محبوبه ی من

توو روزای سرد و
سیاه زمستون
شبایی ک بیشتر
بوده غرق بارون
تو از شهر شادی
خوشی ها رسیدی
منو تا بهارِ
یه لبخند کشیدی
تنت برگ یاس و
دلت آسمونی
تو که حس و حال ِ
منو خوب میدونی
تو محبوبه ی من
امید شبایی
سفیر خوشی ها
یه نور از خدایی
دلم زیرو رو شد،
شدم غرق چشمات
یه احساس نابی
بهم میده حرفات
حضورت شروع ِ
یه دنیای دیگست
منی ک یه روزی
رسیدم به بن بست
تو محبوبه ی من
امید شبایی
سفیر خوشی ها
یه نور از خدایی
همین که همیشه
واسم هست نگاهت
همین بسه واسم
بشم جون پناهت

۱٫۲ K
۳۶