اخم انفرادی

چند روزیِ حالم پریشونه،دارم به بغضِ خونه میبازم
هیچ حرفیُ جدی نمیگیرم،از تو یه دفتر شعر میسازم

تنها حضورِ اسمِ تو بسه،تا من به سالِ قبل برگردم
حل شم تو دستِ خاطراتمون،که بی تو هیچ کاری نمیکردم

حالا که حجمِ رفتنت اینجا،اکسیژنُ از من دریغ کرده
خودکار بیکم مستِ لجبازی،هر شعرمُ شبیه تیغ کرده

"دیوونگی پشت در خونه اس،
کافیِ که بهش خوش آمد گفت
راحت شدی وقتی که زنجیرم،
از من فقط اسم تو رُ می شنفت"

اینُ نمیگم تا دلت سرد شه،اما دیگه از زندگیم کندم
عادت شده انگار برام دیگه،دارم مثِ جنازه میگندم

قرصای خواب آور دیگه رو من،چند وقتیِ اثر نمیذارن
اونا شبیه من شدن دیگه،تا صبح کنارم گیج بیدارن

قانونِ من اینروزا لبخندُ،محکوم به اخمِ انفرادی کرد
بی مِهریُ برای قلب من،شبیه حسی خوب و عادی کرد

"دیوونگی پشت در خونه اس،
کافیِ که بهش خوش آمد گفت
راحت شدی وقتی که زنجیرم،
از من فقط اسم تو رُ می شنفت"

امید منتظری

۵۲۲
۱۶