نسیم عاطفه

زن که باشی نسیم عاطفه رو
با تموم وجود حس می کنی
جزر و مد طنین احساسو
روو تن لحظه منعکس می کنی

زن که باشی مرور خاطره ای
بارونو مهمون چشات می کنه
عشق مثل یه سایه دنبالته
روبگردونی هم صدات می کنه

زن که باشی همیشه صورت تو
حتی به ضرب سیلی هم سرخه
جای پات محکمه توو شهر وفا
اونجا که پای مردا می گرخه

زن که باشی یه کوه محکمی که
پیش صبر تو درد کم میاره
آفرینشگری توو ذات تویه
روبروی تو مرد کم میاره

هرچی که توو حواشی دنیاس
یه بهونه برای بودنته
قدر عشق تو رو نمی فهمه
اون که تنها توو حسرت تنته

۶۸۳
۳۱

درباره‌ی انیس جزایری

متولد مهرماه 1370 دانشجوی رشته گرافیک اهل بروجرد. دو ساله شعر وترانه کار میکنم. از نقد شدن کارهام استقبال می کنم.
عضویت

  • سلام
    تصویر گرخیدن پا عامگی نداره
    لا اقل من نشنیدم کسی بگه پای فلانی گرخید
    لغزش و لرزیدن تو مسائل وفا و وفاداری داریم ولی گرخیدن!!

    زن که باشی یه کوه محکمی که
    پیش صبر تو درد کم میاره
    آفرینشگری توو ذات تویه
    روبروی تو مرد کم میاره – ارتباط زن بودن و صبرش با آفرینشگری و کم آوردن مرد رو متوجه نمیشم. صبور بودن مینوشتید ملموس تر بود.
    قدر عشق تو رو نمی فهمه
    اون که تنها توو حسرت تنته
    خاتمه ی زیبایی بود

    • سلام آقای زال نژاد عزیز. حضورتون و تک تک کامنتاتون توی آکادمی گرامی و مبارکه. خوشحالم که حضور دارید. بکاربردن واژه گرخیدن یه ریسک بود که انجام دادم ولی بهونه ای میشه برای بحثای ادبی که همه ازش استفاده خواهند کرد. گرخیدن صورت محاوره شده ی گریختن هست که شاید زیاد استفاده نشه ولی زیر مجموعه واژه های محاوره ای محسوب میشه.مجری برنامه بفرمایید شام زیاد استفاده میکنه ازین کلمه. اون بیت میگه تو شهر وفا جا پای زن محکمه ولی پای مردا گریزونه از اونجا.شاید بشه ازین نظر این کلمه رو مناسب ترانه ندونست که بعضی واژه ها با اینکه محاوره هستن ظرفیت ورود به ترانه های صاحب ارزش ادبی رو ندارن مثلا کلمه ای مثل “زاغارت” یا “خفن” یا…که شایسته نیس وارد ترانه های پدر و مادر دار بشن. ولی در مورد گرخیدن مطمین نیستم.
      در مورد ارتباط زن بودن و صبرش با آفرینشگری و کم آوردن مرد بیشتر منظورم تولد فرزند و زایمان بود که مردا با دیدن عذاب زن تو تمام مراحل بارداری و زایمان بارها اعتراف کردن که اگه اونا مجبور به تحمل این مصایب بودن کم می آوردن.
      خوشحال میشم همیشه نظراتتونو بخونم. ممنون

      • بازم سلام
        بزارید اینطوری بگم…ترانه مملو از عبارت هاییه که ترانه سرا با انتخاب کلمات و چینش اون ها در کنار هم مصرع، بیت، بند و در کل ترانه رو مینویسه. نکته مهم اینجاست که انتخاب اون کلمات باید حساب شده باشن. هر کلمه ای نمیتونه با کلمات دیگه ادغام بشه و عبارت های مارو تشکیل بده. زیباییه و سختیه ترانه به اینه که ما در زبان ترانمون عامه بودن رو رعایت کنیم. والا پیچیده سخن گفتن که باز همون شعر میشه. عامیانه نوشتن هم حاصل نمیشه مگر اینکه ما دید عامیانه داشته باشیم و عامیانه بنویسیم. تمام حرف من روی “پای مردا می گرخه” هستش. شما باید چیزی بنویس که به گوش مردم آشنا باشه و تو زندگی حداقل سالی یک بار به کار ببرن. پا – گرخیدن… من شخصا همچین چیزی تو جامعه نشنیدم.
        به نظر من ترانه جای ریسک نیست…شاید عموم شعرا به ترانه یک دید سطحی داشته باشن ولی از دید کسی که تو حوزه ترانه کار میکنه ترانه از شعر هم حساس تره. ترانه نسبت به شعر بیشتر مخاطب عام داره و اون هم به واسطه قابلیت موسیقی شدنشه. ما هرچیزی رو نمیتونیم وارد ترانه کنیم و هر کلمه ای نمیتونه در ترانه ی ما ورود پیدا کنه مگر اینکه فضای ترانه قابلیت پذیرشش رو داشته باشه.

        محاورست، حرفتون رو قبول دارم اما هنوز روی گرخیدن و گریختن فک نمیکنم اجماعی صورت گرفته باشه…کماکان که هنوز عده ای ادعا میکنن که گرخیدن ریشه آذری داره.
        به نظر من همه ی کلمه ها حتی زشت ترین و عجیب ترین کلمات هم میتونن به ترانه ورود پیدا کنن، حتی فحش؛ اما اون کلمه یا کلمات باید به فضا بیاد و این یعنی هنر سرایش و الا هر چیزی رو میشه به سادگی وارد ترانه کرد و هر عبارتی که به ذهن میرسه رو نوشت ولی باید دید چقد در راستای انسجام دادن به ترانست. اگر تابوعه تا چه حد داره تابو شکنی میکنه!! تا چه حد مخاطب باهاش ارتباط برقرار میکنه. ما ترانه رو مینویسیم که مخاطب بعد از ارتباط اولیه بارها و بارها باهاش ارتباط برقرار کنه. اگر نوشته ما به نحوی بود که مخاطب بعد از مدت ها هنوزم به سراغش اومد اونجاست که ما تو سرایش و ارتباط اولیه موفق بودیم.

        دوست نداشتم بیت رو شرح بدین ولی اصلا این چیزی که شما فرمودین رو تداعی نمیکنه و من برداشتم مطلقا این نبود. به نظرم اگر شما همچین منظوری داشتید خوب بیت رو پرداخت نکردین چون واقعا افکار شما رو القا نمیکنه. زن آفریننده نیست که بخواد بیافرینه. آفرینش فقط مختص یک قدرت ماورائیه واحده. به نظرم حرفتون رو پیچوندین و بیان کردین، بیت شما بیشتر صبور بودن زن رو در مواجهه با مشکلات تداعی میکنه و این برداشت شخصیه منه. شاید دوست دیگری با خوندن بند شما دقیقا منظوری که دارید رو برداشت کنه.
        بهر حال هنر یعنی ترسیم سلیقه و نقد اثر هنری یعنی بیان اختلاف سلیقه ها…ممنون که اختلاف سلیقمو خوندین

      • ببینید اینکه می گید ترانه جای ریسک نیست رو به این صورت تکمیل می کنم که آکادمی ترانه جای ریسکه. باید این تجربه ها رو کرد تا بازخوردشو دید و بحث کرد و هم خودمون روشن تر بشیم هم دیگران. موقعی که کاری بخواد اجرا بشه خیلی واژه ها متناسب با اجرا تغییر می کنن و اون بحث دیگه ایه. ولی اینکه کلمه ای از لحاظ ادبی درست یا نادرست باشه مستلزم همین ریشه یابی ها و مباحث ادبیه. نسیم تو کجایی که انقد جای خالیت حس میشه؟؟؟

      • سلام
        بله، اگه ازین منظر بهش نگاه کنیم فرمایش شما توجیه داره و اینجا به نوعی یک کارگاه محسوب میشه. حرفتون رو میپذیرم
        نمیدونم چرا شما رو گرخیدن زوم کردین. من به کل عبارت و ارتباط پا و گرخیدن دارم اشاره میکنم. اقای میرزایی منظور بنده رو خیلی ساده و رسا بیان گردن. گفتن “پا نمیتونه بگرخه”. چرا نمیتونه! چون تا حالا در زبان ما و در مکالمات محاوره ی ما مردم عادی همچین چیزی به زبون نیومده. برای ما ترسیم نشده. با گوش، چشم و ذهن همه ی ما غریبست اما مثالی که شما زدین دقیقا برخلاف گرخیدن پا هستش. جمله ایه که همه جوره باهاش آشناییم، اتفاقا استفاده ازین عبارتی که فرمودین و امثال اون باعث جذابیت ترانه میشه. اگر هم فرض کنیم که پا و گرخیدن یک کشف جدید (به قول خانم پهلوانی) و آفرینش ادبیه از نظر من ترانه جای کشف نیست. او شعره که شاعر باید درش شاعرانگی به خرج بده چون شعر مقنی، خیال انگیزه و دارای تخیله، ولی ترانه واقع گراست.
        یعنی خانم بیرانوند هم سرشون درد میکنه برای بحث رو این مسائل!!؟:) بنده و آقای میرزایی باهم نمیتونیم از پس شما بر بیایم وای به حال اینکه یک شخص قوی مثل خانم بیرانوند هم به شما بپیونده :-)

      • اصلاح میکنم – مقفی

      • سلام
        انیس خانم این معنی واسه گرخیدن رو از کجا آوردید؟
        گرخیدن یه کلمه ترکی هست به معنای ترسیدن و نه گریختن.
        صرف شباهت دو تا کلمه معناشون یکی نمیشه. حق با آقای زال نژاده، حتی اگه این کلمه اجازه ورود به این کار داشته باشه (که به دلیل فضا و ادبیات کارتون نداره!!!)، پا نمی تونه بگرخه.

      • سلام آقای میرزایی عزیز. این معنی رو از واژه نامه ای که تو این آدرسه آوردم:www.yanichi.com/node/418
        به ضم گ.از ریشه گریختن در محاوره به گرخیدن تغییر یافته است.ترسیدن. فرار کردن از روی ترس. فرار از موقعیت ناجور. جا خوردن.یکه خوردن از شنیدن چیزی.
        در مورد اینکه پا نمی تونه بگرخه میشه گفت مجاز جز به کل هست وهمونجور که میگیم طرف چشمش ترسیده از فلان کار منظور از گرخیدن پا ترسیدن یا گریختن خود طرفه.
        در مورد فضا شاید حق با شما باشه و بخاطر همین میگم ریسکی ترین کلمه ای بود که تا حالا بکار بردم تو ترانه هام.
        ممنون از دقت نظرتون.

      • خانم جزایری عزیز
        این مرجعی که شما می دید، توسط افراد عادی توسعه پیدا کرده (می تونید تو صفحه اولش ببینید که چی نوشته) و برای افرادی که پیگیر ادبیات هستند مثل من و شما اصلا سندیتی ندارند. من با زبان ترکی، آشنایی صد در صد نه، اما تا حدود زیادی آشنا هستم، چون پدربزرگ و مادربزرگم ترکند. گرخیدن هیچوقت برای فرار کردن مورداستفاده قرار نمی گیره، بلکه برای ترسیدن از چیزی ازش استفاده میشه. می تونید از هر آذری زبانی در مورد این فعل بپرسید.
        ای کاش انقد در دفاع از خودتون و کاراتون مصمم نبودید. نقدپذیری یکی از ویژگی های بارز انسانهای موفقه و این که قبول کنیم همه دچار اشتباه میشن.

      • کاش شما هم انقد علاقه نداشتید که حرفتون رو به کرسی بنشونید آقا حسین. شما دلایل خودتونو می گید و منم دلایل خودمو. حتما نباید آخر بحث یکی برنده باشه و یکی بازنده. برفرض که معنی گرخیدن ترسیدن باشه نه گریختن از تروی ترس.در مورد این مصرع کاملا با معنیه. پای شما مردا از شهر وفا می ترسه می لرزه می گرخه فرار می کنه. خوب می خواستید مرد نشید و مثل ما زنا وفادار باشید به عشقتون.(شوخی)

      • اصولا ما هرچی میکشیم از این جماعت مرد میکشیم…البته من از اینکه مرد به دنیا اومدم پشیمون نیستم..
        اما با این حال با تمام وجود از جامعه مردسالار متنفرم…هاااااا

  • سلام
    خیلی هم خوب
    اونجا که پای مردا می گرخه
    خوبه.کشف جدید مبارک

    زن که باشی مرور خاطره ای
    بارونو مهمون چشات می کنه
    عشق مثل یه سایه دنبالته
    روبگردونی هم صدات می کنه

  • سلام..ترانه رو خوندم…اما ما زن نیستیم که نسیم عاطفه رو با تموم وجود حس کنیم…خخخخ
    درضمن بنظرم بند اخر مصرع اخرش خیلی روون نبود..سبز باشی

    • سلام آقا حامد. اشکال نداره شما هم مردید و با قسمتی از وجودتون می تونید نسیم عاطفه رو حس کنید.
      حسرت تنته بخاطر کنار هم قرار گرفتن ت مشکل شده خوندنش. زندگی پر از مشکله دیگه. باید تحمل کرد.
      مرسی از حضورتون.

  • سلام دخمل گلی من…
    زن که باشی مرور خاطره ای
    بارونو مهمون چشات می کنه
    عشق مثل یه سایه دنبالته
    روبگردونی هم صدات می کنه
    مرسی بابت ترانه ات:)

  • سلام خواهر گلم
    احسنت به احساس زیباتون…احسنت…
    گل لبخند بر لبانتان جاری

  • سلام انیس عزیز
    به نظرم این کارم در ادامه ی چنتا کار عاشقانه قبلیته، هم جنسن، کار جاهای خوبی داره…
    موفق باشی

    • سلام آقا یاسر عزیز. خودم سعی می کنم کارام تنوع داشته باشن ولی هرکار می کنم دایره به قول شما محدود واژه هام کارامو امضادار میکنه و این اصلا خوب نیست. به امید روزی که ترانه منو بخونید و نتونید حدس بزنید کار انیسه.

  • سلام خانم جزایری.کار زیبا و با احساسی بود.اما کاربرد کلمه میگرخه توو ترانه خیلی عامیانه اس.و به ترانگی اثر ضربه میزنه.یکم هم کار فمینیستی بود.که مرد کم میاره.شاید چون خودم زن نیستم همچین حسیو دارم.موفق باشین

    • سلام آقای قربانپور. درسته اون کلمه رو با تردید گذاشتم تو ترانه تا نظر دوستان رو هم مفصل بشنوم. حالا یکم فمینیستی اشکال نداره. ولی قبول کنید که مردا تو احساس و وفاداری هیچ وقت به پای خانما نمی رسن. همه مردا مثل هم نیستن و همه خانما هم مثل هم نیستن ولی رفتار اکثریت نشون میده که خیلی از قسمتای این ترانه واقع بینانه نوشته شدن.

  • سلام و درود
    اول اینکه آفرین به احساسی که همیشه توو کارتون جاریه. بنظرم از کارهای قبلیتون این کار کیفیت پایین تری داشت البته نه اینکه کار ضعیفی باشه. نه منظورم این نیست.
    یه جاهایی رو مثل
    زن که باشی مرور خاطره ای
    بارونو مهمون چشات می کنه

    و یا
    زن که باشی همیشه صورت تو
    حتی به ضرب سیلی هم سرخه
    نمی دونم چرا به زن ارتباط دادید؟؟؟

    و اینکه واژه گرخیدن خیلی مناسب فضای کاریتون نبود.
    برقرار باشید.

    • سلام آقای قاسمی. ممنون از نظرتون. بارونو مهمون چشات می کنه اشاره به دلنازکی و اشک فراوون ما خانماست که شاید چند برابر شما آقایون با یاد آوری خاطره های خاص اشکمون سرازیر میشه. سرخ کردن صورت با سیلی هم درسته که در مورد آقایونم مصداق داره ولی آقایون کمتر از ما به فکر رنگ و روی رخسارشون هستن و خیلی براشون فرق نمی کنه صورتشون سفید باشه یا سرخ یا سیاه. جدیدا هم که ریش میذارید عین داعش. این چه چیزایی هست که مد می کنید آخه. والاااا

  • عشق مثل یه سایه دنبالته
    رو بگردونی هم صدات میکنه

    من به شخصه، این قسمت رو بیشتردوست داشتم.
    انیس تو خیلی وقتا توو ترانه هات حرفهای دست چندم نمیزنی…این خیلی خوبه.میخوام به چالش ترانه ی عامه پسند دعوتت کنم! خودم درگیر همین چالشم…مشتاقم بدونم وقتی از معیارهایی مثل همین مغزدار بودن ترانه هات فاصله بگیری چه اتفاقی برای ترانه ات می افته…!
    در رابطه با می گرخه باید بگم که واقعا نمیدونم هنجارشکنی کردی یا نه…حالا اگه از زبان آرگو استفاده میکردی تکلیف ما باهات مشخص بود ولی میگرخه رو واقعا نمیدونم!
    اما من فکر میکنم احتیاط واجب اینه که استفاده نکنیم! نظر شخصیمه.
    این روزا خیلی موفق تری…همینطور بمون:)

    • می دونی نسیم؟ من وقتی اولین بار ترانه ای رو می خونم حواسم به وزن و قافیه و ظاهر و آرایه ها و… نیست. بیشتر می خونم ببینم حرف حساب اون بند چیه؟ معنای ترانه مغز گردوه و بقیه هر چی که هست پوسته که بدون مغز باید دور ریختش. اکثرا تو ترانه هام از واژه هایی استفاده می کنم که میگن به فضای اون ترانه نمی خوره ولی وقتی می بینم معنای مورد نظرم وابسته به کاربرد همون کلمه هست دیگه ظاهر و زیبایی و فضا برام اهمیت زیادی نداره. تو ترانه “حبس ابد “به کلمه تمکین نگاه کن. حتا اگه وجودش به زیبایی کار ضربه بزنه دوس ندارم کلمه شاعرانه ای جایگزینش کنم. در مورد چالشی که میگی خیلی ساده س. کافیه بخوای همون حرفایی رو بزنی که همه میزنن. وزن و قافیه و ظاهر ترانه همه سرجاشه. اما روح و شخصیت و جاذبه ای نداره. مثل یه مجسمه یه آدم که نگاهش بی معنیه. ولی اگه منظورت ساده بودن ترانه س ترانه بعدیم که ارسال کرده م جودی آبوت هست که با زبونی ساده و در حد احساس یه نوجوانه. هر چالشی که تو دعوتم کنی با سر میام. حتا چالش آب یخ.

  • زیبا بود بیان افکار به دید احساس بود اما گرخه یه کلمه کم استفاده هستش
    موفق باشید