تاوان

من اینجام با چشای خیس و گریون
پر حسی که می دونم جنونه

تپش های دلم آروم نمیشه
منو تا ناکجاها میکشونه

عزیزم ،تاروپودم ،نازنینم
توداری دور میشی ساده میری

خودم دارم میسوزم آب میشم
داری تاوان چی رو پس میگیری؟

جدا شد دستای لرزونم از تو
ولی انگار روحم رو جدا کرد

حالا هرشب شده رازو نیازم
تموم حس و حالم زود برگرد

پشیمونم تورو از دست دادم
نخواستم با من آواره باشی

جدایی سخته از آغاز جونم
تو حق داری ازم دلگیر باشی

۴۹۸
۱۰