گورِ عمودی

تبعیدیِ دیوارِ چین می شم
گورِ عمودی نفرت انگیزه
این سایه که افتاده رو دیوار
یک روز آجرها رو می ریزه

تبعیدیِ دیوار مین می شم
از ترکشِ ترانه هام پیداس
پرچمِ صلحمونو می بخشم
به تک تک دریچه های باز

تا آسمون دیوار می چینی
از ارتفاعت عشق می باره!
من از ترانه تیشه می سازم
تنها سلاح تو یه دیواره!

واسه دریدنِ دلِ دیوار
پنجره ی رو به جنونم باش
آجر به آجر مرگ روی مرگ
واسه پریدن آسمونم باش

هی کوووووه می کاری سر راهم
انگیزه می دی که مصمم شم
انگیزه می دی واسه جون کندن
توووو راهِ تُو یه کوه محکم شم

تا بیستونِ قصه راهی نیست
این خونِ فرهاده که می جوشه
شیرینِ پشتِ آجرای من
تیشه ی این دیوار، آغوشه!

تو از منم عاشق تری گاهی
گاهی تو هم با تیشه همدردی
دستات، آجری شده اما
ثابت نکن که ناجوونمردی

واسه دریدنِ دلِ دیوار
پنجره ی رو به جنونم کو؟
آجر به آجر، مرگ روی مرگ
واسه پریدن، آسمونم کو؟

دیوار، طولانی تر از عمره
جون می کَنَم دستاتو می گیرم
گورِ عمودی آخرین راهه
من با کمال میل می میرم!

۸۷۲
۵۹

  • سلام خانم محاسن
    یه ترانه زیبا ازتون خوندم ، کاملا به دل نشست
    اسم ترانه خوبو قشنگه، میشد “دیوار” هم بذارین
    موفق باشین

  • سلام استاد…
    خیلی ترانتون رو دوست داشتم…

    ﻫﯽ ﮐﻮﻭﻭﻭﻭﻩ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﻢ
    ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻣﯽ ﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺼﻤﻢ ﺷﻢ
    ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻣﯽ ﺩﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﻮﻥ ﮐﻨﺪﻥ
    ﺗﻮﻭﻭﻭ ﺭﺍﻩِ ﺗُﻮ ﯾﻪ ﮐﻮﻩ ﻣﺤﮑﻢ ﺷﻢ
    ﺗﺎ ﺑﯿﺴﺘﻮﻥِ ﻗﺼﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻥِ ﻓﺮﻫﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺟﻮﺷﻪ
    ﺷﯿﺮﯾﻦِ ﭘﺸﺖِ ﺁﺟﺮﺍﯼ ﻣﻦ
    ﺗﯿﺸﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭ، ﺁﻏﻮﺷﻪ !

    کل ترانه عالی بود اما این دوبیت فوووووووووووووق العاده بود..عالللللللللی استاد…عالی بود…
    میخوام من یه بار استاد شم..
    موفق که هستید موفق تر باش استاد…!این یه دستوره…

    • دورد بر مصطفی عزیز…
      شما که همیشه به من و کارام لطف داری پسرم…
      از دستورتونم به یاری خدا اطاعت خواهم کرد!
      شما همیشه استادی آقا مصطفی…!

      • سلام مجدد استاد…
        سخت بود راست میگفتید اما با هر سختی ن به زیبایی شما اما چند بیتی گفتم..

        حرفی بزن با من
        ساکت نمون دیگه
        حرف جدایی رو
        چشمات بهم میگه

        تو خسته ای از من
        من اینو فهمیدم
        حق با منه اما
        حقُ به تو میدم

        هرچی که داشتم رو
        پایِ غمت دادم
        من بیش از اندازه
        بالُ پرت دادم

        حقِ من اینِ که
        اینجوری تحقیر شم
        ضربه ازت خوردم
        اما نشد سیر شم

        سخته برام اما
        اسون ازم رد شو
        توو راه خوشبختیم
        با رفتنت سد شو

        ای مظهر خوبی
        تو بدشدی یا من؟
        ساکت نمون دیگه
        حرفی بزن با من…!

        تو خسته ای از من
        من اینو فهمیدم
        حق با منه اما
        حقُ به تو میدم

        هر چی که داشتم رو
        پایِ چشات باختم
        من از تو این بت رو
        با خوبی هام ساختم…!

        منتظر نظرتون هستم…..

      • آفرین عزیزم، درود بر تو …خیلی خوب و منسجم موضوع رو راکد نگه داشتی!
        وزن رو به زووور “من” پا برجا نگه داشتی!
        کارِت از لحاظ فنی می شه گفت بی ایراد بود، اما آیا می شه گفت که دلی بود؟؟؟؟می شه گفت حرف تازه ای داشت؟این قصه رو نمی شه تو وزنای راحت تر دیگه روایت کرد؟الان حس می کنی اتفاق جدیدی افتاده؟
        مصطفی جان، رعایت وزن و قافیه به خودیِ خود هنر به حساب نمیاد! شما الان فقط یه مکالمه ی معمولی رو با یه نظم ترانه گونه نوشتی اما واقعا اتفاقی به نام ترانه رخ نداده…
        دلیل سخت بودن این وزن می دونی چیه؟ اینه که به شدددت سخت، می شه یه حرف تازه و تصویر نو توش گنجوند! دلیل این که گفتم دایره واژگان غنی می خواد این بود که ترانه سرای عزیز ما، اننننقد برای رعایت وزن از کلمه ی “من” استفاده نکنه!خیلی تلاش کردم یه تصویر از کارِت بگیرم اما فقط یه مکالمه بود…خلااااااقیت؟؟؟؟
        خیلی خوبه که دوس داری سخت ها رو امتحان کنی…اما علاوه بر امتحان، یه چیز جدید هم ارائه بده، هنر یعنی همین دیگه!
        من نتونستم، اما تو بِتون!!!

      • استاد دقیقا منتظر این نقد بودم..واسه همین پای ترانه خودت نوشتمش چون اگه خودم ۱ درصد ازش اطمینان داشتم منتشرش میکردم…
        اره..خیلی ترانه بی کیفیتی هست اما من فقط خواستم این این وزن رو امتحان کنم…فقط ۲۰ دقیقه از وقتمو واسش گذاشتم..راست میگید..اصلا خلاقیت نداره..واقعا باید دایره واژگان غنی باشه توو این وزن..و کلا این وزن وزنی هست برای اجرا…
        حواسمو به این سمت نگه میدارم..
        تا چند ماه دیگه حتما یه ترانه خوب ازم میخونید توو این وزن..
        مرسی استاد که خوب راهنماییم میکنی…
        موفق باشی

      • خواهش می کنم…
        اگه استاد خطابم نکنی خیلی خوشحالتر می شم مجتبی عزیز
        موفق باشیم پسر خوب.

      • عذر می خوام واقعا…
        مصطفی…

      • سلام…
        ن نمیشه که نگم…
        موفق باشید

  • در ترانه تون، بندهای جالب و نویی وجود داشت
    تعابیر قشنگی به صورت جداگانه دیدم
    اما جسارتا، من اصلا متوجه روایت و تصویرسازی کلی کار نشدم.
    اگه یه توضیحی از اول تا آخر روایت و همچنین شخصیت ها برام بدید ممنون میشم.
    موفق باشید.

    • درود بر شما جناب شریفی
      اینکه کارم رو خوندید باعث افتخاره
      توضیح بدم…؟
      عارضم خدمتتون که معشوق مدام برای وصال، سر راه عاشق مانع می ذاره و عاشق همچنان بر رسیدن به هدفش پافشاری می کنه…
      از اسم ترانه شروع می کنم: دیوار چین رو گور عمودی خطاب کردم که اشاره به کارگران دفن شده در دیوار چین هم داره پس واقعا یک گور عمودیه و در آخر ترانه می بینیم که عاشق در برابر این مانع به مرگ هم تن می ده پس توی ترانه هم به گور بودن این دیوار می رسیم.
      دیوار استعاره از مانع هست
      فرهاد استعاره از عاشقی که بر مانع غلبه می کنه و شیرین استعاره از یار هست
      دریچه ی باز استعاره از راه های وصل هست، پرچم صلح نمادی از شکست دادن دیوار یا همون موانع هست
      دیوار چین رو گور عمودی خطاب کردم که اشاره به کارگران دفن شده در دیوار چین هم داره پس واقعا یک گور عمودیه
      اگه ابهام دیگه ای هم وجود داره بگید که بازم توضیح بدم گرچه توضیح دادن نادرسته!

  • زیبا بود خانم آفرین

  • درود بانو چه ترانه زیبایی پر از تصاویر زیبا بود فقط جسارتا دیوار مین منظورتون رو نفهمیدم چیه و احساس کردم پیوستگی بین بندها خیلی نبود یعنی اگر بندی حذف بشه ترانه مشکلی پیدا نمیکنه و بعد اینکه خیلی از واژه دیوار استفاده کردی

  • سلام فاطمه گلی
    خوبم…خوبی؟
    اولای ترانت رو خیلی دوس نداشتم ولی هرچی جلو تر میرفتم بیشتر به دلم مینشست
    واقعا فوق العاده بود
    آفرین

  • سلام فاطمه عزیز
    یه کار زیبا با یه احساس عالی رو خوندم
    چندین بار کارت رو خوندم و هر دفعه بیشتر لذت بردم
    واقعا آفرین آفرین آفرین

  • سلام فاطمه ی عزیز
    خیلی ممنونم که به خوانش ترانه ی زیبات دعوتم کردی.
    باید بهت بگم احساس قابل احترام و ذهن خلاقی داری. من تصویرهایی که سعی کرده بودی بسازی و دوست داشتم فقط نکته ای که بنظرم اومد این بود که لازمه اون تصویر نهایی رو کمی بیشتر روتوش کنی تا برای مخاطب عام هم واضح تر بشه. شاید مایی که سر و کارمون مدام با ترانه و شعر و ایهام و آرایه س راحت بتونیم هر تصویر شاعرانه ای رو بگیریم اما این توانایی توی مخاطب عام کمتر وجود داره و خودت بهتر می دونی که مخاطب اصلی ترانه همین عامه ی مردم هستن و تو باید سعی کنی در عین پختگی قلمت، چهارچوب های ذهنی اون ها رو هم درنظر بگیری.
    و دیگه این که وزن ترانه که مستفعلن مستفعلن هستش بعضی جاها از ریتم خودش خارج می شد، مثلا تو این مصرع:
    “پرچمِ صلحمونو می بخشم”، کاملا به “فاعلاتن مفاعلن فع لن” تغییر کرده.
    مهم تر از همه ی این ها سعی کن حواست به انسجام ترانه ت باشه، پراکنده گویی بدترین ضربه ی ممکن رو می تونه به یه ترانه بزنه. سعی کن روایتی که در نظر داری و به همه چیز ارجح بدونی و اون و هیچ وقت فدای تصاویر شاعرانه ای که خودت حس می کنی دور از خط اصلی روایتت هستن نکنی. شاید گاهی اوقات بی رحمانه به نظر بیاد و حس کنی بند خیلی خوبی رو داری ندید می گیری اما یقین داشته باش به نتیجه ای که در انتها حاصل می شه می ارزه.
    موفق ببینمت. :-)

    • یه دنیاااااا ممنونم ازتون که کارمو خوندین خانم پورمحمد…واقعا منت گذاشتید و ممنونتونم…
      الان من واااقعا تو پوست خودم نمی گنجم!!!!
      در رابطه با وزن کاملا حق با شماست آخه من مصرع ها رو با گوش، میزون می کنم…!و از شما بی نهایت متشکرم که وقت گذاشتید و دقیق کارم رو خوندید…
      از همین جا ازتون خواهش می کنم بازم کارام رو بخونید و نقد کنید…خوااااهش می کنم ازتون…
      شما در قبال ترانه ی من مسئولید!! هم اکنون به نقد صحیح شما نیازمندیم!
      باز هم یک عالمه تشکر و سپاس بی پایان…

  • سلام خانم محاسن
    خواندم کاره زیباتون رو بعضی جاهاش یعنی کل ترانه برام دلنشین بود و خلاقیت خاصی تو ترانتون مشهود بود حتی اسم ترانه

    تبعیدیِ دیوار مین می شم
    از ترکشِ ترانه هام پیداس
    پرچمِ صلحمونو می بخشم
    به تک تک دریچه های باز
    اینو قسمتو من دوست داشتم اساسا مینو تو زمین میزارن نه تو دیوار
    دیوار مین تا حالا نشنیده بودم قافیه هاتون همه باز با پیداس ؟؟؟؟؟ نمیدونم قافیه آوایی هم میتونن باشن یا نه چون یکبار در یکی از ترانه هام در فرهنگ سرای ایثار به کار بردم و نقدم کردن و قافیه رو ایراد گرفتن ولی خوشحالم مثل من مفهوم و حرف دلتون رو قربانی قافیه نمیکنید
    دستات، آجری شده اما …منظورتون رو نفهمیدم دست خاکی میشه گچی میشه چرب میشه ولی آجری نمیشه

    واسه دریدنِ دلِ دیوار
    پنجره ی رو به جنونم کو؟
    آجر به آجر، مرگ روی مرگ
    واسه پریدن، آسمونم کو؟ خیلی زیبا بود عااااااااااالی بود واقعا همچنین مصرع آخرتون
    موفق باشید جسارتم رو ببخشید خواهره قهر کرده
    در پناه حق

    • تولدتون هم مبارک نمیدونم چنده اردیبهشت هستید فقط وظیفه دونستم تبریک بگم

    • سلام.خوبید؟ ممنونم ازتون جناب یاری گُل!
      خوشحالم از اینکه کارم مورد پسندتون بوده
      دستات آجری شده یعنی اینکه درسته این دیوارا کار توئه، همدست دیواری، نشون می دی که سنگدلی و…اصلا به معنی “آلوده شدن دست به چیزی” نیست اینجا، تبدیل “دست” به “آجر” هست!

      من قافیه رو تا جایی که دست و پامو نبنده براش احترام قائلم در غیر این صورت شرمندشم!
      بازم ازتون متشکرم…

      • تولدم ششم بود، مرسی که به یادم بودید. ایشالا روزیِ شما!

  • سلام و درود.
    اول اینکه کلیت کار خیلی خوب و منسجم بود مثل همیشه.
    کارتون منو یاد یکی از کارهای خودم به نام دیوار چین انداخت که یه جاش میگم

    ((میون روی ماهت تا زمینم، اگه حتی یه چین دیوار باشه
    مثل فرهاد می شم با یه تیشه، نمی زارم جدایی سهم ما شه))

    اما یه چیزیو باید توجه کرد که ما اینجا از ترانه صحبت میکنیم و خیلی وقتا زیادی تصاویر زیبا و هنرمندانه ساختن کارو از باور دور میکنه و مخاطب خاص پیدا میکنه.احساسم اینه کارتون بیشتر بار ادبی و شاعرانه گرفته و ترانگی گم شده بین کوچه پس کوچه های کلاف های شاعرانتون.

    اما دور از انصاف از زیبایی کار بگذریم که واقعا خوب نوشته شده بود. آفرین.

    هی کوووووه می کاری سر راهم
    انگیزه می دی که مصمم شم
    انگیزه می دی واسه جون کندن
    توووو راهِ تُو یه کوه محکم شم

    موفق باشید و برقرار.

  • سلام
    تا حالا پیش نیومده کاری ازتون بخونم که تحسین برانگیز نباشه…
    این دفعه هم مثل همیشه…
    دلشین،زیبا و بدیع…
    تبریک میگم…

  • سلام فاطمه عزیز
    ترانه فوق العاده ای بود آفرین
    پر از استعاره های زیبا و حرف برای گفتن
    ممنون که انقد متفاوت مینویسی

  • با عرض سلام و خسته نباشید خانم محاسن .
    از این ترانه ی بسیار زیبا لذت بردم , از ارتباط طولی بسیار زیبا هم .
    خیلی نکات بدیع و قشنگی داشت . کلا از “آجری شدن” خوشم اومد
    بابت این ترانه تبریک .

  • سلام
    خوندم

  • چندین بار کارو خوندم … از همون اول …حرفی نیست … تعریفم نیاز نداره …کار سرتاسر بدیعه ، در عین حال صحبت های بانو پور محمد قابل تامله مخصوصا واسه خود من …

  • سلام خانم محاسن
    ترانه ی خوبی ازتون خوندم، بسیار عالی
    در خصوص ترانه من لطفن نظرتون رو بگید
    ترانه اول و آخر نداره، اینجا هستم که نقد بشم.
    سپاس

  • سلام.
    فاطمه جان بازم یه ترانه ی قشنگ دیگه ازت خوندم…حتی قوی تر از ترانه های قبلی…بهت تبریک میگم…
    یه مصرعش، کاملا از وزن خارج شده بود…
    پرچم صلحمون و میبخشم.

    تو یه روز ترانه سرای خیلی بزرگی میشی…
    ما عکس بعضی از بچه های آکادمی رو یه روز روی جلد مجله ها خواهیم دید..
    موفق تر از همیشه باشی دوست من(گل)

    • سلاااااام نسیم جوووووونیییییی…اومدی بالأخره؟کلی منتظرت بودم دختر…
      خارج شده؟
      parchame solhemooono mibakhsham= tabeidie divare chin misham
      نسییییییم…من هرجور می خونمش وزنش میزونه :(((((
      نسیم گلی در حال حاضر بهترینِ این آکادمی از نظر من و مائده و فک کنم خیلیای دیگه شمایی خانوم…ایشالا با کمک شما اتفاقات خوبی واسه همه رقم خواهد خورد!

      • چه اشکال داره فاطمه جان؟ مهم اینه که یه روشی پیدا کنیم که این مصرع روان خونده بشه!
        والا من اصلا توو ترانه هام به وفاداری به وزن اعتقاد خاصی ندادم..مهم اینه که شکستن یا خروج از وزن، به روان بودن کار ضربه نزنه..،

        من؟! o_O
        والا من در مقابل خیلی از بچه های آکادمی از جمله خودت، هیچ حرفی برای گفتن ندارم….
        هیچ حرفی…
        مرسی از حسن نظرت:)

  • سلام احساس قشنگی بود و پرداخته شده بود
    موفق باشی

  • خیلی زیبا!لذت بردم.موفق باشی

  • این یکی خیلی بهتر از قبلی بود و جاهای خیلی خوبی داشت فقط تکرار بضی کلمه ها زیاد شده بود
    تشکر

  • تا آسمون دیوار می چینی
    از ارتفاعت عشق می باره!
    من از ترانه تیشه می سازم
    تنها سلاح تو یه دیواره!

    به دل نشست ممنونم

  • سلام خانوم محاسن. امیدوارم حالتون خوب باشه.
    کار به نسبت خوبی بود.
    خانم محاسن وقتی ما داریم یه کار وزن و قافیه دار مینویسیم باید وزن و قافیه رو خوب رعایت کنیم شما این کار رو کردین اما همون یه مورد بند دو هم انتظار میره بعد این همه کار که مینویسین توو کارتون نباشه.و تبعیدیه دیوار مین میشم جدیده درست اما خام و شاید خواستین همه چیز رو در این بند بهش نزدیک کنین اما از ذوق خواننده (من نوعی)دوره.تا آسمون دیوار میچینی با توجه به دیوار چین که در ابتدا اومده مصراع خوب شماست.بعد به نظر بنده (تنها سلاح تو یه دیواره) درسته ما توو زبان عامیانه دقیقا واسه کوچک دونستن دارایی های طرف مقابل از تنها +یه استفاده میکنیم(به عنوان مثال :تنها دارایی تو یه زمین بیشتر نیس که)اما به نظر من حشوه و دقیقاً مثل این و اون های بیخود در عباراتی مثل (این دل دیوونم، اون چشای تو)به کار بردنش وزن پر کردنه و کلمه ی (تنها) دقیقا یکدونه بودن رو تداعی میکنه و( یه) اضافه است و دقت در این امر و حذف حشو به صلابت زبان کمک میکنه.
    بند پنج واقعا خوبه و حس رو کاملا میده و ظرافت هایی هم داره(کاشتن و کندن و کوه شدن).
    تلمیحتون در بند شش ضربه ای نمیزنه و بلا استفاده مونده و نقشی بازی نمیکنه درسته در همون بند همه چی خوبه اما تلمیح استفاده شده فاقد برانگیختگی حس لذته، انگار همینجوری استفاده شده.
    اما بیت بعد با تیشه همدرد بودن(که اشاره ای به فرهادم میتونه داشته باشه)استفاده ی خوبیه.و یه جورایی این بیت جور بند قبلی رو میکشه که خوبه اما هر بند صلابت خودش رو داشته باشه و هم در جای خودش و هم در ارتباط با بندای دیگه حس بده و اتفاق داشته باشه خیلی مناسب تره.
    یه نکته دیگه کارتون کمی رنگ و بوی شعرای علیرضا آذر رو داره من نمیدونم که شما شعراشو خوندین یا دکلمه هاشو گوش دادین یا نه اگه گوش ندادین و اینطور نوشتین تا حدی اکی هس،اما اگه شنیدین مایه گرفتن از علیرضا آذر که شاعر موفقی مخصوصا در شعرهای (تومور ۱،۲،۳)بوده و شاعرانگی ها ی خوبی رو رقم زده،اتفاق خوبیه، اما باید حواسمون باشه شبیهش نشه چون اتفاق قشنگی نیس.من در مورد این کارتون صحبت میکنم چون رنگ و بو رو حس کردم،به عنوان برادر کوچیک خواستم یادآوری بکنم.
    موفق باشین و لطفاً به کار جدید من با اسم (قلب من) سر بزنید و نظرای ارزشمندتونو برام بنویسین.

    • متشکرم…خیلی خوشحالم که کارم اونقدری نظرتون رو جلب کرد که حاضر شدید براش وقت بذارید و نقدش کنید، بی نهایت سپاس…
      نه، تحت تأثیر علیرضا آذر نیستم…
      حتما…
      موفق باشیم.

  • سلام خانم محاسن:)
    دیر به دیر ظهور میکنید!
    موفق باشید(گل)

    • سلام عزیزم…
      نسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم؟؟؟؟؟!!!چرا منو جمع می بندی؟؟؟؟؟الان خوبه منم بهت بگم خانم بیرانوند؟!!!!
      :))

      • از وقتی این عکس و گذاشتی خیلی ازت حساب میبرم!

      • دوسش نداری؟ عوضش کنم؟؟؟؟؟؟

      • نه فاطمه جان.خیلی هم خوب.

      • در هر صورت من عوضش نمی کردم!!! :))))