وحشت فاصله

منم اونکه از وحشت فاصله..
همش ردپاتو نگا ..می کنم..
یه کوهم که با انعکاس یه درد
تو رو با سکوتم صدا میکنم ..
…………
تو اونی که پشت همه گریه ها
تو هر قصه ای قهرمانم شدی
همونی که با رفتنی بی دلیل
معمای این داستانم شدی …

منم اونکه با التهاب یه درد
تو لحن سکوتش صدای تو بود
همونی که اون سمت هر فاصله
تو دلتنگیاش ردپای تو بود..

به مفهوم این واژه ها فکر کن
به زخمی که رو اعتماد منه
به مطلق ترین شکل هر واژه ای
که یاد آوره انجماد منه

نزار توی تکرار این لحظه ها
تنفس برام غیر عادی بشه
صدایی که لبریز اسم تو یه
دچار سکوتی ارادی بشه …..

۶۳۴
۱۳