قصاص

منو همبندِ کی کردی
حالا که حبسه رویاهام
حالا که از توی چشمات
یه شاهد، واس عشق می خوام

یه شاهد که منو دیده
میون کوچه ی خوابات
یه مدرک رو بکن از عشق
بذار باور کنه چشمات

منو با حکم کی بردی
به پای ِدار ِ اجباری
چطور از خود دفاع کردی
که حقه کشتنو داری

درسته عاشقم اما
تو حقم رو رعایت کن
چه تخفیفی به من دادی؟
خودت یکم قضاوت کن

درسته که به احساسم
خودم هم اعتراف کردم
ضمانت می کنم عشقو
که از راه تو برگردم

همه چیزو علیه من
نشون دادی و می دونی
توهم دستت توو این کاره
تو هم امروز مظنونی

حالا که ادعا کردی
توو جرم عاشقی تنهام
منم رد می کنم عشقو
زدم زیر همه حرفام

بلاتکلیفه رویاهام
از این زندون خلاصم کن
به جرم عشقه تنهایی
بیا امشب قصاصم کن

۵۰۵
۷