هنرپیشه

"هنرپیشه"
مثه یه هنرپیشم میون شهر خیلیا بهم منو نشون میدن
درگیره شهرت شدم با عشق تو حاشیه شده منو بی تو دیدن!!!
عینک تعهده روی چشام تا نبینم غیره تو اطرافمو
گاهی انقد اعتنا نمیکنی که میخوام نابود کنم انصافمو!
*هستی بی کسی احاطم کرده و مثه تنها ساکن یه جزیرم
تووی هر جمعی به قدری ساکتم حرف درآوردن قیافه میگیرم
سهمه من از زندگی کناره تو چن تا عکس به قدمت گذشته هاس
حق بده!رنجیده میشم از سکوت منی که هیچوقت نکردم التماس*
عمری جنگیدم واسه آرامشت اگه حتی غرق بودم میون درد
تووی این خونه تضاد حاکم شده من مدام سوختمو تو ساکت و سرد
حالمون سوژه برای مردمه واسه ی غم عینه ضرب المثله
تو به این حرف و حدیث دامن نزن وقتی بینمون نبوده مسئله

۴۷۱
۱۴