دوئل

غرب وحشیِ چشاتُ، با دوئل فقط میشه برد
ارزشش رُ داره حتی،اگه از چشمِ تو تیر خورد

گاوچرون خسته ایَم،که تو دعوای یه "بار" هم
دنبال چشات میگرده،که نگاهش کنی یه کم

دستامُ پینه پوشونده،نه واسه کار توی صحرا
تا لطافتِ تنت رُ،حس کنم،بیشتر از اینها

"من رسیدم به ده شلیک کن،
روزگارمُ باز بزن تاریک کن
بعد بشین و آینه رُ بردار،
خونَمُ رو لبات مثلِ ماتیک کن"

همه دنبال طلان و،من به دنبالِ تو هستم
تو ارداه کن که اسبُ،واسه بردنت نبستم

تا واسه فرار از اینجا،تا واسه بردنت این بار
بتونم بدزمت زود،بعدِ یه دعوای کِشدار

این دوئل آخرش خوبه،قلبمُ خوب نشون میگیری
سربِ داغِ چشمِ غربیتُ،میزنی به قلبمُ میری

"من رسیدم به ده شلیک کن،
روزگارمُ باز بزن تاریک کن
بعد بشین و آینه رُ بردار،
خونَمُ رو لبات مثلِ ماتیک کن"

امید منتظری
پ.ن:"بار" همون کافه

۳۸۶
۴