زنده به گور

چشمایِ گریونم پر از خونه
این حنجره بی تو نمی خونه
توو آسمونِ ابریه قلبم
بارونه و بارون و بارونه

با تو چه روز و روزگاری بود
این آسمون صاف و بهاری بود
*
حالا زمستون بدی دارم
از این هوای بی تو بیزارم
*
قدری تو هم به فکر این غم باش
روو زخم تنهایی یه مرهم باش
*
وقتی که از نزدیک من می ری
احساسِ خوشبختیمُ می گیری
احساسِ خوشبختیمُ می گیری …

چشمایِ گریونم پر از خونه
این حنجره بی تو نمی خونه
توو آسمونِ ابریه قلبم
بارونه و بارون و بارونه

با خاطراتت زنده می مونم
تنها شدن سخته، نمی تونم
*
چشمم فقط خون داره می باره
فکرت منُ تنها نمی ذاره
*
هر روز داغت تازه تر میشه
غصه به قلبم حمله ور میشه
*
من بعدِ تو دلشوره می گیرم
اینقدر می بارم که می میرم
اینقدر می بارم که می میرم…

وقتی تو از این کوچه دور میشی
اینقدر می بارم که کور میشم
اینقدر توو غم زنده می مونم
تا آخرش زنده به گور میشم

۵۴۷
۳۱

درباره‌ی علی عزیزی

"سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت" حافظ. (برای استفاده از ترانه هام این ایمیل منه: azizi2ali@yahoo.com ، خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.)
عضویت