یه روزی پیله تنهایی من..

« یه روزی پیله تنهایی من.. »

دلم بیزاره از ابریشم و تار
دیگه خستم از این پیله تنیدن
بریدم بس که روزا رو شمردم
سراپا حسرتم واسه پریدن

یه چیزی توی قلبم داره میگه
اگه تسلیم شم باید بمیرم
دیگه وقتش شده بالی بسازم
تا از این دوک خالی پر بگیرم

نصیبم خارج از اینجا یه دشته
پر عطر تن گل های وحشی
دلم میگه که فردا دیر میشه
تقلا کن همین حالا رها شی

میگه هر وقت داری کم میاری
به فکر موج گندم زارها باش
به فکر لرزش گلبرگ گل ها
به سودای عبور از تارها باش

نمیذارم که این نخ های کهنه
بشن زنجیر و بالامو ببندن
بگن پروانه بودن کار تو نیست
به حال زار و غمگینم بخندن

واسه ویرونی این تار و پودا
بجز پروانگی راهی نمونده
دارم از حجم غم لبریز میشم
دیگه حتی برام آهی نمونده

دلم بیتابه یاد لحظه ای که
دگردیسی من آغاز میشه
سرانجامم از اون آلونک تنگ
طلوع روشن پرواز میشه

یه روزی پیله تنهایی من
با دستای خودم تخریب میشه
نسیم صبح با سردی ژاله
تو رگهای تنم ترکیب میشه

۶۴۰
۲۷

درباره‌ی حمید رحیمی

حمید رحیمی: ترانه سرا و شاعر | وبلاگ: http://avayeghoo.persianblog.ir | تلگرام: https://telegram.me/HamidOnika | ایمیل: onikahamid@gmail.com
عضویت

  • درود آقای رحیمی
    خیلی خوب و با معنا بود.تصویر سازیاتون عجیب به دلم نشست!
    موفق باشین @};- @};- @};-

  • سلام
    خیلی زیبا و دلنشین بود @};- @};- @};-
    واسه ویرونی این تار و پودا
    بجز پروانگی راهی نمونده
    دارم از حجم غم لبریز میشم
    دیگه حتی برام آهی نمونده
    @};- @};- @};-
    لایک تقدیمتون

  • سلام آقای رحیمی واقعا از خوندن ترانتون لذت بردم بسیار زیبا تصویر سازی کرده بودین آفرین به این احساس لایک ۳ تقدیمتون =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام ترانه ی زیبایی بود و بسیارهم پرگفتگو وپرنکته. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام جناب رحیمی
    @};- @};- @};- @};- @};-

  • ترانه ات قشنگ بود. خوشم اومد. ۱۶ فکر میکنم نمره ی خوبی باشه.
    فقط دوک یعنی چی؟ اینجا میتونه این کلمه کاربرد داشته باشه؟ تا از این دوک خالی پر بگیرم؟
    البته من بی سوادم. شما به دل نگیر. :-)

    • آقای مقدم عزیز همین که ترانه رو خوندید ممنونم.
      نمیدونم ولی احتمالا شما شنیدید که به برخی چیزها اصطلاح دوکی شکل رو میدن یعنی مخروطی شکل. البته یه کابرد دیگه دوک هم اینه که دوک یه جسم مخروطی شکله که نخ به درو اون ریسیده میشه و بیشتر کابردش زمانیه که از پشم یا ابریشم یا … بخوان نخ تهیه کنن. اما منظور من شکل دوک مانند (مخروطی) پیله است.
      تا از این دوک خالی پر بگیرم یعنی تا از این حجم مخروطی پوچ و خالی پرواز کنم.
      البته من بیسوادتر از شمام اما برای انتخاب کلماتم خیلی حساس بودم چون این ترانه برام اهمیت و احساس عمیقی داشت…امیدوارم مطلب رو رسونده باشم.

      • سلامی دوباره :-)
        دوک اصطلاحا یعنی رشته رشته واینجاهم یعنی رشته های پینه ای به هم تنیده شده و شکلی دوکی شکل یاهمون مخروطی ایجاد کرده.به هر سلولی که رشته رشته وبه هم متصل باشه سلول دوکی میگن
        ببخشید جسارتم رو تازه امتحان زیست دادم ;))

      • چه جسارتی؟
        توی تعریف تو هم همون مخروطی شکل بودن هست که منظور منم همونه…تازه کمکم کردی
        توی امتحانات موفق باشی @};-

      • خواهش!
        ممنونم :-)

  • حرفی ندارم
    جز اینکه یه مقدار این قضیه ی پروانه و پیله تکراریه
    اما زیبا سرودید
    موفق باشید @};-

    • بله خانم پهلوانی
      موضوع پروانه و پیله تکراریه اما برای دیگران که اهل شعر و ترانه خوندن هستن…
      من این ترانه رو برای دلم سرودم چون واقعا این حس در من هست
      چطور بگم…
      این یه واقعیته که کسی از هزارتوی دل ما خبر نداره

      • اره
        من هیچوقت مخالف موضوع تکراری نیستم
        اینم گفتم که یه ایرادی گرفته باشم :-)

      • شما بزرگوارید
        همین که ترانه رو خوندید و اهمیت دادید ممنونم @};-

  • سلام حمید جان. خوش اومدی به آکادمی. به نظر من که خیلی بهتر از سایتای دیگه هست. تو انجمن شاعران جوان ترانه میذاریم کل نفراتی که نظر میدن گاهی به پنج نفر نمی رسن.ولی اینجا شور و شوق دیگه ای هست. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • نوع روایت و چهارچوبی رو که براش انتخاب کردید برام جالب بود
    پیله و پروانه شدن

    بنده متوجه دوک خالی نشدم :-/
    اگه منظورتون همین پیله هست که فکر نکنم به شکل دوک و مخروطی شکل باشه.
    در ضمن اون که هنوز خالی نیست ، پس موجودیت اون کرم توی پیله چی میشه؟!

    به فکر موج گندم زارها باش:
    بنده خیلی توی گندمزار ، خیلی پروانه ندیدم و معمولا ملخ و حشرات دیگه دیدم.
    خیلی ترکیب جالبی و عامی و همگانی به نظر بنده نیست.
    میشد از تعابیر بهتری استفاده کرد.

    در کل خوب
    موفق باشید.
    @};- :-)

    • ممنونم از توجتون آقای شریفی
      :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) کشتید منو با این گیرتون به دوک.
      در مورد سوالاتی که پرسیدید:
      در کل اصطلاحی در ادبیات به نام حس آمیزی است:
      سهراب سپهری در یه شعرش گفته: من وضو با تپش پنجره ها میگیرم. لابد شما بهش گیر میدید که مگه پنجره تپش داره… دیگه چی بگم آخه. (البته من خودمو اندازه یه تار موی سپهری عزیز نمیدونم..فقط مثال زدم)
      – مخروط یا در عامیانه دوک شکل هندسی هست شبیه هرم با این تفاوت که سطح مقطع آن دایره می باشد. دلیل من از کابرد این کلمه (که برای انتخابش خیلی گشتم و همین طوری به ذهنم نرسید…) شکل دوک مانند پیله است. حالت استوانه ای که در سر و تهش نازکتر میشه. نمی خوام بگم که ۱۰۰% میشه خود دوک.
      ولی تا حالا اصطلاح دوک نخ ریسی هم به گوشتون نخورده!؟ دوکی که نخ روی اون تابیده میشه…
      – در مورد خالی بودن دوک: اگه شاعری بگه که (بی تو قلبم خالیه) یا (دلم هوای تو رو داره) یا (دلمو شکستی) خواسته دلتنگی هاشو به نحو زیباتری بیان کنه… وگرنه میشه بهش گفت که (قلب خالی نیست و نسج و بافت و خون و … داره) یا (دل آدم که هوای کسی رو نمیکنه..این ذهن آدمه که به یاد و خاطرات کسی وابسته میشه) یا (دل که شکسته نمیشه ! کیو دیدی که دلش شکسته باشه…این احساس آدمه که لطمه میخوره و این طور بیان میکنه تا زیباتر باشه). وقتی شاعری میگه (خونه بی تو درگیر سکوته) میشه بهش گیر داد که تو خودت تو خونه ای و لابد حرکتی می کنی که سکوت نباشه و هزار تا گیر دیگه. وقتی من میگم دوک خالی منظورم این حس عزلت و تنهایی پوچ و تهی هست که آدم رو (منو) از هر طرف احاطه کرده و نمیذاره راحت باشم! وگرنه خودم هم میدونم که یه کرم چاق داخل پیله هست!!! آخه اینم شد گیر؟
      – درمورد موج گندم زارها: نمیدونم چرا این گیرو دادید؟ منم ندیدم پروانه ای به گندم بچسبه و تغذیه کنه! منظورم زیبایی بعد از آزادی از پیله است که مناظر زیبا و دنیای جدید و چشم اندازهای بکر و دل انگیز رو به آدم هدیه میده! پروانه ای که در دشت آزاد باشه و لذت ببره مطمئنا موقع نظیم از اون پیچ و تابی که در میان کشت گندم رخ میده به شوق میاد…
      برادر من این ها حس آمیزیه و منظور من از پروانه و پیله، منه لاکردارم که که توی گوشه تنهاییم نشستم و در خودم فرو رفتم اما یه حسی بهم میگه که از این دنیای تیره و تار خودم بیام بیرون…. گرفتید؟ دیگه بهتر از این نمیتونم توضیح بدم!
      آقایون و خانم ها ترانه من مثل هر ترانه ای اشکال داره ولی این گیرهایی که اینجا گفتم رو نمیپذیرم… [-(

      • [-(

      • خانم نجفی!!!؟
        آخه چرا؟ :<
        نه به خدا من دیکتاتور نیستم. کاش یکی دونه دونه ایراد های ترانه رو میگفت به خدا خوشحال میشدم… ولی آخه دوک؟ شما که خودت هم دوک تعریف کردی… باشه … باشه… من یه مقدار تند رفتم… از همه عذرخواهی میکنم و خواهش میکنم منو ببخشن اگه ازم رنجیدن.

  • این بیت دقیقا نمی دونم از کیه تقدیم به شما :

    در کنج زمان پیله تنیدن سخت است
    پروانه شوم بی تو پریدن سخت است
    در غیبت تو ثانیه ها سال شدند
    بی تو به خدا نفس کشیدن سخت است

    @};- @};- @};-