سکانس عشق

"سکانس عشق"
این خونه با هرچی که توش ِمال تو
هیچی از اون روزا واسم باقی نذار
حرفای خوبم رو دیگه باور نکن
این دفه نقطه ضعفمو به روم نیار

اون شاه مغرور دیگه ترسی نداره
با این که میدونه داره مات میشه!
با این که میدونه توی سکانس عشق
تصویر سرد اون داره کات میشه!

لبخند تلخی روی صورت منه
گذشتم از هرچی که با تو داشتم
چشمامو بستم روی هرچی که نبود
چشماتو بستی روی هرچی داشتم

بی اعتمادم به روزایی که گذشت
میترسم از آینده ای که ساختم
دستم که از آغوش تو کوتاه شد
دنیامو به دستای سردت باختم!

من قلب مصنوعیتو باور میکنم
آغوش من اسیر خالی شدنه
از اسمی که روی تو هست دیگه نترس
این اسم چن ساله فقط، اسم منه!

اون شاه مغرور دیگه ترسی نداره
با این که میدونه داره مات میشه!
با این که میدونه توی سکانس عشق
تصویر سرد اون داره کات میشه!

'میلاد بانی'

۳۸۷
۶