ریتم زندگی

ذل میزنم به دفترم
یه سطر تازه یه شروع
دنبال یک بهونه ام
یه عاشقانه یه طلوع

هر واژه ای یه اتفاق
یه حس تازه یه نفس
آغاز ِ ریتم زندگی
رهایی ِ من از قفس

خستم از این بی تابی یا
از هرچی دلتنگی بَد
تُو فکر یک تولدم
یه حجم دردم پشت ِ سَد

تُو انتظار شهری که
به انتظار من نشست
سفر از این دقایقی
که ثانیه ش سالا گذشت

تُو غربت تنهایی یام
از آدما پیدا نشد
فقط خدا با من نشست
تا بی کسی رسوا نشد

فقط خدا شاهد این
غربت بی بهانه شد
تُوی دلم نور امید
دوباره باز ترانه شد

۳۲۳
۲