تک درخت

بسته شـــــــدم به تک درخت

خسته شـــــدم از تک درخت

چشمای غـــــم خیره به من

دستم به دســـت تک درخت

بذار رو دوشـــــم تا برم

از سرزمیـــن تک درخت

گل و غـــم و فاصله رو

تـــا ببینــــم اشک درخت

منم که تنهـــــــــا میمیرم

این و بدون ای تک درخت

عاقبت عشــــــــق و ببین

خشک شـــد طفلک درخت

شیون و زاری نمیشه

مرهم زخــم تک درخت

شاخه هاش و شکستید

حالا شده مترسک درخت

وقتی که پاییــــز میشد و

برگهای سبز تک درخت

یکی یکی می ریختـــن

آخرش شد،آدمک درخت

و چقدر این تک درخت شبیه حال این روزهای منه ..

۳۷۶
۱۲

درباره‌ی حمزه عليزاده

از راستاي ايرانم ... پيچ عشق... دشت لرستان ... شهر باران ها ... هجوم رودها ... مسيرم را كلمات پاكم نوراني مي كنند ... منم ابر و هنوز هم سامانه ي عاشق hamzehalizadeh.persianblog.ir
عضویت