پشیمونم

ازدست دلم خستم
من بی تو کم آوردم

رو دست خودم موندم
من تاب نیاوردم

دلگیرم ازت اما
باز واسه تو می میرم

همراه توام هر جا
دست تو رو می گیرم

ای کاش بخونی تو
از توی نگاه من

از دست خودم خستم
من خیلی پشیمونم

از آینه ی چشمات
بازم تو نگاهم کن

بازم مث اون روزا
از عشق بگو با من

من خیلی دوست ت دارم
قدر تورو می دونم

۳۲۷
۴

درباره‌ی اعظم زمانی

کیستم من؟دل به دست آرزوها داده ای در بیابانی به دنبال سراب افتاده ای قطره لرزان اشکی مانده بر مژگان هنوز برگ زردی تن به باد مهرگانی داده ای
عضویت