"سربسته"

دو سال قبل از همین امروز تو ترمینال
برای آخرین دفعه تو رو دیدم
دو سال قبل از همین امروز جلو آینه
سرو کج کردمو از ته تراشیدم

بهم گفتی برو وقتی که برگشتی…
منم رفتم که با عشق تو برگردم
میخواستم مرد باشم وقت برگشتن
که اینطوری با حرفات بچه گی کردم

به وقت پادگان ساعت عقب می رفت
زمستون رفت و تو جلد بهار اومد
برای من فقط پاکت به پاکت درد
برای تو ولی باز خواستگار اومد

میخواستم مرد باشم وقت برگشتن
برای تو که تنها عشق من بودی
دو سال روزا رو میشمردم ولی آخر
یه وقتی مرد برگشتم که زن بودی

دو سال رفت و بازم اینجام،جلو آینه
تو فکرم دست تو چشمامو می بنده
یه بچه با خودش میگه تو برگشتی
ولی مردی که تو آینه س نمی خنده

۸۱۸
۴۴

  • درود مسیح جان خوش امدی به اکادمی

  • سلام اقا مسیح….
    اول بگم که من عاشق اسم مسیح هستم..
    دوم اینکه من این موضوع رو توو مسیج خونده بودم

    یه وقتی مرد برگشتم که زن بودی…

    اما هنر میخواد تبدیل به شعرش بکنی..
    ترانت خیلی خوب بود داداش…
    موفق باشی

  • راستی خوش اومدی به اکادمی…
    موفق باشی

  • سلام مسیح جان
    ترانه خوبی بود
    به آکادمی خوش اومدی
    به امید بهترین ها برای تو دوست خوب

  • سلام جناب صالحی
    به آکادمی خوش اومدید دوست گلم
    باید بگم که یه تازه وارده کار بلد داریم با این ترانه ای که ازتون خوندم یقین دارم یکی از ترانه سراهای خوبه آکادمی میشد یا حتی جایگاه بسیار خوبی تو موزیک ایران پیدا کردید
    از کارتون لذت بردم
    موفق باشید

    • سلام…ممنون،من ترانه سرایی رو با جلسات شعر و ترانه شروع کردم و مسلما کارایی که توی سایت میذارم اولین کارا و کارای بازنگری نشده ام نیستن،بیشتر هدفم دسترسی بهتر دیگران به کارام بود

      بازم ممنون از شما و لطفتون
      شما هم موفق باشید

      • خوشحال میشم به کارهای بنده هم مراجعه کنید

  • وااااای…خیلیییییییی عالییییی بوووووود…خیلیییییییییییییی دوس داشتم کارِتونو آقای صالحی…درووووود بر شماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    • ممنونم…نظر لطفتونه :)

      • چرا کارای منو نمی خونید جناب صالحی؟خوشتون میاد منم دیگه کاراتون نخونم؟؟؟؟نه واقعا خوشتون میاد؟؟؟؟؟؟؟ :(((((

      • والا کارا رو میخونم ولی متاسفانه با توجه به سختگیری که توی جلسات شعر و ترانه به ذهنم تزریق شده نمیتونم به راحتی از هر ترانه ای لذت ببرم و به این خاطر که با موبایل وارد سایت میشم یه مقدار نقد کارها هم مشکله و مسئله دیگه اینکه واقعا زمان بره ولی در مورد خوندن کارای بقیه گذری میخونم

      • خیلی سربسته با یه ترانه اوج تجربه و مهارتتونو نشون دادید مسیح جان. دوس دارم باهاتون در ارتباط باشم.البته اگه امکانش هست ۰۹۳۳۹۰۵۱۹۹۵

      • ممنون…با کمال میل

      • حداقل اعلام کنید که کار رو خوندید.

      • چشم…سعیمو میکنم :)

  • نوع روایتتون برام جالب بود
    واژه های جالبی رو به کار بردید تا مصرع سازی خوبی و در نهایت روایت خوبی رو خلق بکنید.
    این قسمت کارتون رو دوست داشتم:
    یه وقتی مرد برگشتم که زن بودی

    توی بند آخر ، اشاره به کلمه “بچه” آیا اشاره به کودک درون و همون رویاپردازی هایی که
    در درونمون تصور میکنیم هست؟
    و در خط بعدی کلمه “مرد” نماد و اشاره به واقع بینی و حقیقت تلخ هست؟
    اگه یه توضیحی بدید ممنون میشم.

    موفق باشید.

    • اول از اینکه وقت گذاشتید و ترانه رو با دقت خوندید تشکر میکنم

      در مورد بند آخر کار هر تصوری که نسبت بهش دارید میتونه درست باشه نظر ترانه بعد از ارائه اثر اهمیت چندانی نداره و مخاطب همه کاره س

      ممنون از شما

  • سلام مسیح جان.
    به آکادمی خوش اومدی.
    کارتو خیلی دوس داشتم. عالب بود.
    موفق باشی دوست من.

  • سلام بسیار زیبا بود
    ناخودآگاه منو یاد ترانه ده سال حسین غیاثی انداخت
    موفق باشید

    • به پیمان قاسم خانی گفتن ایده ی مارمولکی از “ما فرشته نیستیم” گرفتی،جواب داد من اون فیلمو ندیدم :)) الان منم باید بگم من اون ترانه رو نخوندم ولی سطر “دو سال قبل از همین امروز…” از فرم “ده سال بعد حال این روزام” گرفته شده…ممنون از دقتتون

  • عالی بود
    آفرین آفرین آفرین

  • سلام خوش اومدین به اکادمی

    خیلی قشنگ توصیف کردین و بی وفایی بعضی از دخترا رو رسوندین افرین

  • سلام خیلی زیبا بود…فقط حیف تو این مصراع یکم گیر داره (البته به نظر من) اگه اصلاح بشه واقعا عالیه
    که اینطوری با حرفات بچه گی کردم

  • سلام خوش اومدی
    جالب بود

  • سلام موفق باشی یه کم فقط مصرع اول با بقیه یه جور بنظر من ترکیبش متفاوته البته شاید قصد و عمد و نظر شما بوده که متفاوت باشه
    موفق باشی

    • ممنون متوجه نمیشم بیشتر توضیح بدید لطفا

      • ریتم خوندن و لغات و فضاش جدا از شعرت داره حتی یه جور مستقل
        بعدم شما به طور شدید و افراطی از کلمات ربط استفاده میکنید منم اینطور میشد که یکی از اساتیدم گفت این یه ضعف بزرگه و ترانه های جدید و مدرن این چیزرو حذف کردن نمونش یغما و بمانی

      • ممنون بابت توضیح

        اصن مگه میشه یه ترانه ۱۲ هجایی حرف ربط نداشته باشه؟…درسته یغما گلرویی توی یه کاری مث “خسته شدم” و “بی سرزمین تر از باد” که وزن کوتاه داره مسلمه احتیاجی به حروف و کلمات ربط نداره،ولی توی کاری مث “رانندگی در مستی” میبینیم اول کار میگه “من یه گلایلم (که) تو این سرزمین شوم…راهم (به) سنگ قبر (و) گرانیت میرسه”

      • منم نمیگم حذف کنید متوجه هستم اما کم و کم استفاده میکنه یغما که جدیدا اینو کمتر کرده من شعرای جدیدش را توی اینستگرام میخونم خیلی تکیه گاهش روی لغاتش تغییر کرده

      • اگه میشه یه نمونه موفق از کارای جدیدش مثال بزنید…ممنون میشم

      • نیازی به مثال نیست شما مطالعه کنید و دنبالش باشید پیدا کنید چون سایتش هست و پیچ اینستا گرام ایشون…. تازه موضوع شعرتون کلیشه ای هستش و تکرار مکررات

      • ممنون از شما

  • ایشالا منم یه روز یه ترانه با محوریت سرباز و سربازی بتونم بگم البته با این خوشگلی ای که تو از پسش بر اومدی
    جلسه ی افشین یداللهی و مهدی ایوبی…
    راستی ریشاتم خوبه ها!

  • بازم سلام
    بسیار عالی :) اجتماعی سرودن جرات میخواد …
    میشد کار کوتاه تر باشه البته این نظر شخصیمه چون حوضه ی این اجتماع به دو نفر ختم میشه
    تکرار میخواستم مرد باشم رو نپسندیدم ، تکرار باهدف اگر درست اجرا نشه از ضربه ی آخر میکاهه ، بنظرم اگه مردی در کار نبود تا بیت یکی مونده به آخر زن بودن ضربه ی محکم تری میشد …
    شاعر نباید هیچ جای شعر اسیر هیجان بشه …؛ کشف خواستگار دلت رو چنگ انداخته . لزومی نداشت تو قافیه استفاده بشه که بعدش مجبور شی از بهار استفاده کنی :
    ۱ – من با این ” واوِ عطفِ غیرمفلوظِ مضموم :) ” مشکل دارم ، یا باید میشد “زمستون رفت و تو جلد بهار برگشت” یا واو و رفت حذف بشه با همین ترکیب ” زمستون تو جلد بهار اومد
    برای من فقط پاکت به پاکت درد
    برای تو ولی باز خواستگار اومد”
    ۲ – ترکیب معنایی نباید بلنگه ، وقتی ساعت عقب عقب بره و ساز مخالف بزنه پس بهار میره تو جلد زمستون و ساز مخالف میزنه با تقویم …
    ۳ – رجعت به ابیات لازمه که انسجام کار بیشتر شه ، وقتی چندین بار از دو سال بهره کشیدی سه ماه چیزی نیست ( اختلاف زمستون و بهار )

    نمیگم ضعف تالیفه ولی هیجان عجولت کرده تو این بیت

    توصیه ۱ : از تکرار بی هدف کم کن ؛ دوسال ، مرد شدن ، میخواستم ، برای ، …
    توصیه ۲ : بد نیست به اوزانی که با هجای بلند شروع میشن بیشتر رنگ بدی

    منم یاد غیاثی و امید روزبه افتادم

    من معمولا رو کارا نظر نمیدم مگر اینکه با معیارام مطابق باشه چون منم انقد نقد کردم و نقد شدم تو این جلسه ها دیگه لذت نمیبرم از ترانه خوندن مگر یکی مثل تو انگولکم کنه :) آفرین
    ببخش اگه مطابق معیارام بودی :)
    البته زیاد تر نقد داشتما ولی سخت گیرانه بود ، بیخیال

    موفق و پیروز باشی :)

    • ممنون از شما…با تکراری که توی کار هست خودمم مشکل دارم و سعی میکنم با بازنگری کمترش کنم…

      اون “ده سال” حسین غیاثی ام بهش اشاره شد توی کامنتا…

      طبق اصول جلسه ای و پایبندی به اصول رولان بارتی توضیح جایز نیست پس ممنون از لطفتون و وقتی که گذاشتید :)