بچه ساله

بچه ساله یه دانش آمــــــــــــوزه
توو سرش فکر درس داره هنوز
پای سفره نشستـــــــــــه حیرونه
قلبش آشوبه ترس داره هنـــــوز

لختو عریون به زندگیـــش اومده
سر نوشتی غریب و نا معلــــــوم
توی هـــر لحظَش طعمی از فقرو
آینده ای تاریـــکو نا مفهـــــــــوم

از پدر انتظـــــــار یـــــاری نیــس
اون خودش نا گزیـرِ اجبـــــــــاره
اول صب(ح) که چش باز میکــنه
صدائی که می شنــوه اخبــــــــاره

خبر از گرونــی، دربــــــــــــــدری
غارت شهـــــری به دست دشمــن
خبر نابـــــــــــــــــودی گل هـــا در
جاده های سیـــاه اهریمــــــــــــــن

روزگارش همش پـــــــــر از دردو
فریــــادی داره بی صـــــدا مونده
دلواپســــی معلومه تووچهـــــرش
هـرکسـی غم روتوو نگاش خونده

خستگــی توو چشـای اون پیـداس
صـدای بغضشــــم نفس گیـــــــــره
ولی با سیلی سرخه رخســــــارش
سرنوشتش محکــــومه تقدیــــــره

زخم خنجــــر داره روز و شبــــش
مـرهمش هم تباهیـــو مرگـــــــــــه
زندگیش سختـه مــــث وقتـــــی که
وایسـادن بی چتـــر، زیـــر تگـرگه

بچــه می بینه زجــر پــــــــــــدرو
زانــوی غمرو بغـــل میگیــــــــــره
می ره تو فکر و با خودش میگـــه
بابا این طـــور از غصه می میـــره

بچه سالـــه یه دانش آمــــــــــــوز
توی رویاش نشستــه حیرونــــــــه
میگـه ای کاش برســـه روزی کــه
فقر و بد بختی گم شــه از خونــــه

اصولا من ترانه های عاشقانه رو بیشتر دوست دارم و دلم می خواد فقط عاشقانه بنویسم اما گفتم این بارترانه ای بذارم که از نظر برادرنم جناب آقای حامد حسینی و آقای یاسر قاسمی , آقای محسن یاران یه ترانه ی متفاوت باشه البته این ترانه رو به تازگی ننوشتم امیدوارم که تغییر جوی در ترانه هام باشه و مورد پسندتون واقع بشه با تشکر از همراهی دوستان خوبم که در راه پیشرفت من تلاش بی حد خودشونو کردن و همیشه واقعا من مدیونشون هستم و امیدوارم که بتونم یه روزی واسشون جبران کنم این همه محبتو

۹۶۰
۷۴

  • شما چه شاد بنویسین چه غمگین،قلمتون به دل میشینه….من که عاشق این ترانه های غمگینم @};- @};- @};-
    لایک شد @};- @};- @};- امیدوارم هیچ پدری جلوی فرزندش کمر خم نکن زیر بار سختیا :-( @};-

    • سلام آقای صنعتی ممنون از حضور همیشگیتون پای ترانم واقعا این نظر لطفتونه که به نظرتون ترانه هام به دلتون می شینه و واقعا از این بابت احساس خوبی دارم و به قول شما امیدوارم که “هیچ پدری واقعا جلوی فرزندانش کمر خم نکنه” ممنون از آرزوی قشنگتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • ایشالا =D> @};- @};- @};- @};-
      منم لایک :”> :”>

      • سلام ممنون از حضورتون آقای ذبیحی و تشکر بابت لایکتون @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام گلم این همه ابتکار واقعا تحسین برانگیزه احساس خوبی داره ترانه ت واقعا عزیز دلم لایک تقدیمت @};-

  • درود نسترن عزیز
    دغدغه ای که توی این کار به چشم میخورد زیبا و قابل درک بیان شده بود
    اما وزن کار دستم نیومد با اینکه چن بار خوندمش
    در کل کار خوبی بود و به شجاعتت برای تغییر کارات تبریک میگم @};-

    • سلام آقای مقدم ممنون از حضور همیشگیتون پای ترانه هام واقعا لطف کردیم وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و خوشحالم که به نظرتون این دغدغه ای که در ترانه هست زیبا به چشم می خوره
      و اما در مورد وزن ترانم واقعا نمی دونم به چه شکل توضیح بدم در موردش فقط می تونم بگم یه کمی مثل این ترانه های رپ خونده میشه چون من خودم به همون شکل این ترانه رو می خونم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم وحیدی عزیز
    اول از همه دوست دارم تعریفتونو از ترانه ی عاشقونه بدونم و به نظرتون این ترانه چرا عاشقاونه نیست
    فضای کار دارای دوگانگی زبانیه، مثلا: سرنوشتش محکــــومه تقدیــــــره،خبر نابـــــــــــــــــودی گل هـــا در
    جاده های سیـــاه اهریمــــــــــــــن،رخســــــارش و… ردی از ترانه های قبلیتونو داره
    اما :بچه سالـــه،خبر از گرونــی، دربــــــــــــــدری،سیلی سرخه ،زانــوی غمرو بغـــل میگیــــــــــره خیلی خوبه و یه گام به جلوئه
    کاش بتونین فضای اولو تو کاراتون کم رنگ تر کنین و بیشتر به فضای زبانی دومی توجه کنین چون کارتونو از نظر زبانی به روزتر میکنه و نکته ی + کاراتون خواهد شد
    نکته ی بعدی که دوست داشتم بگم اینه که کسی با عاشقانه نوشتن و یا اجتماعی نوشتن مشکل نداره، فقط سعی کنید هرجوری که مینویسین به زبان خودتون بنویسین مثلا من امروزه تو ترانه هام نمیتونم از حریر دریا یا شکسته ساق یاسمن استفاده کنم چون این نوع زبان برای ترانه ی امروزی منسوخه و کاربرد نداره مثلا ما دیگه نمیگیم”رخسار”، تو صحبت عامیانه میگیم”صورت”
    به نظرم کار یه قدم به جلو بود هر چند اشکال قافیه ای(اجبار و اخبار) و جابه جایی ارکان داره و رسم الخط درستی تو چند جا نداره و با عجله سروده شده
    به نظرم کار بعدیتونو فقط به زبان عامیانه ی خودتون بگین و مطمئنم کار خوبی از آب در میاد
    آرزوی موفقیت میکنم و ترانه تونو هم چون پیشرفت خوبی داشتین لایک میکنم @};-

    • سلامآقای قاسمی ممنون از حضورتون پای ترانم در مورد اینکه می فرمائین فضای کار اول مثل جاده های سیاه اهریمن رخسارش و خبر نابودی گل ها یکمی مثل کار های قبلیه موافق نیستم ولی در مورد دوگانگی زبان موافقم چون خودم وقتی رخسار رو می نوشتم متوجه این موضوع شدم و الان یه جایگزین تو ذهنم اومد برای اون قسمت و در مورد فضای کار اجتماعی اتفاقا دوست دارم در فضای اجتماعی هم بنویسم ولی باید در این زمینه مطالعم بالا برم که فعلا مقدور نیست و در مورد اجباره و اخباره من احساسی در مورد اینکه این دو کلمه هم قافیه نیستن رو نداشتم باید در این مورد تحقیق کنم خودم احساس کردم که قافیه ی درستیه @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      و در مورد لایکتون ممنون از اینکه این ترانه رو لایک کردین .پس هیچی دیگه شما نا گزیر اجبارین که برید و ترانه های قبلیمو هم لایک کنین پس زود باشین ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;))

  • خستگــی توو چشـای اون پیـداس
    صـدای بغضشــــم نفس گیـــــــــره
    ولی با سیلی سرخه رخســــــارش
    سرنوشتش محکــــومه تقدیــــــره

    کار زیبا اما تلخی بود
    رخسار تو ترانه به کار نمیره
    ولی خب برای پر کردن وزن میشه ازش استفاده کرد ;)) ;))

    منتظر کارای خوب بعدی هستیم
    @};- @};- @};- =D> =D>

    • سلام آقای قاسمی ممنون از حضورتون پای ترانه هام و خوشحالبم که از این بند خوشتون اومده و امات در مورد رخسار واقعیتش وقتی می نوشتم حس کردم که از زبان ترانه به دوره ولی برای اینکهخ وزن درست باشه به هر حال نوشتم ولی در حین جواب دادن به کامنت ها یه جایگزین براش تو ذهنم اومد که به این شکله ” ولی با سیلی صورتش سرخو” که رخسار به این شکل حذف میشه
      به هر حال واقعا لطف فرمودین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • ترانه های عاشقانه رو دوست دارم. شما محکوم به اجتماعی نوشتن نیستید. سعی کنید چیزی رو که دوست دارید بنویسید، خودتون رو بیارید روی کاغذ نه اندیشه ی دیگران رو… شما عاشقانه دوست دارید. پس عاشقانه بنویسید. آینده ی خودتون رو بخاطر چند سلیقه ی شخصی به خطر نیاندازید لطفاً… حتی اگه یکی از اون اشخاص خودِ من باشم. شما تا وقتی که دغدغه ای جز عشق نداشته باشین نمیتونین از چیز دیگه ای بنویسین و مطمئناً اگر چیزی بنویسید خوب از آب در نمیاد. من عاشقانه های شما رو دوست داشتم.

    • سلام آقای شیخی ممنون از حضورتون پای ترانم در مورد محکوم بودن به ترانه های اجتماعی باهاتون موافقم چون واقعا مطالعه ای در زمینه ی مسائل سیاسی و اجتماعی ندارم و این لازمش اینکه مطالعاتمو در این زمینه بالا ببرم و خوشحالم که ترانه های عاشقانه ی من رو می پسندین واقعا نظر لطفتونه
      @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • درود بانو نسترن من خیلی نقد بلد نیستم اما چند تا نکته کلی خدمتتون عرض میکنم
    ۱- پرداختن به مسایل سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و فلسفی نیازمند بینش و مطالعه توو اون زمینه اس و باید ریشه ها و پیامدهای اون موضوع رو خوب اشراف داشت بهش خیلی سخته وارد این حیطه شدو ساده ازش گذشت شما میتونید در لوای ترانه های عاشقانه گریزی هم به مسایل اجتماعی بزنید کاری که تو اثار خیلی از بزرگان هم هست اما اگه بخوایم شعر سیاسی بگیم مثلا مثل کسرایی و یا شعر اجتماعی سیاسی مثه شاملو یا فلسفی مثه سپهری نیازمند یک بینش قوی هست که بتونیم تصویر سازی کنیم
    ۲- ترانه تون خیلی اشفته اس دوگانگی زبان خیلی داره برخی واژه ها قشنگ نیست بچه سال خیلی نا مانوسه یا رخسار
    گرونی و نابودی گل هیچ ارتباطی ندارن بهم و یا تو یک مصرع لخت و عریون هردو یه معنی میده یا تقدیر و سرنوشت توو یک مصرع
    شعر باید از احساس بیرون بیاد نه از اجبار به نظرم توو عاشقانه خیلی موفق ترید جسارت منو ببخشید بانو @};- @};- @};- @};- @};-

    • سلام آقای سکوت ممنون از حضور همیشگیتون پای ترانم بله در مورد اینکه فرمودین که نوشتن در زمینه ی مسائل اجتماعی و سیاسی لازمش مطالعه ی زیاده باهاتون صد در صد موفقم و در مورد رخسار هم تغییر دادم اون مصرع رو ولی در مورد اینکه فرمودین گرونی و نابدی گل ها با هم ارتباط ندارن باهاتون موافق نیستم ولی در مورد لخت و عریون موافقم چون بعد از گذاشتن تو سایت گفتم ای کاش می نوشتم لختو معصوم ولی سرنوشتش محکومه تقدیر رو موافق نیستم ولی اینکه فرمودین که شعر باید از احساس بیرون بیاد موافقم چون این ترانه رو هم با احساس نوشتم و اگه کمنظورتون اینکه که احساسی توش وجود نداره باید بگم که من به این شکل فکر نمی کنم :-( :-( دیگه از این جسارتا نکنین :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم سورمه ی عزی
    اینکه یه موضوع جدید رو دستمایه ی کارتون قرار دادید خیلی خوبه
    اما وزن کار یک دست نبود که احتمالن روی این وزن کار زیاد ننوشتین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • سلام آقای عباسی ممنون از حضور همیشگیتون پای ترانم نوشتن در موضوعات اجتماعی واقعا سخته و این کار فقط از افرادی مثل شما آقای بهبهانی و ….بر میاد اینو واقعا میگم چون واقعا شما ترانه سرائی هستین که خیلی راحت با کلمات می تونین احساس درونیتونو بیان کنین در مورد وزن واقعا نمی دونم چی بگم چون وزن رو نمی شناسم و فقط با توجه به ملودی خاصی که ذهنم بود این ترانه رو نوشتم و واقعا دلم می خواد یاد بگیرم نوشتن روی وزن های عروضی رو یاد بگیرم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم وحیدی گرامی.و معلم نمونه.
    زیبا بود موضوعتون و دغدغه ی ذهنیتون.موفق بمانید

    • سلام آقای تلیکانی تشکر بابت حضورتون پای ترانم ممنون از اینکه منو معلمی نمونه خطاب فرمودین نمی دونم چرا این عنوان رو بهم دادین ولی واقعا این نظر لطف بیدریغ شما رو میرسونه و خوشحالم که به نظرتون این ترانه زیبا اومده امیدوارم که شما هم همیشه و همیشه تو زندگیتون شاد و موفق باشین @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • برای اینکه معلمی هستید که داشن آموز و زندگیش دغدغه ی ذهن شما شده

  • سلام نسترن جان
    ترانه زیبایى بود اما من عاشقانهاتو بیشتر دوست دارم @};- @};- @};-
    این ترانتم خوب بود فقط حس میکنم به خاطر پرداختن به موضوع وزن از دستت خارج شده @};-

    • سلام مهشاد عزیزم همراه همیشگی من و ترانه هام واقعا لطف کردی وقت گذاشتی و ترانه ی منو خوندی در مورد نوشتن تو این سبک واقعا وزنی هست که توی اون کار نکردم ولی در مورد اینکه میگین از وزن خارج شدم ای کاش می گفتین کجا از وزن خارج شدم اگه اینجا هم نمی تونی بگی خوشحال میشم تو وایبر برام عنوان کنی عزیز دلم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام. @};- @};- @};-
    اول باید تشککر کنم بابت این که نظر من اینقدر واستون مهم بوده و واقعا منو شرمنده کردین که خواسته منو برآورده کنین.
    بعدش باید بگم هر خوبی و محبوبیت و یا احساس زیبایی که از من و سایر دوستان دریافت کردین فقط و فقط به خاطر حس خوبی بوده که خودتون به ما منتقل کردین و مبداء و منشاء این خوبیها خودتون بودین وحالا به سمت خودتون انعکاس پیدا کرده.پس منو بیشتر از این شرمنده نکنید . من کار خاصی نکردم که شما جبران کنین و این نشانه تواضع شماست.
    و اما در مورد ترانه
    به نظر من تجربه جدید و خیلی خوبیه.برای این که دوباره دوستان بهم اتهام خودشیرینی نزنن ;)) توضیح بدم که خیلی خوبه.ولی نه به این معنی که بی نقصه.با توجه به توانایی و احساس بی کرانه شما میتونه در آینده بهتر از این هم باشه.
    و در پایان میخواستم بگم نظر منتقدین خیلی مهم و محترمه و برای پیشرفت لازمه ولی یه نظر من نباید برای جلب رضایت منتقدین سبک هنری تون رو تغییر بدین و دست به خلق اثری بزنین که زیاد دوسش ندارین و تو حیطه ای کار کنین که دغدغه الان شما نیست.
    پُر حرفیه منو به بزرگواریتون ببخشید. @};-
    ایندفه دیگه لایک یادم نرفت ;))

    • سلام آقای یاران ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین در مورد تعاریفتون واقعا خودم رو مستحق این همه تعریف نمی دونم امیدوارم که این ترانه شروعی باشه برای نوشتن ترانه های اجتماعی بعدی راستی تشکر بابت لایکتون باید برید ببینید کدوم ترانمو لایک نکردین و لایک کنین ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;))

  • سلام نسترن جون…. کار متفاوتت رو خوندم و میشه گفت با توجه به اینکه اولین باره که تو این حیطه ترانه میگی خیلی عالی شده…. ولی خو من ترانه های عشقولانه تو بیشتر میپسندم… :-x
    یعنی فکر میکنم قلمت تو عاشقانه گفتن توانمند تره :-x @};- @};-
    هرچند با استعدادی که از شما سراغ دارم، پتانسیل قلم زدن تو موضوعات دیگر رو هم دارید و بخوبی میتونید از پس موضوعات دیگه هم بربیان…. :-)
    لایک تقدیمت و موفق تر ببینمت عزیزم @};- @};- @};-

    • سلام مریم عزیزم واقعا لطف کردی وقت گذاشتی و ترانه ی منو خوندی و خوشحالم که به نظرت این ترانه عالی شده واقعا همیشه و همیشه به من و ترانه هام لطف داری گل نازم و تشکر بابت لایکتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • نسترن جان شعر قشنگی بود دستت درد نکنه ولی عاشقانه هاتو بیشتر دوس داشتم عزیزم :-x :-x :-x @};- @};- @};-

    • سلام ناهید عزیزم واقعا لطف کردی وقت گذاشتی و ترانه ی منو خوندی گلم خوشحالم که از ترانه های عاشقانه ی من مورد پسندته عزیز دلم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • بچه ساله یه دانش آمــــــــــــوزه
    توو سرش فکر درس داره هنوز
    پای سفره نشستـــــــــــه حیرونه
    قلبش آشوبه ترس داره هنـــــوز

    بند اول ترانه تون ، بیت دوم بدون پیش زمینه ذهنی وارد سفره و ترس شدین و خوب نبود.

    لختو عریون به زندگیـــش اومده
    سر نوشتی غریب و نا معلــــــوم

    “””توی هـــر لحظَش طعمی از فقرو
    آینده ای تاریـــکو نا مفهـــــــــوم”””

    در این بند و بیت دومش دو بار از وزن خارج می شین.

    از پدر انتظـــــــار یـــــاری نیــس
    اون خودش نا گزیـرِ اجبـــــــــاره
    اول صب(ح) که چش باز میکــنه
    “””صدائی که می شنــوه اخبــــــــاره”””

    در این بندم در مصراع آخر از وزن خارج شدین
    در مورد قافیه کردن اجبار و اخبار / قافیه دچار عیب اقوا است.
    یعنی یکسانی مصوت های کوتاه ” حذو ” رو رعایت نکردین
    اجبار : ejbar
    اخبار : akhbar

    e و a مورد نظر ماست و زمانی این مصوت ها یکسان می شن که اخبار رو ekhbar تلفظ کنیم.

    خبر از گرونــی، دربــــــــــــــدری
    “”غارت شهـــــری به دست دشمــن”
    خبر نابـــــــــــــــــودی گل هـــا در
    جاده های سیـــاه اهریمــــــــــــــن

    خروج از وزنا رو به حساب کم تجربگی تون گذاشتماا

    روزگارش همش پـــــــــر از دردو
    “”فریــــادی داره بی صـــــدا مونده”” ضعف تالیف / چرا دقت نمی کنین !!
    دلواپســــی معلومه تووچهـــــرش/// تغیر کامل وزن
    هـرکسـی غم روتوو نگاش خونده

    خستگــی توو چشـای اون پیـداس
    صـدای بغضشــــم نفس گیـــــــــره
    ولی با سیلی سرخه رخســــــارش /// رخسار /// دوگانگی زبان
    “””سرنوشتش محکــــومه تقدیــــــره “””

    زخم خنجــــر داره روز و شبــــش
    مـرهمش هم تباهیـــو مرگـــــــــــه / تباهی و مرگ // در نوشتار دقت کنید @};-
    زندگیش سختـه مــــث وقتـــــی که
    //وایسـادن بی چتـــر، زیـــر تگـرگه // اینم ایراد دستوری و ضعف تالیف داره البته با توجه به مصراع قبلش

    بچــه می بینه زجــر پــــــــــــدرو
    زانــوی “”غمرو””” بغـــل میگیــــــــــره / نوشتار محاوره صحیح / غم رو / یا غمو
    می ره تو فکر و با خودش میگـــه // می گه
    بابا این طـــور از غصه می میـــره

    خوبه که سراغ ترانه اجتماعی رفتین و خوبم نوشتین اما هنوز باید با نوشتن تمرین کنید و ادامه بدید .
    بارها بهتون گفتم کوتاه تر و مفید تر اما گوش نمی دین …
    موفق باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • سلام آقای شمس ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا این نقد برای من بسیار ارزشمنده که تو هر قسمت ایرادت ترانه رو بهم گوش زد کردین دلم می خواد هر کسی نقد می کنه با علت دلیل نقدشو توضیح بده و من به هیچ وجه از این بابت ناراحت نمیشم در مورد کوتاه نوشتن چشم سعی خواهم کرد که کوتاه بنویسم
      @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • سلام آقای شمس. در مورد قافیه که فرمودید یه سوال داشتم. مثلا تو بیت اول شاهنامه خرد با نگذرد قافیه شده. در حالیکه قبل از رد مصوت یکسانی وجود نداره.به نظرتون اونجا هم قافیه خرد با نگذرد صحیح نیست؟ @};-

      • انیس جان سلام عزیزم می دونید من متوجه شدم منظور آقای شمس از اینکه گفتن اخبار و اجبار نمی تونن قافیه بشه چیه دلیلش اینه که اجبار و اخبار از ریشه ی خبر و جبر گرفته شده و جبر و خبر نمی تونن با هم قافیه باشن بنابراین قافیه نا سالمه در ضمن اونجا که نوشتین خرد و نگذرد با هم قافیه هستن یا نه این دو با هم قافیه هستن و مشکلی نیست البته ببخشید که من جواب دادم به جای آقای شمس و در ضمن دوست داشتم انیس جان نظرتو در مورد ترانم می دونستم عزیزم البته با توجه به نقد دوستان یه تغییراتی تو ترانم دادم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • سلام نسترن خانم عزیز.منظور آقای شمس چیز دیگه ای بود عزیزم. ایشون و آقای قاسمی به اشتباه فکر کردن که قافیه شما اشکال اقوا داره در حالیکه تعریف اشکال اقوا این هست” : یکی نبودن مصوت هجای قافیه در شرایطی که روی ، صامت ساکن باشد. .توی اخبار و اجبار حروف قافیه هم صامت دارن هم مصوت. اگه بخواید این دو کلمه رو اشتباه بدونید مجبورید قافیه بیت اول شاهنامه رو هم اشتباه بدونید در حالیکه اشتباه نیست. این متن رو بخونید متوجه مثال هایی از اشکال اقوا میشید:
        مانند “نِوِشت” با ” دُرُشت” برای مثال این بیت از شاهنامه:
        چو او رسمهای پدر درنوشت
        ابا موبدان و ردان شد درشت
        نمونه های دیگر از این ناسازی قافیه را می توانیم در این بیتها ببینیم:
        چو بشنید گشتاسب غمگین برفت
        ره ساربانان قیصر گرفت
        ***
        هزینه چنان کن که بایدت کرد
        نباید فشاند ونیاید فشرد
        ***
        هرآن کس که دل تیره دارد ز رشک
        مر آن درد را دیو باشد پزشک
        نکته مهم در این است که استاد سخن فردوسی در کاربرد قافیه بسیار باریک بین ودقیق است و غیر ممکن است به این موضوع اهمیت نداده باشد.به راستی این اشکال را چگونه می توان توجیه کرد؟
        جواب این است که این شکل قافیه در شاهنامه ودیگر سروده های کهن عیب محسوب نمی شده است و شاعران آن دوره قافیه هایی از این دست را درست و روا می دانسته اند.برای نمونه خاقانی در یک رباعی چنین قافیه ها را آورده است:
        آن ماه دو هفته کرد عمدا هر هفْت
        آمد برخاقانی وعذرش پذرُفت
        ناچار که خورشید سوی ذره شود
        ذره سوی خورشید کجا داند رَفت؟
        @};- @};- :-x
        ترانه تون قشنگ بود نسترن جان =D>

      • درود و باعرض پوزش از خانم وحیدی گرامی و سلام خدمت دوست خوبم خانم جزایری…
        انیس جان در مورد قافیه و مشکل « اقوا » در این بیت حق با مجیده و ایشون درست فرمودن .
        و اینکه فردوسی بزرگ قافیه ای را بکار برده اند که طبق اصول قوافی درست نیست و ما حق نداریم همه قوافی ازین نوع دست را به صرف اینکه بزرگی بکار برده درست شمرده و تکرارش کنیم .بله حق باشماست بیت اول شاهنامه قافیه اش مشکل اقوا داره . قافیه هست اما دارای اشکال اقوا هستش . مثل همه ابیاتی که فرمودید…
        نه تنها فردوسی بزرگ که بسیاری از شعرای بزرگ ما مرتکب این اشتباه شده اند و نه به صرف یک یا چند قافیه اشتباه از بزرگی این بزرگان کم میشود و نه به صرف بکار برده شدن این قافیه ها توسط بزرگان این عیب نادیده گرفته می شود..این بیت از نظامی :
        جوانمرد را پیر دیرینه گفت / هنرمند باشی نباشد شِگِفت
        و در دیوان مولانا بیشمار و فراوان و در دیوان و غزلیات حافظ و سعدی . در دیوان مسعود سعد سلمان و خاقانی بسیار دیده ام …اما هیچکدام ازینها دلیل نمیشود که این قافیه را سالم در نظر بگیریم .
        و اما نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که خطای فردوسی نادیده گرفته می شود به دلیل اینکه از شصت هزار بیت تنها چند بیت به اینگونه دارای اشکال هستند یا از نظامی و حافظ و سعدی به همین منوال..اما این اشکال در یک ترانه ۶ بیتی جای هیچ توجیهی باقی نمی گذارد .
        با احترام و عذرخواهی از خانم وحیدی .مجید شمس و شما خواهر گلم …
        @};- @};- @};-

      • ممنونم از شما مهیای گرامی
        خانم جزایری اینکه دوس دارید در چنین مباحثی شرکت کنید باعث خوشحالیه و اما پیشنهاد من اینه که در مورد قواعدی که مطالعه می کنید بیشتر دقت به خرج بدید
        خرد و نگذرد / عیب اقوا داره و راجعبه ش خانم غلامی توضیحات لازم رو دادن @};-

        به گفته خودتون : یکی نبودن مصوت هجای قافیه در شرایطی که روی ، صامت ساکن باشد //
        اخبار و اجبار /
        حرف ” ر ” روی ساکن نیست به نظر شما ؟

        پاینده باشید @};- @};- @};-

      • سلام مهیا جان دوست خوبم.خدمت شما هم سلام عرض میکنم آقای شمس. راستش من تمام مثال هایی که از عیب اقوا دیدم تا حالا به این صورت بوده که حرف یا حروف قافیه ساکن بودن .مثل کلمات معطر و مجاور که ر ساکن هست. طبق تعریفی که تو این سایت ارایه شده http://aryaadib.blogfa.com/8607.aspx هر جا در هجای قافیه‌ی صامت + مصوت + صامت، هم‌سانی ِ مصوت‌ها رعایت نشه عیب اقوا وجود داره. شما تا حالا جایی دیدید که بیت اول شاهنامه رو به عنوان مثال اقوا ذکر کرده باشن؟ اگه دیدید و آدرس بدید مسلما حق با شماست. یا حداقل جایی ببینم که مثالی ذکر شده که بعضی از حروف مشترک قافیه غیر ساکن بوده باشن. البته ببخشید که انقد بحث رو به درازا می کشونم. بیشتر برای شیر فهم شدن خودم هست. @};- @};- :-x

      • سلام خدمت استاد گرامی جناب آقای شمس واقعا لطف کردین برای اینکه اطلاعات در مورد این بحث بالا تر بره به صفحه ی ترانه ی من باز هم رجوع کردین و واقعا میگم از این مباحث بسیار خوشحالم که واقعا میشه تو ش درس گرفت بازم ممنون از نقد ارزندتون @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • سلام خدمت استاد گرامی خانم مهیای غلامی گلم ممنون که تو صفحه م سر زدین و واقعا از نظراتتون کمال استفاده رو کردم و واقعا خوشحالم که از این مباحث می تونم به نتایجی برسم @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • سلام انیس جان نظراتتو خوندم و استفاده کردم و متوجه کلمه ی اقوا شدم که منظور چیه عزیزم و خیلی خوشحالم که همچین مباحثی پیش بیاد تا اطلاعاتم بالا بره ممنون که بهم سر زدی گلم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • عرض سلام و ادب و احترام مجدد خدمت خانم شما خانم جزایری و مجید شمس عزیز
        در بیت ترانه خانم وحیدی عزیز ، با قدری تامل و تفکر و مشورت عزیزان به این نتیجه رسیدیم که در این بیت عیب اقوا وجود ندارد و این دوکلمه مانند قافیه گرفتن دو کلمه ( سُهراب با مِهراب ) یا ( شَراب با غُراب به معنی کلاغ ) به دور ازذهن می نماید. و از نظر من این دوکلمه را قافیه گرفتن درست نیست چون هجای دوم کلمه یعنی ( بار ) که تکرار است و هجای اول این کلمه ( یعنی اَخ و اِج ) ناهماهنگی حرکتی دارند و این باعث نازیبا بودن این کلمات برای قافیه قرارداده شدن ، می باشد. بشرطی می شود این دوکلمه را هم قافیه در نظر گرفت که اخبار را اِخبار تلفظ کرد.
        و در مورد بیت شاهنامه که خانم جزایری عزیز فرمودند ..این بیت در جایی مورد بحث و بررسی علمی و دقیق قرار نگرفته است که بتوان با قاطعیت گفت این قافیه نا صحیح و یا صحیح است صحت و سقم این مطلب نیاز به پژوهش دقیق و کاوش عمیق دارد . که در حوصله این بنده حقیر و این صفحه محدود نمی گنجد . اما نکته قابل ذکر این که در درهمان ابتدای شاهنامه قوافی متعددی میتوان یافت که این اختلاف حرکت در هجای اول قافیه به چشم میخورد اینجا چند نمونه را برای دوستان عزیز ذکر می کنم تا دوستان خود پی به این نکته ببرند که به شرط تلفظ دیگرگونه یکی از این کلمات می توان طبق علم اوصول عروض ، این کلمات را قافیه صحیح سالم خواند.
        کنون ای خردمند ، ارج خِرَد / بدین جایگه گفتن اندر خورد
        نه گویا زبان و نه جویا خِرَد / زخار و زخاشاک ، تن پرورد
        پذیرنده هوش و رای و خِرَد / مر او را ددو دام فرمان بَرَد
        پدید آید آنگاه باریک و زرد / چو پشت کسی کو غم عشق خورَد
        چو ضحاک دست اندر آورد و خورد / شگفت آمدش زان هشیوار مرد
        که در دومورد اخیر دکتر میر جلال الدین کزازی در نامه باستان ( خورد ) را به تلفظ ( خُوَرد) بکار برده و اذعان داشته که این کاربردی کهن است و ویژگی سبکی است .
        یکی پهن کشتی بسان عروس/ بیاراسته همچو چشم خروس
        از او هرچه اندر خورد با خِرد / دگر بر ره رمز معنی برد
        و بسیاری موارد دیگر ازین دست که ذکرشون باعث اطاله کلام می شد و از گفتن خودداری کردم .
        آیا قوافی با تلفظ امروزیشان ، قافیه درست و سالمی بشمار می آیند ؟
        در هر صورت این قوافی بشرط تغییر تلفظشان که بعید هم نیست در گذشته به همان که فردوسی بکار برده است ، تلفظ می شده اند.
        و نکته پایانی اینکه چون دلیلی برای اشتباه بودن امری نباشد و دلیلی هم دال بر صحیح بودنش موجود نباشد به نوعی از اشتباه بودنش چشم پوشی می شود و صحیح تلقی می گردد.
        عذرخواهی میکنم که این بحث این مطول شد.
        با سپاس از خانم وحیدی که بزرگوارانه ما رو تحمل فرمودند
        در پناه حق

      • سلام دوستان ابتدا راجعبه اقوا باید بگم حق با خانم جزایری هست و من کم دقتی کردم :) @};-
        اما راجعبه ایراد بر قافیه
        اخبار و اجبار
        از نظر من
        این قافیه صحیح نیست و علتش اینه که برای ساخت قافیه / صامت آغازین هجای اصلی تغییر می کنه و در این دو کلمه می بینیم که ” بار ” در کلمه ی اجبار / تغییری نمی کنه و در نتیجه قافیه ساخته نمی شه .

        اما در مورد
        خرد و نگذرد
        بحث مفصلی با استاد ربانی عزیز داشتم و نهایتن به این نتیجه رسیدیم که قافیه در ظاهر درست و با موشکافی جعلی و نادرست هست و متاسفانه بحث مورد نظر دراین صفحه نمیگنجه و توضیحش به درازا می کشه @};-

        برقرار باشید

      • سلام مهیا جان. ممنونم از شما و خانم ربانی و آقای شمس عزیز که انقد با حوصله بحث رو موشکافی کردین. انشالا در کنار شما دوستای گلم هر روز چیزای تازه یاد بگیرم.اگه آقای شمس این بحث رو پیش نمی کشیدن خیلی از سوالات اصلا ایجاد نمی شد که بخوایم دنبال جوابش بگردیم.امیدوارم حضور مهیا جان وآقای شمس همیشه تو اکادمی پر رنگ و اثرگذار باشه :-x :-x :-x :-x

      • ممنون از همگی به نظرم بسیار عالی بود این بحث @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم وحیدی

    گرچه یکم قواعد توی ترانتون رعایت نشده (که مسلماً خودتون بهشون واقفید) اما واقعاً احساس خوبی داره و انسان رو درگیر می کنه….

    اما راستش یکم شکه شدم این خیلی خوبه که شما به سلیقه مخاطب احترام می گذارید اما من چطور می تونم به خودم این اجازه رو بدم که به یه هنرمند تلقین کنم که چی بگه و چی نه اصلاً روند اینجور نیست!! من فقط با توجه به سبقه شما که تو کارنامه موضوعاتی جز موضوعات روتین امروزی داشتین «پیشنهاد» دادم که شاید به اون دغدغه ها هم سر بزنید بد نباشه اتفاقاً من اصلاً قائل به تنوع نیستم چرا که کار هنری از ذل بر می خیزه و این دلِ که تصمیم می گیره امروز نوبت چه سوژه ایه اما این که حرف حقیر براتون مهم بوده ما رو شرمسار کرده…

    @};- @};- موفق باشید @};- @};-

    • سلام آقای حسینی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین خوشحالم که احساس خوبی با خوندن این ترانه به شما دست داده و شما رو در گیر کرده مسلما سلیقه ی دوستان برای من از ارزش بسیار بالائی برخورداره ولی با توجه به توصیه های هر بار شما در مورد گفتن ترانه ای به غیر از سبک مثل ترانه های قبلیم گفتم این بار به توصیه های شما عزیزان گوش کنم و ترانه ای بذارم که با کار های قبلیم متفاوت باشه و امیدوارم بتونم در هر زمینه ای کار کنم ولی مسلما اون چیزی که در خودم سراغ دارم اینه که سبک های ترانه های عاشقانه رو بیشتر می پسندم چه گوش کنم و چه بنویسم به هر حال ممنون از حضور همیشگی و مهربونتون پای ترانه های من امیدوارم که همیشه شاد باشین اما لایکتون کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) باور کنین شوخی می کنم همون حضورتون برام یه دنیا ارزش داره چون واقعا با لایک چیزی عاید من نمیشه برای بعضی از دوستان به این شکل می نویسم که تغییر جوی در صفحه ی ترانم پیش بیاد همون کاری که توو کلاس درس برای دانش آموزانم انجام میدم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S

        ببخشید….

        لایک+

      • یدفعه اشتباه برداشت نکنین آقای حسینی منظورم این بود که برای تنوع در کلاس درسم گاهی وقتا شوخی می کنم نه اینکه شما رو دانش آموزم فرض کنم تشکر بابت لایکتون و واقعا میگم همون حضور شما و دیگر دوستان پای ترانم از هزاران لایک ارزشش بیشتره @};- @};- @};- @};-

  • برای شروع خوبه
    @};- :-)

    • سلام آقای شریفی ممنون از حضور همیشگیتون پای ترانم امیدوارم که بتونم ترانه های اجتماعی بهتری بنویسم به هر حال واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم وحیدی عزیز …
    بسیار هم عالی ،تغییر فضای کارتونو دوس داشتم ….منتظرم کارهای ناب اجتماعی ازتون ببینم ….البته عاشقانه هاتونم مورد پسنده مخصوصا واسه اجرا …موفق باشید … @};-

    • سلام آقای سرمدیان ممنون از حضور همیشگیتون پای ترانم واقعیتش تو ترانه ی قبلیم هم منتظر نقدتون بودم ولی به ترانه ی من سر نزدین البته می دونم که احتمالا در گیر امتحاناتتون هستین امیدوارم که همیشه در تمام مراحل زندگیتون موفق باشینو خوشحالم که به نظرتون این ترانه عالی شده و ممنون از امیدواری که نسبت به نوشتن مجدد ترانه بهم میدین @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • بچه سالـــه یه دانش آمــــــــــــوز
    توی رویاش نشستــه حیرونــــــــه
    میگـه ای کاش برســـه روزی کــه
    فقر و بد بختی گم شــه از خونــــه

    @};- @};- @};- قلم توانا همین جا ها بیشتر خودشو نشون میده @};- ملودی و وزن خوبی داشت @};-

    • سلام آقای تاج واقعا این همیشه نظر لطفتونه که قلممو توانا می دونین و واقعا جای خوشحالی داره که افرادی در این سایت باشن که امید به بهتر نوشتن رو در دیگران زنده می کنن و خوشحالم که از این بند ترانم خوشتون اومده @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • @};- @};- @};- @};-
    پسند+

    • سلام آقای نتاج ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف فرمودین و ترانه ی منو خوندین آقای نتاج حضورتون خیلی کمرنگ شده انگار دیگه ترانه نمی نویسین؟؟؟؟؟؟؟؟؟ @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • عرض ادب خانم وحیدی
    وقت بخیر
    جسارتا خواستم از شما اجازه بگیرم ویرایشی که توی ترانه ی عبور از گناه من انجام دادید رو در ترانه ام لحاظ کنم و از ابیات شما استفاده کنم

    • سلام آقای تلیکانی خواهش می کنم این چه حرفیه می زنین این واقعا اجازه گرفتن نمی خواد اگه خصوصی باز بود که اصلا ویرایشو در خصوصی براتون اعمال می کردم و اون ترانه از خودتونه و احساس زیبای خودتون درش نهفته هست من فقط چند تا کلمه رو تغییر دادم @};- @};- @};- @};- @};- و خوشحال میشم شما هم اگه احساس می کنید یه جائی از ترانه هام باید روش ویرایش انجام بشه بهم گوشزد کنین

  • سلام اکثر نظرات رو خوندم.در مورد اشکالات کار صحبت نمیکنم دیگه و من هم با خانم جزایری موافقم و به نظرم قافیه کار طبق اطلاعاتی که من دارم درسته.در ضمن این که بخوایم انقددددر رو اشکال قافیه ای تاکید کنیم که حتی اگه اشکال باشه به چشم نمیاد،به نظرم از متن به حاشیه رفتنه.موفق باشید خانم وحیدی @{;-

    • سلام آقای حسن زاده ممنون از حضورتون پای ترانم چرا به نظرتون این مباحث نباید به درازا کشیده بشه درسته من خودم هم موافقم که تو این قسمت حتی اگه اخباره و اجباره قافیه ی درستی نباشه زیاد به چشم نمی خوره ولی میشه درس گرفت برای آینده که تو ترانه های من و دوستان سعی بشه که از این ایرادات وجود نداشته باشه ولی واقعا از حضورتون پای ترانم خوشحال شدم که برای ترانه ی من ارزش قائل هستین واقعا ممنون از حضورتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • در ضمن یه تغییراتی تو ترانم دادم با توجه به نظرات دوستان که به نظر خودم خیلی بهتر شده حتی قافیه ی اجباره رو هم عوض کردم تا قافیه هم عیب اقوا به قول آقای شمس و خانم غلامی نداشته باشه در ضمن اولین بار بود که کلمه ی اقوا رو تو قافیه می شنیدم @};- @};- @};- @};- @};-

  • سـلام خانـم وحـیدی ،
    ترانـه بسیار زیبا و فوق العاده ای بود ؛ اما در رعایت وزن “فاعلاتن مفاعلن فعلن” خوب کار نکردید ؛ این وزن یکی از سخت ترین اوزان فارسی هست ؛ و دوم اینکه ؛ در بعضی جاها سعی کنید از علایم نگارشی ، مثل ویرگول و نقطه ویرگول استفاده کنید ؛ تا خواننده دچار سر درگمی نشه .
    مثـل اینجا : بچه ساله ؛ یه دانش آموزه – و اینجا : قلبش آشوبه ؛ ترس داره هنوز ؛
    موفق باشید …

    • سلام آقای راشدی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعیتش من وزن رو نمی شناسم و در مورد علامت گذاری درست می فرمائین این واقعا یه عادت بدی هست که اکثرا رعایت نمی کنن از جمله من و چون عادت به استفاده از این علایم راندارم واقعا رعایت کردنش برام بسیار سخته ولیکن شما درست می فرمائین باید تمرین کرد تا از نظر نگارشی یه کار خوب در سایت گذاشته بشه واقعا تشکر بابت وقتی که برای خوندن این ترانه گذاشتین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام دوست من
    صراحت رو بذار کنار
    تصویر بساز

    • سلام آقای دمی زاده ممنون از حضورتون پای ترانم ممنون از نقدتون ولی به نظر خودم خالی از تصویر نیست مثلا رخساری که سرخه یا زخم خنجری که روز و شبش داره طعم فقری که هر لحظش داره و …. البته باز هم ممنون از حضورتون و می دونم که ترانه های من هیچ وقت و به هیچ وجه به پای ترانه های شما نمی رسه ممنون واقعا از حضورتون @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام نسترن جان
    خوبه که به موضوع اجتماعی پرداختی برای شروع خوبه.
    فکر میکنم تو این وزن بار اوله ترانه میگی واسه همینم به وزن مسلط نبودی
    در کل تنوع در کارت و دوست داشتم

    • سلام ناهید جان ممنون بابت حضور همیشگیت پای ترانم واقعا لطف کردی وقت گذاشتی و ترانه ی منو خوندی عزیزم
      بله اولین باریه که تو این سبک و یابه قول شما وزن ترانه ای نوشتم