تردید

روزی که ترکم کرد,این فاصله پوسید
هر کس رو می دیدم ,حالش رو می پرسید
روزی که ترکم کرد,آسایشم گم شد
حرفای پر عشقش تو خاطره م غر شد
بچه شدم انگار ,از دل نمی رفتی
هی زنگ پشت ه زنگ ,گوشیتو می بستی
آقا خبر داری ,رفتی و من غرق م
با گریه می خوابم ,با اشک می خندم
رو هق هق ه قلبم ,چشمامو می بندم
چند روز ه بی تابت با بغض همدردم
هر صبح بی جونم ,هر روز دلتنگم
دلگیره حرفاتم ,با غصه می جنگم
آقا خبر داری ؟حرفی بزن مرد م
تو عاشقم کردی ,من اشتباه کردم
با پچ پچ ه فردا درگیره دیروزم
هرگز نمی فهمم چی اومده روزم
دیگه گذشت اونروز,گفتی بمون بازم
با لمس انگشتات تقدیر و می سازم
بی فکر و بی بونه خندیدم اینبارم
گفتم گل نازم خیلی دوست دارم
مشکوک ترسیدی,با حرف ه من در دم
با زخم ه هر بوسه تردید می کردم
من دیر فهمیدم دستا ی تو سردن
این لحظه های تلخ ,بی حس تر از دردن
آقا خبر داری رفتی و من غرق م
با گریه می خوابم,با اشک می خندم

۶۴۳