کوه

چه میدونی حال منو .. ریزش کوهو ندیدی..
تو تیکه پاره شدن غرورو که نفهمیدی..

نفهمیدی هر تیکه که میافته از کوه .. میریزه..
درد ِ آوارارگی شو توو .. دامن ِ اندوه میریزه..

هرچی که جم(ع) کنه هزار ..تیکه ی داغون شدشو..
بازم پراکنده میشه ..آخ .. دل ِ ویرون شدشو..!!!

فقط از اون کوه ِ غریب ..دورنمای آبی دیدی..
از اونهمه حسرت و درد ..تو َ م چیزی نفهمیدی ..!!!

دردا رو ..یکی یکی اون ..تو دل که زندونی میکرد..
لب از لبش وا نمیشد ..گریه ی پنهونی میکرد..

تا یه روزی زندونیاش ..اهل چه یورشی شدن..
بیرون زدن از دل کوه ..آتیشی ..شورشی شدن..

آتیشفشون که ندیدی ..رنج مذاب نکشیدی ..!
رویاتو کابوس ندیدی ..به انتها نرسیدی..

چی بگم از کوه بلند.. یواش میگم ..بِهِم نخند..!
چشماتو رو غرورای شکسته ..با غرور نبند..

دردا رو جم کن ازتن ِ صحرای سوخته ی دلا ..
کنار عاشقا بمون.. نرو توو جمع ِ عاقلا..!!!

این ترانه از تکه هایی از متن یک نوشته ی نثر اقتباس شده ..ازسری دستنوشت های خودم :
چه میدانی که یاس یعنی چه..چه میدانی ! چه میدانی که ذره ذره قوای خود را جمع کردن وباز پراکندگی خود را دریافتن چه حالتیست . تو معنی متلاشی شدن را چه میفهمی ..که هرگز کوه نبوده ای ..که هرگز کوه ندیده ای .. هرگز نفهمیده ای که از درد ِ "بودن" و از بعیدیِ " شدن " منفجر گشتن و متلاشی شدن چگونه است ..!
چه میدانی که عظمت کوه.. درلحظه ی ریزش ازهر لحظه ی دیگر بیشتر درچشم بیننده نفود میکند .. تازه بعداز فروریختن است که میفهمند چقدر بزرگ بوده ..نمیدانی هر تکه از کوه که فرو میریزد چه دردی میکشد که برسر ِ عابری آوارشده است..!!
چه میدانی ..که هرگز کوه نبوده ای ..که هرگز کوه ندیده ای .. تو هم از کوه تنها همان رنگ ِ آبی ِ دورنمایش را میشناسی…

۶۷۵
۳۵

  • چه میدونی حال منو .. ریزش کوهو ندیدی..
    تو تیکه پاره شدن غرورو که نفهمیدی..

    نفهمیدی هر تیکه که میافته از کوه .. میریزه..
    درد ِ آوارارگی شو توو .. دامن ِ اندوه میریزه..

    درود استاد بزرگوار خیلی عالی و پر احساس لذت بردم واقعا قلمتون نویسا لایک هم که حتما

  • سلام خانم ربانی @};-
    زیبا و دلنشین سرودید و با تعابیربسیار زیبا
    موفق باشید استاد محترم @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D>
    لایک تقدیمتون @};-

  • قلمتون همیشه نویسا زیبابود @};-

  • خانم ربانی عزیزم ترانه بسیار زیبا و دلنشینی بود از خوندنش لذت بردم =D> @};- :-x
    من همیشه ممنون زحمات شما هستم ولی گله ای هم دارم این سومین باره که شعری ارسال می کنم و منتشر
    نمی شه دوس دارم حداقل دلیلشو بدونم البته یکی از شعر هامو که منتشر نشد شما زحمت کشیدین و در پیام
    خصوصی برام نوشتین ولی در مورد شعری که جمعه ارسال کردم به نظر خودم نه اونقدر سطح پایین بود و نه اونقدر
    مثلا کفر امیز و یا سیاسی اگه علتشو همینجا برام بنویسین ممنون می شم زنده باشید @};-

    • سلام از بنده س حضورتون.درمورد ترانه ی شما یک ترانه که بتاریخ پانزدهم دیماه ازشما درصفحه ی نخست هست و ترانه ای هم بتاریخ نوزده دیماه در بررسی ها بود بنام امتحان که ضمن مواردی که تعریضی به بعضی گروه ودسته ها میزدکه جنبه ی حاشیه هایی رو داشت که دراین سایت حتی المقدوراز اون کناره میگیریم.ازجهت بیان ادبی وهنری هم سطح قابل اعتنایی نداشت که با پیشنهاد حذف برخی موارد ازتون درخواست ویرایش مجدد بشه.ضمن اینکه اگربی پاسخ موندید دراین مورد به این علته که مقدورنبوده پیام خصوصی خدمتتون بدم. ولی اگرامری هست دوستان باشماره م میتونند تماس داشته باشنداگر ضرورتا باید موضوعی مطرح شه. درمورد سایر ترانه ها اگر ارسال کردید وحذف شده احتمالا به مواردی برمیخوره که در اطلاعیه ی اخیر پیش از این به اون موارداشاره کردیم. ممنونم از همراهی ومحبت شما وسپاس از حضورتون. @};- @};- @};- @};-

      • سلام خانم ربانی ممنون از توجهتون . و اما در مورد اعتراض به بعضی گروهها باهاتون موافقم با اینکه این اعتراضها
        که قابلی نداره ولی در مورد اینکه از جهت ادبی و هنری سطح قابل اعتنایی نداشت شاید در مورد من که بارها و بارها
        گفتم خودم می دونم شعرهام هیچ ارزش ادبی ندارن و فقط دلنوشته هام هستن یه کمی کم لطفی باشه =((

      • قربونتون برم خانوم سلیمانی عزیزم من منظورم این نبود که اثرشما تهی از وجوه ادبی ست منظورمو بد بیان کردم گویا. منظورمن این بود که اگرپیشنهاد حذف موارد حاشیه ای رو میدادم دیگه از کل اثر لطافتی نمیماند که قابل ارائه باشد .از جهت ادبی و به لحاظ هنری درسطح نازل و غیرقابل اعتنایی قرار میگرفت که عدم انتشارش به از منتشرکردنش بود .واذعان میکنم که در لیست ترانه هاتون این اثر بیش از سایر آثارتون متکی به گلایه ای بود که محدوده ی مانور ادبی و گزاره های هنری رو در اثر محدود کرده بود.من هرگز نگفتم وحرفم این نبوده ونیست ونخواهد بود که ترانه هاتون در سطح نازلی قرار دارد. خیر ابدا” این را به زبان وقلم نیاوردم تنها به ترانه ی مورد بحث اشاره داشتم که گویا ناقص توانستم مفهوم مورد نظرم رو ابلاغ کنم خدمت شما و دقیقا” حالت حرف ناپخته را پیداکرده کلامم که بابتش با نهایت احترام وتواضع از حضورتون عذرخواهی میکنم .کلام شما با منّت بر چشم ما جادارد خود سرکارکه سرور و چشم وچراغ محفل دوستانه مون هستید دستتون رو به گرمی میفشارم و امیدوارم منبعد در کلام وگفتار دقیق و جامع ومانع عمل کنم اگرچه تابه حال هم سعی م جزاین نبوده .اما دراین مورد گویا کلامم دچار کژتابی بوده. در هرحال امیدوارم سو ء تفاهم با این توضیحات که عین واقعیت است مرتفع شده باشد. شما تاج سرمایید ناهید خانوم عزیزم . :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};-

      • خانم ربانی عزیزم این روزها درد زیاد است درمان هم هست اما دیگر کسی حال خوب شدن ندارد :-(
        اما من با خواندن نوشته هاتون حالم خوب شد. شما اونقدر متواضع و با شخصیت و انسان هستید که من
        نمی دونم در مقابل این همه تواضع چی بگم و یا چی بنویسم منو شرمنده کردین :”> فقط هزاران آفرین و
        احسنت به اون پدر و مادری که اینچنین خانمی رو تحویل اجتماع دادند @};- اگه همه مثل شما بودن غرور و خود بزرگ بینی رو کنا ر می گذاشتن به خدا دیگه هیچ کینه و دشمنی و دلخوری نمی موند و بهشت رو همینجا تجربه
        می کردیم از دور روی ماهتونو می بوسم و آرزوی سلامتی و خوشبختی برای شما و خانواده محترمتان
        می کنم :-x
        وقتی نیستی همه نیستن
        نه که نیستن هستن
        مثل تو نیستن :-x :-x :-x @};- @};- @};-

  • ترانه زیبا و جالبی بود خانم ربانی
    @};- @};- @};-

  • بار اول خیلی ساده خوندم ، اصلاً خوشم نیومد
    بار دوم خوندم باریتم جذبش شدم
    بار سوم ملودی زدم روش خوندم روانیش شدم
    بار چهارم دارم میخونم که لایک ۴ رو تقدیم کنم :”> :-x @};- =D>

    • سلام ..بسیارهم ممنون .چقدر خوبه که چنین همتی رو همه تجربه کنیم ..با ر اول که ترانه به دل نمینشینه طاقت بیاریم.. ما که علاوه بر هنرهایی که نداریم این هنررا هم نداریم. آفرین به همت شما. ممنونم از حضور و لطفتون. @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • که هرگز کوه نبوده ای
    که هر گز کوه ندیده ای
    هرگز نفهمیده ای که از درد ِ “بودن” و از بعیدیِ ” شدن ” منفجر گشتن و متلاشی شدن چگونه است ..!
    متن رو خییییلیییییی بیشتر دوست داشتم
    خیلی زیاد
    بار ها و بارها خوندمش و هربار بیشتر ازش خوشم اومد
    دردا رو ..یکی یکی اون ..تو دل که زندونی میکرد.
    لب از لبش وا نمیشد ..گریه ی پنهونی میکرد…
    مرسی :-) =D> =D> =D> =D> @};- @};-

  • زیباا و دلرباا .. متن اقتباسی هم که بسیار زیباااا @};- @};-

  • سلام
    بسیار زیبا و دلنشین بود هم دلنوشته و هم ترانه @};- @};- :-x

  • سلام…
    چی بگم از کوه بلند.. یواش میگم ..بِهِم نخند..!
    چشماتو رو غرورای شکسته ..با غرور نبند..

    مثله همیشه زیبا و البت متفاوت برای من @};- @};- @};- =D>
    لایک ۶ فک کنم کمه ولی خب همین از دست من بر میاد @};- @};- :”>

  • سلام بانو ربانی
    بسیار زیبا مثل همیشه

    • سلام از ماست و گویا آفتاب از مغرب طلوع کرده ..چه عجب قربان. بالاخره زیارتتون کردیم.گرچه میدونم احتمالا بسیارسرگرم درسید.موفق باشید.ترانه ی زیبایی رو هم که ازشما امروز بروز رسانی کردیم. @};- @};- @};- @};- @};-

  • درود خانم ربانی
    ترانه تونو خوندم
    اصلا قابل مقایسه با متن زیبای ادبی تون نبود
    ایکاش این کار همون دلنوشته و متن ادبی باقی میموند
    البته این صرفا نظر منه دوست من
    سبز بمانید @};-

    • درود وسلام ما تقدیم حضورتون قربان. عرض شود که این متن یک متن بسیار شاعرانه ومخیل ادبی ست که تنها قسمتهایی بسیار اندک از آن اصل نوشتار را به سرمان زد که در قالب ترانه بیاوریم .این نوشته نوشته ی دوران دبیرستان است سال اول دبیرستان وچندی پیش دفتری را که این نوشته و بسیاری دیگر از نوشته هایم در آن بود را از بایگانی درآوردم و اسبابی شدتا براساس آن چیزی بنویسم. خود ِ اصل متن را اگر بخوانید در تخیل و حس از شعر چیزی کم ندارد . مطمعنا اونقدر چیره دست نیستم که بتوانم آنهمه بار ادبی را در ابیات موجز ومختصر بگنجانم . اینها را گفتم که فرمایش شمارا به وجهی تایید کنم. این ترانه ترجمان یک اصل است و کِی بدست ناتوانی چون من ترجمه ای قوت و قدرت اصل میابد. اما یک خاطره را به این وسیله در کلام ترانه برای حس خودم زنده کردم . ممنونم از لطف ومهربانی تون که صداقت را اساس صمیمت گفتار قرار دادید. به طبع دیگران هم چنین کردند بلکه تفاوت در سلیقه و تناسب حس و ادراک است که درهریک ازما متفاوت وصدالبته محترم است.شاد و موفق ونویسا باشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم ربانی عزیز کار زیبایی رو خوندم میپسندم @};-

    • سلام از ماست جناب جاویدان عزیزچشم براه ترانه های زیباتون هستیم بسیار کم پیدا شدین قربان.ممنون و خوشحالم از حضور ولطفتون .شاد و سربلند باشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام بانو ربانی
    دلنشین و زیبا ست این اثر.. @};- @};- @};- @};- @};-