مرد تنهایی

مردِ تنهایی شدم که
به خودم دنیارو باختم
قلبمو بخشیدم اما
بی تو عشقو نشناختم

وقتی رفتی از خیالم
زندگیم سیاه و سرد شد
مردِ تنهاییه قصه
بی تو آواره و طَرد شد

رویاهاش قدِ یه عالم
خاطراتش سینه سوزه
سنگینیه حرفِ مردم
رو دلش بیش از دو روزه

ظاهرش داغونه اما
توو دلش امیدواره
می گذرونه خاطراتو
چاره ای جز این نداره

همدمش سیگار و دوده
نخ به نخ فندک و آتیش
دوست داره عاشق بشه باز
اما می ترسه که پا پیش…
…………………………..
مرد تنهاییه قصه
ساکت و خیلی صبوره
خاطراتش با تو اما
از تو خیلی دوره دوره

پُشتِ پاهاش پینه بسته
بَس که دنبالِ تو بوده
به خیالش این زمونه
عشقشو ازش ربوده

ساده و مغرور و تنها
توو خیابونای شهره
معجزه واسش محاله
با خودش هم حتی قهره

مردِ تنهایی شدم که
به خودم دنیارو باختم
قلبمو بخشیدم اما
بی تو عشقو نَشِناختم…
…………………………

۶۲۳
۳۱
۱

درباره‌ی بهزاد صنعتی

سلام و درود به همه عزیزانی که دارن ترانه های منو میخونند... کارای جدید همیشه توو راهه... ترانه های زیبا و قابل اجرا و همچنین اجراهای زیبا از ترانه ها... پیروز باشین❤ آدرس تلگرام: @merfiuss کانال تلگرام: @taranecafe
عضویت

  • سلام جناب صنعتی کار خوبی ازتون خوندم موفق باشید

  • کار با احساسی بود
    اما میتونست کوتاه تر هم باشد.
    این مصراع:
    همدمش سیگار و دوده
    نخ به نخ فندک و آتیش
    دوست داره عاشق بشه باز
    اما می ترسه که پا پیش…
    به نظر بنده یا این بند باید حذف بشه ، یا باید ادامه روایت ترانه رو ، توی حال و هوای این مصراع
    پیش میبردی. اما دوباره شما ،توی بند بعدی ، باز اشاره میکنی به عشق قدیمی و…

    این قسمت کار رو دوست داشتم:
    معجزه واسش محاله
    با خودش هم حتی قهره

    موفق باشید

  • درود به مرد تنها
    من اصلا این شعراتو که فاز غمه دوس ندارم ولی این بند دلنشین بود
    همدمش سیگار و دوده
    نخ به نخ فندک و آتیش
    دوست داره عاشق بشه باز
    اما می ترسه که پا پیش…
    رو ایده هات تجدید نظر کن دااش گلم…

  • سلام جناب آقای صنعتی ترانتونو خوندم زیبا بود واقعا احساستونو خیلی خوب تو این ترانه بیان کردین ولی واقعیتش تو این بند از مصرع چهارم زیاد خوشم نیومد و یا شاید مفهومش رو خوب نفهمیدم
    همدمش سیگار و دوده
    نخ به نخ فندک و آتیش
    دوست داره عاشق بشه باز
    اما می ترسه که پا پیش…
    می ترسه که پا پیش یعنی چی؟
    یعنی می ترسه پاهاش پیش بذاره اگه منظورتون این بوده شاید باید جور دیگه ای بیان می کردین البته این نظر شخصیمه و ممکنه درست نباشه به هر حال جسارت بنده رو به بزرگی خودتون ببخشید

    • سلام خانم وحیدی عزیز
      مائده جان بالا از همین بند خوشش اومد؛ بالاترش جناب شریفی هم راجب این بند صحبت کردن…
      فکر کنم منظورم خوب نرسوندم توو این بند که مشکلاتی تووی خوندنش هست،من عذر میخوام از همه…
      منظور همونه که گفتین،الان دقیقا یادم نیست کدوم ترانه از آقای رضا صادقی بود که با لعنت بر… تموم میشد ، و جمله کامل نمیشد، این قسمت ترانه یه چیزی توو اون مایه ها بود :)
      ممنون از حضور گرم و همیشگیتون (گل)
      موفق و موید باشید

  • سلام بهزاد جان
    کارت زیبا بود
    بی تو عشقو نشناختم
    سکته وزنی داره در هر صورت میگم کارای قبلیتو بیشتر دوست داشتم
    موفق باشی گلم نا امیدی ممنوع

  • سلام جناب صنعتی گرامی ترانه تون ترانه ی خوب و نسبتا استواری بود به نظرم میاد که پیشرفت خوبی به سمت ایده آل دارید ..در فرم و در محتوا و ترکیب این دو.. به روانی ویکدستی دارید میرسید بسیارعالی . خوشحالم فرصتی دست داد تا پای کارهایی که ازقبل خوندم به نشانه ی ارادت کامنتی بگذارم .موفق و شاد باشید.

    • سلام و درود استاد عزیز بانو ربانی
      یه ده باری این کامنتو خوندم فکر کنم شکه شدم شما برای من نظر گذاشتین و اعلام خرسندی کردین ازین ترانه،واقعا خوشحال شدم که این ترانه باب میل اساتید بزرگی مثل شما قرار گرفته،بسیار بسیار سپاس و تشکر از این همه محبتتون…
      موفق و موید باشید،در پناه حق

  • سلام. خانم ربانی درست میگن. کارتون جدا پیشرفت داشته و یه ترانه قابل قبوله. موفق باشید.

  • سلام آقای صنعتی عزیز
    ترانه زیبا و دلنشینی بود و من این بند رو خیلی خوشم اومد

    مرد تنهاییه قصه
    ساکت و خیلی صبوره
    خاطراتش با تو اما
    از تو خیلی دوره دوره

  • سلام بهزاد جان
    من به این نتیجه رسیدن یه دکه ی فروش سیگار و مشروبات الکلی…با مقداری تنهایی…انزوا…افسردگی…شکست عشقی…نا امیدی…فلافل و سمبوسه..توو آکادمی راه بندازم…روزی که شما یه ترانه ی با امید بگی من حتماً پس خواهم افتاد…باور کن…
    ترانه ی زیبایی بود…احسنت…
    گل لبخند بر لبانت جاری

    • سلام امین جان عزیز :)
      ممنون داداش،سمبوسه را دوس دارم :)
      زمانی که شروع کردم خیلی ها سبک غمزده ترانه هامو دوست نداشتن اما یکی از اساتید این آکادمی جناب مقدم بهم گفتن سبک دارک و تاریک یه هنره… من فقط این هنرو دارم :)
      به امید روزی که این تاریکی به روشنی تبدیل بشه :)
      ممنون و سپاس از حضور گرمت

  • با سلام دو جای این ترانه شاعرانگی داشت…

    ساده و مغرور و تنها
    تو خیابونای شهره
    (به خاطر ارائه تصویر)
    و
    دوس داره عاشق بشه باز
    اما میترسه که پا پیش…
    (حتی اگه به جبر وزن هم این اتفاق افتاده کارکرد داشته چون که اون ترس با همین خوردن ادامه حرف اتفاق افتاده)

    بقیه کار بی رو دربایستی میتونستم بهتر و عمیق تر اتفاق بیوفته…

    موفق باشید

    • سلام و درود جناب صالحی عزیز
      ممنون از نظرتون به بهترین نحو در کارهای بعدی ازش استفاده میکنم تا درست ترین و بهترین ترانه را در آکادمی قرار بدم.
      با سپاس،موید باشید

  • سلام اقای صنعتی.کار زیبایی بود.اما حس نمیکنین سوزه ی مردی که همیشه سیگار میکشه و دود اتاقشو برداشته کمی تکراری شده.کار کمی طولانی بود که میشد جمع و جورتر باشه.موفق باشین

    • سلام محمد جان،حق با توئه سوژه تکراری بود ولی سعی بر تغییر موضوع شده بود
      در مورد بلندی ترانه به خاطر نحوه نوشت به این شکل بود وگرنه سر جمع بشماری ۱۰ بیت هم نبود
      سپاس از حضورت،موفق و پیروز باشی

  • سلام

    کارتون قشنگ بود این مصرع ها اینجوری نوشته بشن فک کنم روون تر خونده میشه (منظورم خوندن با تحریره)

    ———————————–
    توو دلش امیدواره

    تو دلش امید داره

    ———————————–
    با خودش هم حتی قهره

    با خودشم حتی قهره

  • سلام بهزاد جان.
    کار خوب و روونی بود
    این قسمت ((رو دلش بیش از دو روزه)) این کلمه بیش یه جوری تو ذوق میزنه و با زبان ترانت همخونی نداره.
    برقرار باشی دوست من.

    • سلام محمد جان
      اینجا بیش مخفف بیشترِ و دو روز به معنای عمره … تووی خوندن ها متفاوته،پیشنهاد و جایگزینی داری به جای بیش حتما بگو استفاده کنم از نظرت.
      ممنون داداش،موفق باشی

      • سلام مجدد
        مثلا میتونی بگی
        سنگینی حرف رو دلش
        بیشتر از این دو روزه یا بیشتر از دو روزه

  • سلام خوب بود مخصوصا فضاسازی و بسط اون

  • واگذار شده به خواننده