من تا ابد اینم…

به نام او که در این نزدیکیست
ببین دیوونه یعنی من
که هرباری زمین خوردم
یه شهرُ سینه خیزرفتم
تا رو میناش(مین ها) جاموندم

ببین عاقل شدن خوبه
ولی من تا ابد اینم
منُ پَس می زنین اما
خدامُ خوب می بینم

نه من میتونم این باشم
که دنیارو خودم تنها
ببینم،با همه بد شم
بشینم روی ساحل ها
***
جهان من هنوزم "قیصراش"بیدارِ بیدارن
"گوزنا هم" با درداشون دارن روزامو میشمارن
همه روزای بی رنگو میگم میره می گم میره
یه عمره شمع می بافم و انگشتام جایِ "میله"
جایِ "بدرودِ" این روزا هنوزم "یا علی(ع)" میگم
تهِ این چاهِ بی فردا یه وقتا با "علی" میگم:
چقَد جالب شده دنیا چقَد پیغمبر آوردن
تا ده "فاطما" رو میبینن، "نمازم" قرصشو خوردن
چقَد فکرای روشن هست،که نورا خش خش سینه
زوال شهرهامون رو،از "آخونداش" میبینه
نه جان من!حواست نیست،همه اون مکتبا مُردن
"دادائیسما"شدن برنامه ریزُ پایه ی فردامونو خوردن
تو باغی خالیِ خالی دارن "پردیس" می کارن؟
نه جانم قصه ی "نی"هاست مارو تو خونه ی اعراب می ذارن….

۲۸۰
۲