خاطره

تو رفتیُ هرشب پای گریه هام 
هنوزم یه شمع تو اتاق روشنه 
دلم بی قرارُ زمستونیه
چقد بغض و گریه، تو فال منه؟؟؟ 

ورق می زنم هر شب این دفترُ 
شاید خاطراتت منُ خوب کنه
می ترسم نتونم تحمل کنم 
منُ چند ورق گریه مغلوب کنه 

من هر شب لبِ پنجره هستمُ 
محالِ از این کوچه  ها رد بشی 
تمومِ مسیرا رُ بستم به روت 
که شاید تو رفتن مردد بشی 

بیا این غروبایِ رویاییُ 
کنارم بمونُ جهنم نکن
می دونم تو هم مثل من عاشقی 
علاقه ت رُ به عشق مون کم نکن 

دارم از سکوتِ تو یخ می زنم 
تمومش کن این هق هقا رُ نرو 
غرورت دلیلِ شکستم شدهُ
به زنجیر کشید ، کل آینده رو 

هنوز بی حواسم به دنیا ولی 
همه خاطراتُ مرور می کنم 
من از هر مسیری که سمت توئه 
با یه شاخه مریم عبور می کنم 

که شاید تهِ آرزوم هایِ من 
نگاه هایِ زیبای  تو جا بشه 
چی میشه میون غم و غصه هام 
یه احساسِ رویایی پیدا بشه؟؟؟ 

سعید سروی 
۹۴/۲/۳۱

۵۹۲
۱۹

  • بسیار بسیار بسیار بسیاااااااااااااااار زیبا بود لذت بردم از خوندنش احسنت

  • خیلی خوشحالم که باز هم اینجا میبینمت سعید جان
    امیدوارم که نیومده باشی یه سری بزنی و دوباره بری ها…
    انشالله باید کارهای بعدیت رو هم همینجا بخونم.
    موفق باشید.

  • سلام…یکی از زیباترین ترانه هایی بود اینجا خوندم
    ممنون که به اشتراک گذاشتین

  • سلام سعید عزیز
    کار بسیار زیبا و با احساسی بود…لذت بردم…
    گل لبخند بر لبانت جاری…انشاالله…

  • سلام جناب سروی بسیارزیبا ..خوشحالم ازتون باز هم ترانه ی میخونم .

  • سلام سعید سروری عزیزم
    بی نهایت دلتنگت بودم امیدوارم که مارو فراموش نکردی و اومدی برای موندن
    ترانت مثل قبل زیبا بود
    فقط جسارتا چند نکته :::::
    ۱ چند ورق گریه = ترکیب گریه و چند ورق به نظر جالب نیست چون ارتباطی با یکدیگر ندارن گریه که ورق ورق نمیشه

    ۲ بیا این غروبایِ رویاییُ
    کنارم بمونُ جهنم نکن = جهنم نکن به نظر یه چیزش کم نیست

    بیا این غروبایِ رویاییُ
    واسه من جهنم نکن

    ۳ آرزوم هایِ من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    م بعد آرزوی دلیل آوردنش چیه؟؟؟
    ممنون میشم یه توضیح مختصر لطف کنید

    موفق باشید نا امیدی ممنوع

    • سلام علی عزیز
      مرسی عزیزی
      درمورد بند اولی که گفتی رویا پردازی خودم هست
      هر چند خود بند باید مفهوم رو برسونه ولی توضیح میدم
      یعنی برای اینکه حالم خوب بشه دفتر خاطره هاشو ورق میزنم تا یادش حالمو خوب کنه ولی می ترسم وقتی خاطراتو مرور می کنم گریه نذاره حالم خوب بشه و مغلوب بشم نکته دوم منظورتو متوجه نشدم علی جان
      نکته سوم هم اون م اضافی هست متاسفانه تو تایپ حواسم نبوده
      ممنون از توجهت

  • سلام آقاس سروی ترانتون خیلی زیبا بود خیلی خوبه که باز هم تشریف اوردین و دارین ترانه می نویسین در مورد این بند
    هنوز بی حواسم به دنیا ولی
    همه خاطراتُ مرور می کنم
    من از هر مسیری که سمت توئه
    با یه شاخه مریم عبور می کنم
    احساس می کنم “عبور می کنم” قشنگ تو این بند ننشسته البته این نظر شخصیمه و جسارت بنده رو به بزرگی خودتون ببخشید
    امیدوارم که همیشه شاد باشین و سلامت

  • سلام جناب سروی.
    کار اولیه که ازتون میخونم و اتفاقا بسیار زسیبا و دلنشین بود. امیدوارم کارهای زیبای بیشتری ازتون بخونم.

    من هر شب لبِ پنجره هستمُ
    محالِ از این کوچه ها رد بشی
    تمومِ مسیرا رُ بستم به روت
    که شاید تو رفتن مردد بشی

    برقرار باشید.

  • سلام آقای سروی عزیز
    خوشحالم که هستید … مثل همیشه موفق باشین

  • سلام جناب سروری …
    ترانه ی شمارو خوندم از خوندن این ترانه لذت بردم ….
    داستان خوبی بود فضا ی ترانه غمگین ولی برای من جدید بود ….
    تعابیر خوبی به چشمم خور توی این ترانه
    تو رفتیُ هرشب پای گریه هام
    هنوزم یه شمع تو اتاق روشنه
    دلم بی قرارُ زمستونیه
    چقد بغض و گریه، تو فال منه؟؟؟
    هنوز بی حواسم به دنیا ولی
    همه خاطراتُ مرور می کنم
    من از هر مسیری که سمت توئه
    با یه شاخه مریم عبور می کنم
    من که لذت بردم ……عالی بود…..
    ((بهار می آید))((این را میدانم ))((او دروغ نمی گویید))

  • سلام زیبا بود زبان ساده و پرمعناو فضاسازی خوبی داشت و پرداخته شده بود
    اما مثل همه ما لغاتمون تکراریه و فضاسازیمون را مرتبط به شعر نمیکنیم
    موفق باشید