جوری منظورم این بوده که بدون تو چجوری میتونم زندگی داشته باشم و محاله این که البته ظاهرا جابجایی ارکان لطمه زده به کارم.
      برقرار باشید.

  • سلام آقای قاسمی ترانتونو خوندم تعابیر خیلی خوبی توی ترانتون بود امیدوارم که همیشه شاد باشین و سلامت

  • سلام محمد جان
    ترانه جالب و زیبایی بود با تصاویر نو
    موفق باشی

    چند روزی نبودم ببخشید دیر سر زدم به ترانتون
    درگیر آهنگ نمیگی با ترانه خانم عبدلی بودم که که این هفته روی سایت میره
    و پست بعدی هم ترانه جدیدمه
    از این به بعد هستم مثه همیشه به امید خدا

  • سلام خوب بود فضاسازی و پرورش خوبی داشت ریتم و وزن خوب و مناسبی داشت
    موفق باشید

    • سلام آقا ناصر.
      ممنون از حضور همیشگی شما پای ترانه هام. خیلی لطف دارید.
      خوشحالم کارمو مورد پسندتون بود.
      موفق باشید.

      • موفق باشید باور کنید من نظرمو میگم با اونچه یاد گرفتم و هرگز غرض ندارم و تحلیل میکنم بنا به اونچه یاد گرفتم که بعضی وقتها بچه ها از من ناراحت میشند اما ولله هرگز غرض ندارم شعر احساس شاعره و من اینطور دوس دارم کمک کنم نه چیزهای دیگه که فکر میکنن
        موفق باشید

      • سلام مجدد.
        اصلا درستشم همینه که منتقد راحت بتونه حرف و نظرشو بده البته نه به نیت تخریب.
        من که خیلی دوس دارم شما دوستان به سخت گیرانه ترین شکل ممکن و از روی خیرخواهی مث همیشه منو نقد کنید تا بتونم پیشرفت کنم. از شما هم بابت صراحت کلامتون ممنونم.
        برقرار باشید.

      • دقیقا تخریب و غرض را راحت میشه تشخیص داد که با استفاده ازینه که خودت را برتر بدونی و حرف خودت را ختم کلام بونی و خودت را بی عیب بدونی این قبیح هستش و من با اون کنار نمیام

      • بله موافقم که این نوع نقد اصلا شایسته نیس و به قول شما قبیحه و فک نکنم کسی باهاش کنار بیاد.

  • سلام آقای قاسمی
    تبریک بابت کاره زیباتون
    من انقدر احساس کارت رو دوست داشتم که به خودم اجازه ندادم رو ایرادات ریزت فوکوس کنم
    مهم احساس ترانس که من لمسش کردم
    موفق باشی

  • سلام .
    محمد جان چه ترانه ی زیبایی من که به شخصه لذت بردم وقتی وقتی این ترانه رو ازت خوندم ……
    چقدر زیبا شروع کردی ….ادامه دادی ….و به پایان بردی (ش)…
    نگاهت واسه من عینِ مرورِ، شبِ شعر فریدون و فروغِ
    تویِ چشمات دنیایی می بینم، که بیگانه با دنیای دروغِ

    نگاهت واسه من تکرار متنِ، توافقنامه های رویِ میز
    که با هر بند پیمانِ من و تو، یه دیواراز جدایی ها می ریزه

    تموم احساسات یک مرد …به نظر من توی این ابیات اومده ….زنده باد محمد جان درود ….

    نگاهت واسه من تکرار متنِ، توافقنامه های رویِ میز
    که با هر بند پیمانِ من و تو، یه دیواراز جدایی ها می ریزه

    برای من غزل های نگاهت، یه دیوانی مثِ حافظ می سازه
    همه احساسی که شعرام داره، برای بودنِ تو جون می بازه

    برای من نشستن با تو عینِ، نفس هاییِ که از زندگی نیست
    تا وقتی عشق تو دنیام باشه، دیگه هیچ چیزی مثل عاشقی نیست

    و چه دنیای دراماتیکی ساختی برای من …من که تشنه ی شنیدن یه روایت تازه از عشق هستم …..

    من استقلالِ دنیامو فدایِ، همین وابستگیِ محض کردم
    به تو دل دادم و دل رو اسیرِ، همین آزادی بی مرز کردم

    تا پایِ حرمت دستای سردم، با دستای نجیبت هم نشین شد
    تموم شعرهای دفتر من، با حسی که تو دادی دل نشین شد

    شکست بغض تنهایی قلبم، با لب های خوش آهنگ تو بوده
    تو حتی وقتی که با من نبودی، دلم با گریه دل تنگ تو بوده

    ممنونم محمد جان از این ترانه ی زیبا و دل نشینی که با قلم خاص خودت روایت کردی و به تصویرش کشیدی ….
    همه چیز عالی ترانه مبتنی بر کوچک ترین اصول و قوائد ترانه و ترانه نویسی …و بغیر از این من خودم کلی درس گرفتم ازاین ترانه …
    و در آخر ……
    من یه معضرت خواهی به تو بدهکارم بابت دیر به دیر سر زدنم به کار هایی که گذاشتی توی آکادمی ….
    دیگه تکرار نمی شه … قول میدم …..
    بهار می آید…
    این را می دانم …
    او دروغ نمی گویید …

    • آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا…
      آنقدر خوب آمدی دیگر نمیگویم چرا…

      سلام و درود به محمد حسین عزیزو دوست داشتنی.
      من از اخر کامنتت جوابتو میدم. خواهش میکنم دوست خوبم. همین که شاد باشی و روز به روز پیشرفتو تو کارات ببینم خیلی خوب و دلچسبه. امیدوارم بیشتر از پیش حضورتو توو اکادمی و اگر افتخار دادی پای کارام ببینم.
      حسابی منو شرمنده کردی با این همه چوب کاری که کردی. امیدوارم شایسته این همه تعریفت باشم. اگر زیبایی هم احساس کردی کار چشات بوده که زیبا بینه.
      در نهایت ممنونم از لطف حضو گرمت پای کارم. با آرزوی بهترین ها برات، امیدوارم همیشه شاد باشی و برقرار.